تماس با ما
افزودن به علاقمندیها
RSS

 

   ایسنتاگرام instagram   lenzor لنزور:سرویس اشتراک عکس

Register

ورود کاربران

عضویت در سایت، نیاز به فعالسازی ندارد، و در مدّت چند ثانیه میتوانید عضو شوید. پست الكترونيك و ساير اطلاعات شخصي افراد محرمانه تلقي شده و در اختيار هيچ كسي قرار نخواهد گرفت. اخبار مهم از تازه های سایت به اعضای سایت ارسال گردد.



علوم عرفان
رقص سماع چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
شنبه ، 4 دی 1395 ، 19:00

 رقص سماع

 

مولانا جلال الدين رومي مراقبه اي را

پايه گذاري كرد که براي هفتصد سال در ميان جمعي از صوفيان ادامه دارد. این مراقبه، نوعي رقص است.

 

كودكان دوست دارند به دور خود بچرخند، هيچكس نپرسيد كه چرا در تمام دنيا ، بدون در نظر گرفتن نژاد و مليت و مذهب ، تمام كودكان عاشق چرخيدن بدور خود هستند.

جلال الدين رومي با ديدن اينكه كودكان بدور خود مي چرخند، فكر كرد بايد چيزي وجود داشته باشد كه كودكان احساس مي كنند ؛ ولي نمي توانند بيان كنند و شايد اگاه نباشند كه آن چيست .

پس خودش چرخيدن را آزمايش كرد. و شگفت زده بود كه اگر به چرخش ادامه بدهي، لحظه اي فرا خواهد رسيد كه مركز وجودت ايستا و ساكن باقي مي ماند و تمام بدن، ذهن ، مغز و همه چيز در چرخش است. و آن مركز در چرخش نيست، تو هستي مركز گردباد، سماع تقربيا مانند گردباد است، ولي در مركز گردباد نقطه اي را خواهي يافت كه ابداً حركت نمي كند.

زماني جلال الدين دريافت كه مي توان آن مركز وجود را كه ثابت است پيدا كرد ، بمدت سي و شش ساعت بي وقفه چرخيد ،جمعيت بزرگي گرد آمده بودند.جمعيت تغيير مي كرد مردم ميرفتند و دوباره باز مي گشتن ، پس از ٣٦ساعت او روي زمين افتاد و مردم خنده اي بلند را شنيدند.

جلال الدين بلند شد مي خنديد و گفت: من در اين ٣٦ساعت ذره اي حركت نكردم، اينك من براي جستن خداوند نبايد به مكه بروم ، من او را يافتم . در مركز ثابت خودم :

"او آنجاست"

 

 گردآوری: مدیر سایت

 
داستان عرفانی: احترام، و مقام و اعتبار و آبرو در نزد خدا، مهمتر از نزد مردم چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
چهارشنبه ، 10 آذر 1395 ، 15:50

  داستان حکمت آموز ، داستان عرفانی ، داستان ذن

 

احترام، و مقام و اعتبار و آبرو در نزد خدا، مهمتر از نزد مردم

 

می گویند: روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد.

 

شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید: آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟

  مولانا حیرت زده پرسید: مگر تو شراب خوارهستی؟!

شمس پاسخ داد: بلی.

مولانا: ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم!!

ـ حال که فهمیدی برای من شراب مهیا کن.

ـ در این موقع شب، شراب از کجا گیر بیاورم؟!

ـ به یکی از خدمتکارانت بگو برود و تهیه كند.

– با این کار آبرو و حیثیتم بین خدام از بین خواهد رفت.

– پس خودت برو و شراب خریداری کن.

- در این شهر همه مرا میشناسند، چگونه به محله نصاری نشین بروم و شراب بخرم؟!

ـ اگر به من ارادت داری باید وسیله راحتی مرا هم فراهم کنی چون من شب ها بدون شراب نه میتوانم غذا بخورم، نه صحبت کنم و نه بخوابم.

 

مولوی به دلیل ارادتی که به شمس دارد خرقه ای به دوش می اندازد، شیشه ای بزرگ زیر آن پنهان میکند و به سمت محله نصاری نشین راه می افتد.

تا قبل از ورود او به محله مذکور کسی نسبت به مولوی کنجکاوی نمیکرد اما همین که وارد آنجا شد مردم حیرت کردند و به تعقیب وی پرداختند.

 

 آنها دیدند که مولوی داخل میکده ای شد و شیشه ای شراب خریداری کرد و پس از پنهان نمودن آن از میکده خارج شد.

 

  هنوز از محله مسیحیان خارج نشده بود که گروهی از مسلمانان ساکن آنجا، در قفایش به راه افتادند و لحظه به لحظه بر تعدادشان افزوده شد تا این که مولوی به جلوی مسجدی که خود امام جماعت آن بود و مردم همه روزه در آن به او اقتدا می کردند رسید.

