مقدمه: اگر از تلاش مداوم برای«خوب بودن» خسته شدهاید ، این کتاب برای شماست. در دنیای امروز، خوب بودن فقط شما را در میانه میدان نگه میدارد؛ برای پیشرفت و درخشش، باید فراتر بروید. این کتاب یک راهنمای عملی و الهامبخش است که شما را از دام «خوب بودن» رها میکند و به سمت دروازههای «عظمت» هدایت میکند. با روایتی صمیمی و داستانهای واقعی، در این سفر به شما کمک میکنم تا با خود درونی خود آشتی کنید و قدرت پنهان خود را برای ساختن زندگیای که واقعاً آرزویش را دارید، کشف کنید. آمادهاید که از همین امروز یک قدم جلوتر بروید؟فصل اول: با این همه تلاش، چرا هنوز به آنچه میخواهم نمیرسم؟گاهی اوقات زندگی مثل یک بازی به نظر میرسد که قوانین آن ناگهان تغییر کردهاند و هیچکس به ما نگفته است. ما با تمام وجود تلاش میکنیم، همان کارهایی را انجام میدهیم که والدینمان انجام میدادند، اما به نتایج دلخواه نمیرسیم. انگار چیزی اشتباه است. این احساس شکست و سردرگمی در نسل ما گسترده است، نسلی که به او آموخته شده بود که سختکوشی همیشه نتیجه میدهد. اما امروز میبینیم که سختکوشی به تنهایی کافی نیست. این درک دردناک آغاز سفر ماست: پذیرش اینکه دنیا دیگر آن چیزی نیست که بود و تلاش «خوب» دیگر پاداش «خوب» به همراه ندارد. در واقع، خوب بودن امروز فقط ما را در یک حلقه بیپایان از نتایج متوسط نگه میدارد، که ممکن است برای بقا کافی باشد اما برای رشد و درخشش کافی نیست.همه ما با این احساس آشنا هستیم. یک دانشجوی پزشکی را در نظر بگیرید که ساعتها درس میخواند و در نهایت با معدل خوب فارغالتحصیل میشود. در گذشته، معدل خوب، شغل مناسبی را تضمین میکرد. اما امروزه، تعداد پزشکان خوب از همیشه بیشتر است و برای رسیدن به بهترین موقعیتها، خوب بودن دیگر کافی نیست؛ باید عالی باشید. باید فراتر از دیگران بروید و کاری انجام دهید که شما را متمایز کند. این اصل نه تنها در دنیای حرفهای، بلکه در تمام جنبههای زندگی صدق میکند: ازدواج، روابط خانوادگی، حتی سرگرمیها و ورزش. رقابت در همه جا وجود دارد و استانداردها به طرز باورنکردنی افزایش یافتهاند. این تغییرات ما را به سمت بحران هویت شخصی سوق میدهد، جایی که ارزشهای قدیمی دیگر مؤثر نیستند و ما مجبور میشویم خودمان قوانین جدید را کشف کنیم.حتی در دنیای هنر و خلاقیت، این قانون صادق است. نمونههای زیادی وجود دارد، از نقاشانی که آثارشان زمانی خارقالعاده به نظر میرسید اما اکنون در موزهها خاک میخورد تا خوانندگانی که صدای خوبی داشتند اما هرگز به شهرت جهانی نرسیدند. چرا؟ چون در دنیای امروز، خوب بودن در یک زمینه به تنهایی کافی نیست. شما باید یک هنرمند کامل باشید: کسی که علاوه بر استعداد، در رسانههای اجتماعی فعال باشد، ارتباطات عمیقی با مخاطبان خود برقرار کند و داستانی جذاب برای گفتن داشته باشد. همه اینها نشان میدهد که برای درخشیدن، باید فراتر از مهارت صرف بروید؛ باید یک کلمه کلیدی جدید برای موفقیت پیدا کنید و آن کلمه چیزی جز «عالی» نیست.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
علی مصری
درس سوم
تلقین به نفس
یکی از ارکان مهم دانش مغناطیس شخصی (مانیه تیزم)، تلقین به نفس است. با خویشتن حرف زدن، خود را انتقاد کردن، در اتاق خلوت نیمه روشن نشستن، به گذشته تفکر کردن، بالاخره خود را محاکمه نمودن، همیشه باید این رکن را در نظر گرفته، همواره با تلقین به نفس همراه باشید.
زندگی سراسر تلقینات ضد و نقیض است. هر روز خبری میشنویم. خوشحال شده یا ناراحتی احساس میکنیم. این اخبار مختلف را یا قبول کرده یا این که رد مینماییم. در جمع آنها زندگی ما تحت تأثیر این قبیل تلقینات و اخبار قرار میگیرد. حال میخواهیم در این مسیر، جانبی را انتخاب نماییم که بتوانیم در برابر این فشارها و شداید این اخبار گوناگون این تلقینات مستقیم و غیرمستقیم که به ما میرسند، خویشتن را حفظ کنیم و راه راست را برای رسیدن به مقصود اصلی، موفقیت و کامیابی برگزینیم. به طور کلی آنچه لازمهی زندگی خوب و بهتر زیستن است فراهم سازیم. این انتخاب مسیر خوب به وسیلهی تلقین به نفس ممکن خواهد بود.
شاید نتوانیم اراده را به طور شایسته تعریف کنیم ولی میتوانیم بگوییم اراده، خواستهی ما است. ما چیزی را میپسندیم و میخواهیم، این خواستن ناشی از ارادهی ما میباشد. ما میخواهیم از خواستههای خود نتایج خوب و مفید برگیریم تا برای زندگی کردن آمادهتر و دلگرمتر شویم، پس برای این منظور ما میخواهیم و ما میتوانیم آنچه خواسته ی ما است به آن کار شروع کرده و به پایان برسانیم. نتیجه ی خوب و مثبت به دست آوریم. چون آن را اراده کرده ایم و به انجام نیز خواهیم رسانید. به کار خود اطمینان داریم و به خویشتن اعتماد میکنیم.
در برنامهی روزانه، خواستن یعنی اراده کردن است. به همین جهت منظم و مرتب به امور روزانه رسیدن و طبق برنامه کوشش نمودن، نیروی اراده را تقویت خواهد کرد. پس از مدتی ادامه و تمرین پی خواهید برد که چقدر از نظر اراده و انجام کارها تغییراتی در شما صورت گرفته است. گفتیم تلقین به نفس رکن دیگر این دانش است. از قدیم گفته اند آنچه که از دل خیزد بر دل نشیند، یکی از اصولی که باید مراعات گردد همین گفتار است.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...
علی مصری
درسهایی از خودشناسی و خودسازی
شما میتوانید با خواندن و تمرین و انجام این دستورات، در خود عشق و محبت تولید کرده و قلبها را به خود جلب کرده و در جامعه شخص موفقی باشید. بخوانید و عمل کنید به کارهای خود ایمان داشته باشید، همیشه اجر زحمت، موفقیت است شما هم به خود اطمینان داشته باشید ،اراده ایمان و کوشش را سرلوحه ی کتاب زندگی قرار دهید. روزی چند ساعت برای خودشناسی و خودسازی کار کنید، صرف وقت نمایید، به این نوشته ها ایمان داشته باشید چون نویسنده ی آنها هم با ایمان نگاشته است. با علاقه شروع کنید، حتماً شما هم موفق خواهید شد.
شما که میخواهید، پس توانایی هم دارید. با یك ماه مطالعه و تمرین میتوانید به شرح زیر نتایجی را به دست آورید و با خویشتن بگویید که:
نیرومندی تن و اعتدال آن را از هر لحاظی به دست آورده ام.
در جمع دوستان عزیز و محترم شده،ام بخصوص در خانواده خود به من ارزش قایل هستند.