 

  در این حال یکی از رقیبان مولوی که در جمعیت حضور داشت فریاد زد: "ای مردم! شیخ جلاالدین که هر روز هنگام نماز به او اقتدا میکنید به محله نصاری نشین رفته و شراب خریداری نموده است."

آن مرد این را گفت و خرقه را از دوش مولوی کشید. چشم مردم به شیشه افتاد.

. مرد ادامه داد: "این منافق که ادعای زهد میکند و به او اقتدا میکنید، اکنون شراب خریداری نموده و با خود به خانه میبرد!".

سپس بر صورت جلاالدین رومی آب دهان انداخت و طوری بر سرش زد که دستار از سرش باز شد و بر گردنش افتاد .

 

  زمانی که مردم این صحنه را دیدند و به ویژه زمانی که مولوی را در حال انفعال و سکوت مشاهده نمودند یقین پیدا کردند که مولوی یک عمر آنها را با لباس زهد و تقوای دروغین فریب داده و درنتیجه خود را آماده کردند که به او حمله کنند و چه بسا به قتلش رسانند.

در این هنگام شمس از راه رسید و فریاد زد: "ای مردم بی حیا! شرم نمیکنید که به مردی متدین و فقیه تهمت شرابخواری میزنید، این شیشه که میبینید حاوی سرکه است زیرا که هرروز با غذای خود تناول میکند ".

 

 رقیب مولوی فریاد زد: "این سرکه نیست بلکه شراب است".

شمس در شیشه را باز کرد و در کف دست همه ی مردم از جمله آن رقیب قدری از محتویات شیشه ریخت و بر همگان ثابت شد که درون شیشه چیزی جز سرکه نیست.

رقیب مولوی بر سر خود کوبید و خود را به پای مولوی انداخت، دیگران هم دست های او را بوسیدند و متفرق شدند.

 

  آنگاه مولوی از شمس پرسید: برای چه امشب مرا دچار این فاجعه نمودی و مجبورم کردی تا به آبرو و حیثیتم چوب حراج بزنم؟

 

شمس گفت: برای این که بدانی آنچه که به آن مینازی جز یک سراب نیست، تو فکر میکردی که احترام یک مشت عوام برای تو سرمایه ایست ابدی، در حالی که خود دیدی، با تصور یک شیشه شراب همه ی آن از بین رفت و آب دهان به صورتت انداختند و بر فرقت کوبیدند و چه بسا تو را به قتل میرساندند.

 

این سرمایه ی تو همین بود که امشب دیدی و در یک لحظه بر باد رفت. پس به چیزی متکی باش که با مرور زمان و تغییر اوضاع از بين نرود.

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

ای هیچ برای هیچ با هیچ مپیچ

دانی که پس از مرگ چه باقی ماند

عشق است و محبت است و باقی همه هيچ

توضیح:

 به آبروی خود در نزد خدا و بخصوص در روز قیامت، باید اهمیت بیشتری نسبت به احترام و مقام در نزد مردم در این دنیا، داد. و به احترام در نزد مردم و نظر مردم درباره خود، دل خوش نبود.

*  برای کسب اطلاعات بیشتر, به کتابهای داستانهای حکمت آموز جامع (جلد۲) و نفوذ در ماوراء علوم (رخنه در اسرار) (جلد۲) ، مراجعه بفرمایید.

 
داستان عرفانی ، داستان حکمت آموز: حاضرجوابی شیخ خرقانی چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
پنجشنبه ، 4 آذر 1395 ، 16:12

 داستان عرفانی ، داستان حکمت آموز: حاضرجوابی شیخ خرقانی

 

شیخ ابوالحسن خرقانی ، شبی در نماز بود. آوازی شنید که

هان! ابوالحسن،خواهی که آنچه از تو می‌دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند !؟

شیخ گفت: بار الها! خواهی تا آنچه از کرم و رحمت تو می‌دانم و می‌بینم با خلق بگویم تا دیگر هیچ‌کس سجودت نکند؟

آواز آمد: نه از تو، نه از من.

(تذکرة الاولیا،عطّار)

در گفته ها, در احوال و مقامات سلمان فارسی داریم که اگر ابوذر, از مقامات بالای سلمان با خبر میشد, چه بسا, بخاطر ثقیل بودن هضم آن و داشتن ظرفیت پایین خود نسبت به آن, سلمان را می کشت. مردم عادی, ظرفیت و توانایی درک مقامات و آگاهیها و انوار عظیم عرفا و اولیاءالله را ندارند، و برایشان درک اینگونه مطالب عرفانی و عشق الهی سنگین است. در این جور مواقع, افراد ضعیف النفس، خود را کنار میکشند و به مطالب و مکتبهای سطح پایینتری خود را مشغول می کنند. به همین خاطر است که، عرفا و اولیاءالله، صحبتهایی رمزگونه داشته و نوشته هایشان را در هاله ای از اسرار می نگاشتند! و خواهند نوشت!