در تربیت اراده در تزکیه نفس در تهذیب اخلاق در تربیت ،بدن، در تقویت روح و اعصاب، موفقیت كاملی داشته ام، زیرا:
همیشه بهداشت و طرز تغذیه ی خوب
همیشه خواب و ورزش و استراحت کامل اعصاب
همیشه تنفس عمیق و گردش در هوای آزاد همیشه رعایت نظافت بدن و گرفتن حمامهای مختلف
همیشه استقامت و مداومت و داشتن ایمان قوی و اعتماد کامل
همیشه تمرکز فکری و تسلط بر نفس و تلقین به نفس
را در نظر گرفته و به کار خویشتن ایمان ،دارم باز هم همیشه میخواهم بهتر و بهتر شوم و قدرت کامل داشته باشم که آینده ی خود را بسازم، زیرا این خواسته ی من است و موفق خواهم بود.
منظور من از نوشتن این جزوه ها تنها هیپنوتیزور یا مانیه تیزور شدن شما نیست، بلکه مقصودی بس بزرگ در پی دارد و آن خودشناسی میباشد همانا پایان آن، خداشناسی است.
خویشتن را نمی توان دیدن
چون خدا در خودست بیشك و ظن
گر شناسی تو خویش را گویم
که خدا را شناختی متـقـن
دستوراتی که در این مجموعه داده میشود کاملاً آسان بوده، برای همه انجام آنها مقدور است چنانچه مشکلی نیز مشاهده شود پس از چند روز تمرین، آسان بودن آن را احساس خواهید کرد.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...
علی مصری
دوست عزیز: مثل این که داریم جداً با یکدیگر همگام میشویم. این یک حقیقت است. خواسته ی من این است که شما را با خود همراه سازم. باید با کمال میل و علاقه شما نیز آماده باشید. حال که چند قدمی با هم راه پیموده ایم بیایید این آشنایی را بیشتر و نزدیك تر سازیم من به کار خود علاقه دارم. میخواهم شما نیز به کار من علاقه پیدا کنید و مرا تنها نگذارید. حقیقت این که پنجاه سال عمر و تجربیات خود را در دسترس شما میگذارم. امانتدار خوبی باشید و با روشی که از سیزده سالگی انتخاب نموده ام، پنجاه سال از آن پیروی کرده و تمرین نموده ام. پنجاه سال تجربه اندوخته ام، در اختیار شما میگذارم. خوب حالا به گفتار خود ادامه میدهم.
درس چهارم
تلقین به نفس (قسمت دوم)
در جزوه ی سوم اصولی را یاد گرفتیم و با تلقین به نفس آشنایی پیدا کردیم. حال به آموزش خود ادامه میدهیم. هرچیزی را که طالب باشیم اگر وجود نداشته باشد و در دسترس قرار نگیرد، اجباراً از مشابه آن استفاده خواهیم کرد. این مشابه را که به اجبار قبول میکنیم خودمان انتخاب نکرده ایم بلکه دیگری با آشنایی قبلی که از آن دارد به ما معرفی می کند. در نتیجه ی تلقین ایشان، در ما ایجاد القاء کرده و آن را قبول میکنیم.
در تلقین به طور کلی آماده کردن طرف یا معمول برای قبول کردن آن زمینه ی تلقین پذیری را باید در نظر گرفت. پس یکی از اساسی ترین شرط در عمل تلقین، زمینه پذیرش آن است که به نام تلقین پذیری می شناسیم. پذیرش تلقین، آماده کردن طرف (معمول) برای پذیرش در این دانش خود یك هنر است. این هنر را باید آموخت و با مهارت آن را به کار گرفت.
برای خواب کردن اصولی را میشناسیم که یك یك به آنها اشاره می کنم. برای تلقین، کسی را روی صندلی راحت مینشانم و به او میگویم (بخواب… در تمام اعضای بدنتان آرامش احساس میکنید، بخواب بخواب.
همچنین برای وصول به نتیجه به تلقینات خود اضافه میکنیم:
کاملاً راحت هستید. احساس آرامش میکنید. بخوابید، راحت بخوابید.
آیا با این گفتار و با این تلقین میتوان به طور ساده یکی را بخواب برد. شاید از صد نفر بتوان دو نفر را خواب کرد. با این کیفیت از کار خودمان نتیجه مثبتی نخواهیم گرفت. لازم است از طریقه ی دیگری استفاده کنیم. برای هیپنوتیزم شخصی را روی صندلی مینشانیم به او میگوییم: به این نقطه نگاه کنید. راحت هستید.
در این موقع چراغی را که نورش بی اندازه زیاد است یا طبلی که صدای آن بی نهایت بلند است روشن میکنیم یا به صدا در میآوریم. شخص معمول در این وضع چه حالتی پیدا خواهد کرد؟ آیا به ما نخواهند گفت که ممکن است این عمل، ایجاد ناراحتی هایی در معمول بکند.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...
علی مصری
دوست عزیز:
هم اکنون بخش پنجم را برای مطالعه و ادامه ی تمرینات در دست دارید. آیا احساس نمی کنید که نسبت به روز اول که بخش اول را مطالعه کردید، فرق کرده اید یا نه؟
البته اگر نسبت به تمرینات و تنظیم برنامه روزانه اقدام نکرده اید، شاید بیاندازه نادم و پشیمان هستید. ولی باز هم یادآور میشویم هنوز دیر نشده از همین امروز اقدام نمایید. چنانچه از روز اول اقدام به تمرینات کرده و درست و صحیح برنامه ی روزانه را به مرحله اجرا گذارده اید کاملاً در خود احساس می کنید که:
اراده ی شما قوی شده است.
به زندگی خوش بین شده اید.
روحیه ای قوی دارید.
باز هم احساس میکنید که از هر لحاظی نیرومند شده اید، از ادامه ی زندگی و وقایع اتفاقی در آن ترسی ندارید چون اراده ی قوی دارید. میخواهید به تمرینات خود ادامه دهید، پس به اصل موضوع می پردازیم.
درس پنجم
تقویت اراده
درست است که در بخش ها قبل، دو قسمت علمی و عملی را مشخص کرده ایم ولی در حقیقت قسمت علمی درسها به طور کلی عملی هم میباشد، گام به گام پیش میرویم آنچه میخوانیم آن را یاد میگیریم تا اینجا متوجه شده ایم:
1- باید برنامه ی روزانه داشته باشیم.
2- باید ورزش بکنیم و مرتب برنامه ی تلقین به نفس و تنفس عمیق داشته و اندام ورزیده ای داشته باشیم.
3- در همه ی کارهای خود اراده را دخالت دهیم.
4- از چشمهای خود مواظبت به عمل آورده و بهداشت آن را مراعات کنیم.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...
علی مصری
اقیانوس وجود الهی انسان
تز اقیانوس وجود الهی انسان بر پایه « خلقت کامل انسان » ، به منظور رسیدن به « خليفة اللهی » یا « انسان کامل و جامع » ، توسط اینجانب بنیانگذار انستیتوی بین المللی برگزیدگان جامع ایران « محمدرضا یحیایی » ، در سال ۱۳۷۳ شمسی ، پی ریزی شده است .
اگر انسان بخواهد واقعا در رابطه با خود ( دنیای درون ) و محیط پیرامونش ( دنیای برون ) تفکر نماید ، چندین سئوال ذهن او را مشغول خودش می کند.
۱- انسان کیست ؟
۲- چه کسی انسان را خلق کرده است ؟
٣- خالق جهان آفرینش و هستی کیست ؟
۴- انسان از کجا آمده است ؟
۵- انسان به کجا می رود؟
۶- منظور از خلقت انسان چیست ؟
۷- منظور از خلقت جهان آفرینش و هستی چیست ؟
در کل ، ذهن کنجکاو و جستجو گر انسان می خواهد راز مجهولات جهان درون و برون را کشف نماید .
زمانی که نوجوان بودم ، خیلی از سئوالات ، ذهنم را مشغول می کرد . متأسفانه ، از هر کسی می پرسیدم ، نمی توانستند جواب درستی به من بدهند ، و حتی بعضی از آنها ، مرا از این راه منصرف و دل سرد می کردند. سالها گذشت ، و من به سن جوانی رسیدم. هر چقدر سنم بیشتر می شد ، کنجکاویم در رابطه با سئوالات اصلی « راز مجهولات خلقت » بیشتر ، عمیقتر و متفکرانه تر می شد.