توضیحبیان و گویش عرفانی, همانند زبان و بیان ذن, است که با گفتگوهای روزمره آدمهای معمولی فرق دارد، و فقط عرفا و سالکان حقیقی هستند که مفهوم آنرا درک می کنند. لازم به دانستن این نکته است که: باطن عبارات عرفانی، با ظاهر آن متفاوت است. و افرادی که با این زبان آشنا نیستند، برداشت اشتباه میکنند.

در, گفتگوهای عرفانی میان, یک عارف و خدا, در یک جاهایی, عارف بدین شکل صحبت میکند (منظور صحبت مابین شیخ ابوالحسن خرقانی و خدا می باشد). که باید در عالم عرفانی آنرا درنظر گرفت و برداشت کرد. برای اطلاعات بیشتر می توانید از مقاله جناب استاد محمدرضا یحیایی «۳۴. فرق بین قوانین و فرمولهای دنیای فیزیک و متافیزیک و ابرفیزیک»، و کتاب داستانهای حکمت آموز جامع (ذن جامع) (جلد دوم)، بیشترین استفاده را ببرید. به امید خدا.

 
<< شروع < قبلی 1 2 بعدی > انتها >>

صفحه 2 از 2

جدیدترین به روز شده ها

 

قسمت شاخه های 16گانه علوم، سایت در صفحه اصلی هرروز یا هر چند روز یکبار به روز میشود.

دانلود فیلمتورق کتابها 1397.06.23 

   مقالات شاگردان 1397.06.12

پاسخ پرسشها   1397.06.07

  عکس نوشته آموزنده 1397.06.03

 خبرگزاری کتاب- کتاب آیین رزم جامع 1397.04.19

 خبرگزاری کتاب (ایبنا) - کتاب درمان جامع بیماریهای کلیه، مثانه، پروستات 1397.03.29

سخنان حکمت آموز جامع  1397.03.26

عکسهای استاد 1396.12.14

  خبر خبرگزاری قرآن: کتاب آنچه از امام موسی صدر آموختم 1396.11.16

خبر خبرگزاری کتاب درباره چاپ بصیرتهای نُه‌گانه 1396.10.05

فهرست جدید کتابهای نوشته شده از 18 تا 24. 1396.04.20

دو کتاب که پیش‌نیاز مطالعه تمام کتابها هستند، کدامند؟ ۱۳۹۴/۰۲/۲۰

«ئی‌چینگ»و اساتیدهنرهای‌رزمی (۱۳۹۳/۰۲/۱۰).

نشانی های ورودی سایت

www.mry14mn.com

www.mry14mn.net

www.mry14mn.ir

 

پیوندهای مرجع

  ماساز آقایان , قابل توجه بیماران ، درمانجویان، و ناتوانان حرکتی

وب‌سایت ماساژ جامع 

 

 شرکت  پرتو سیستم جامع

جدیدترین کتاب استاد

«بصیرت‌های نُه‌گانه: اسرار 9 کشف‌وشهود» و «آنچه از امام موسی صدر آموختم»، چاپ شد و

«ئی‌چینگ جامع» در مرحله مجوز.  بیشتر بدانید...

 

 ایسنتاگرام instagram  نشانی اینستاگرام استاد

  instagram@master_m.r.yahyaei

 

استیکر تلگرام - نهج الجامع - بخش دوم 1395.07.19 

استیکر تلگرام - نهج الجامع - بخش اول1395.07.19  

جدیدترین مقالات

 

مقاله خواص و دستور تهیه ماءالجُبن (آب پینر یا آب ماست)  (مقالات استاد). (1395/06/08).

توجه: خبر جدید موجودی کتابها

درحال‌حاضر یک‌عدد پوستر ماساژ درمانی، و ۱۲کتاب موجود است. برای خرید، به فروش کتاب مراجعه بفرمایید.

Home مقالات ونامه‌های استاد علوم علوم عرفان

قانون کپی برداری: استفاده از مطالب این سایت، فقط با ذکر منبع (نام و نشانی سایت) مجاز است.

این سایت، علمی، کاملاً شخصی، مستقل، و طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده؛ و عاری از هرگونه «مطالب سیاسی، و یا غیر اخلاقی» می باشد. 

Copyright © 2018. استاد محمّدرضا یحیایی-علوم:روحی,ماوراءالطبيعه,متافيزيک,هنرهای رزمی,چی کنگ,يوگا,طب,عرفان,ذن,مدیتیشن,هیپنوتیزم- استاد محمد رضا یحیایی. Designed by yektaserver.net