از زمان کودکی (۵ سالگی ) به ورزش روی آوردم . در سن ۱۰ سالگی ، وارد کلاس رزمی شدم. در سن ۲۰ سالگی ، وارد علوم روحی ، متافیزیک ، ادیان ، طب ، یوگا ، ذن ، علوم غریبه و … شدم. در سن ۲۶ سالگی ، وارد « کشف و شهود » شدم و « انستیتوی بین المللی برگزیدگان جامع ایران » را بنیانگذاری کردم. در سن ۳۰ سالگی ، وارد « طریقت هنرهای رزمی و متافیزیک » شدم. در سن ۳۶ سالگی ، وارد علوم « ابرفیزیک » شدم. و در سن ۴۰ سالگی ، وارد « کشف مجهولات » و « راز آفرینش جهان هستی » شدم.
از زمانی که خودم را شناختم و به دنبال گمشده ام ، یعنی « کشف راز آفرینش جهان هستی ، رفتم ، سالها می گذرد . بدلیل اینکه کشف « راز آفرینش »، مجهولات زیادی را به همراه داشت و در این زمینه کسی را نمی یافتم ؛ لذا ، به هر جایی سرک می کشیدم . به همین خاطر، هر کسی که مرا می شناخت ، از روی دلسوزی و بعضی ها هم از روی حسادت ، می گفتند که ، انسان نباید مثل پرنده از این شاخه به آن شاخه بپرد.
همین صحبت آنها ، مرا بیشتر به فکر فرو می برد. آیا آنها درست می گویند، یا نه ؟!؟ اگر آنها در ست می گویند ، پس من نباید به دنبال گمشده خود بروم ؛ و اگر آنها اشتباه می گویند ، پس من باید بیشتر سعی و تلاش کنم ، تا اینکه به مقصود برسم . در همین افکار غوطه ور بودم که در یکی از «کشف و شهود » هایم ، راه درست را به من نشان دادند. از آن به بعد بود که در راهم آگاهتر ، مصمم تر ، فعالتر و هدفمندتر شدم ، و عزمم را جذم کردم که به هدف اصلی ام ، یعنی کشف مجهولات و راز آفرینش جهان هستی ، دسترسی پیدا کنم.
حالا می خواهم این « کشف و شهود » را با شما سهیم شوم. این «کشف و شهود » را بصورت خیلی ساده و روان و مخصوصا قابل فهم و درک برای شما عزیزان ، بصورت یک تز بیان می کنم . این تز را « اقیانوس وجود الهی انسان » نامگذاری کردم ، زیرا به حقیقت ، وجود هر انسان ، اقیانوسی بیکران از الطاف الهی می باشد ؛ و ما وظیفه داریم که آنرا کشف نماییم ؛ البته با غواصی کردن در اعماق وجودیمان ، اینکار میسر خواهد بود ، و لاغير…
تز « اقیانوس وجود الهی انسان »
در این تز ، وجود الهی انسان را مانند اقیانوسی با وسعت و گستردگی بسیار زیاد با ژرفای بسیار عمیق ، پر از اسرار و عجایب ، در نظر می گیریم .
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...
علی مصری
تمركز – مديتيشن T.M
مدیتیشن چیست؟
مدی تیشن یعنی تعمق در ماوراء اندیشه، تمركز متعالی، رسیدن به آرامش درونی، تمرکزی که باعث پیشرفت کارها شود، خلاء فکری (رهایی، ریلاکس) و … غيره.
تعمق در ماوراء اندیشه = Meditation
T.M = Transcendental
چرا ما مدی تیشن را انجام می دهیم؟ همه ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، آگاهانه و یا ناآگاهانه مدی تیشن را انجام داده ایم. همه ما در جستجوی آرامش فکر هستیم، و همه ما در جستجوی راهی هستیم که ما را بطرف تمرکز و آرامش درونی هدایت کند. به همین خاطر ناخواسته هر کسی به صورتی به این کار می پردازد، برای مثال: لئونارد داوینچی به آتش درون بخاری دیواری ساعتها خیره می شد تا تبدیل به خاکستر خاموش می شد و بالاخره به نتیجه آن می رسید، یعنی تمرکز متعالی و به همین جهت بهترین طراح، نقاش و مجسمه ساز بود (به تاریخچه زندگی این شخصیت مهم و عجیب جهانی توجه کنید، شاید جرقه ای هم برای شما باشد).
شخصیتهای مهم تاریخی جهان مثل: اديسون، بتهون، باخ، انیشتین، پاستور، میکلانژ، شیخ بھائی، ابوعلی سینا، هيتلر، ناپلئون، سعدی، حافظ، مولانا، عطار، شمس تبریزی، فردوسی و … غيره.
همگی این شخصیتها به نوعی تمرکز و مدی تیشن شدیدی روی افکارشان داشتند که بعد از مدتی تبدیل به اعمالی شد که اسمشان در تاریخ برای همیشه مانده و می ماند، موضوع اصلی تمرکز است که می تواند ما را به اهدافی که داریم راحتتر برساند البته با دلی پر از امید و دوستی و
شادی حتی در سخت ترین لحظات. هر کسی در زندگی لحظاتی سخت را پشت سر می گذارد که برای هر کسی قابل تحمل نیست، در اینصورت مدیتیشن و تمرکز شدید روی موضوعی خاص می تواند تحمل شما را در مقابل سختی روزگار (اداره، خانه، آب و هوا، رفت و آمد و … غيره) بالا ببرد.
برای مثال: در اداره شما از دست مدیرتان ناراحت هستید و حتی دیدن و یا شنیدن اسمش شما را نارحت میکند و ساعت اداری برای شما خیلی سخت و غیرقابل تحمل می شود، در اینحالت اگر مدی تیشن و تمرکز شدید روی موضوع خاصی انجام دهید دیگر مدیر : شما همان مدیر سابق شما نیست، بلکه دنیا و اشیاء و موجودات اطرافتان کاملاً عوض می شوند. در اینحالت دنیا پر از نور می شود، حتی اشیاء اطرافتان را زنده حس میکنید، موجودات زنده مثل حیوانات و نباتات هم سرشار از حس دوستی می شوند، هر کسی را که می بینید دوست دارید، همه افراد را دوست دارید زیـرا شـمـا مشـكـل ظاهری آنها را نمی بینید، بلکه نیروهای حیاتبخش افراد را که بصورت امواج نورانی می باشند می بینید، در اینحالت دیگر به فکر کینه، حسد، خودبزرگ بینی، غیبت، دروغ و … نمی افتید بلکه همه چیز و همه کس را دوست دارید و با مهر و محبت با آنها رفتار میکنید، در اینصورت آنها هم بعد از مدتی بـا شـمـا همانطوری رفتار میکنند که شما با آنها رفتار می کنید، پس شـرایط را طوری اداره کردید که می خواستید و در شأن یک انسان آزاده است. دیگر از آن حالت غمگینی و افسرده ای که داشتید خبری نیست چونکه سختی روزگار را تبدیل به لحظات شاد زندگی کردید، هر وقت اداره می روید خوشحال می شوید، هر وقت خانه می روید خوشحال می شوید، همچنین مسافرت و خلاصه کلام هر کاری که انجام می دهید بجز مهر و محبت و خوشی و شادی و برکت چیزی دیگر عایدتان نمی شود.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...
علی مصری
چرا هرگز به اهدافتان نمیرسید؟ | راز تبدیل شدن به یک فرد شکستناپذیر
مقدمه:در دنیایی پر از فهرست «بایدها» و اهداف محقق نشده، آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا با وجود تمام تلاشهایتان، هنوز در همان نقطه شروع ایستادهاید؟ این کتاب پاسخی جسورانه به این سوال ارائه میدهد و به شما نشان میدهد که مشکل تلاش شما نیست، بلکه طرز فکر شماست. «از باید تا باید» نقشه راهی برای زندگی است که در آن آرزوها به تعهداتی ناگسستنی تبدیل میشوند. اگر آمادهاید تا از چرخه بیپایان بهانهها رها شوید و به زندگی قدرتمندی قدم بگذارید، سفر شما از اینجا آغاز میشود.
فصل اول: چرا «بایدها» شکست میخورند؟شاید بزرگترین دروغی که هر روز به خودمان میگوییم از یک کلمه ساده و پنج حرفی ساخته شده باشد: باید . باید ورزش کنم، باید بیشتر درس بخوانم، باید برای آیندهام پول پسانداز کنم. این کلمات به نظر نقشه خوبی برای یک زندگی بهتر میآیند، اما اگر دقیقتر نگاه کنید، متوجه خواهید شد که چیزی پشت آنها پنهان شده و مانع از پیشرفت ما میشود. آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا با وجود تمام تلاشهایتان، لیست کارهای ناتمام شما هر روز طولانیتر میشود و اهدافتان به تعویق میافتند؟ این کتاب به شما نشان میدهد که چرا این اتفاق میافتد و چگونه میتوانید برای همیشه جلوی آن را بگیرید. مشکل اصلی تلاش شما نیست، بلکه طرز فکر شما نسبت به این «بایدها» است.
اگر واقعاً میخواهید به اهدافتان برسید، باید با پذیرش این حقیقت تلخ شروع کنید که این کلمات فقط توهم موفقیت را ایجاد میکنند. آنها به ما حس کاذب کنترل میدهند، در حالی که در واقعیت، ما را در چرخهای بیپایان از ناامیدی و رکود گرفتار میکنند. این «بایدها» مانند وعدههای دروغینی هستند که به راحتی ذهن ما را فریب میدهند. ما هر شب به امید اینکه فردا متفاوت باشد، به خواب میرویم، اما صبح با همان لیست ناتمام از خواب بیدار میشویم. این داستان بسیاری از مردم است و ممکن است داستان شما نیز باشد.
اگر از خودتان بپرسید چرا این اتفاق میافتد، پاسخ در یک کلمه نهفته است: مقاومت. مقاومت نیروی پنهان و قدرتمندی است که در برابر هر اقدام مثبتی که قصد انجام آن را داریم، میایستد. این مقاومت، بهانههایی مانند «الان وقت ندارم»، «خیلی خستهام» و «فردا انجامش میدهم» را در ذهن ما میپروراند. این بهانهها ابزاری هستند که «بایدها» برای بقا از آنها استفاده میکنند. وقتی یک کار برای ما فقط یک «باید» باشد، ذهن ما به راحتی راه فراری برای آن پیدا میکند و ما را به سمت سادهترین مسیر هدایت میکند.
اما زندگی افراد موفق و بزرگ از این قاعده پیروی نمیکند. آنها از همان ابتدا فهمیدهاند که برای هیچ هدف بزرگی نمیتوانند به «بایدها» تکیه کنند. برای آنها، هدف به یک اجبار درونی تبدیل شده است، یک خط قرمز که عبور از آن غیرممکن است. این تفاوت اساسی بین یک آرزوی خام و یک تعهد واقعی است. «بایدها» فقط یک آرزو هستند و همیشه راه فراری برای آنها وجود دارد، اما «بایدها» راه فراری ندارند. آنها مانند نفس کشیدن هستند و بخشی از وجود شما میشوند.
یک «باید» نیروی بسیار قدرتمندی است، زیرا شما را از چنگال بهانهها آزاد میکند و به شما قدرت میدهد تا حتی در روزهایی که احساس خوبی ندارید، به کار خود ادامه دهید. در واقع، افراد موفق به دلیل یک «باید» دست به اقدام میزنند، نه یک «باید». برای آنها، انجام یک کار یک انتخاب نیست، بلکه یک اجبار درونی است. برای یک قهرمان المپیک، تمرین کردن یک «باید» نیست، بلکه یک «باید» است که هویت آنها را شکل میدهد.
تصور کنید که ذهن شما مانند یک کامپیوتر برنامهریزی شده است. وقتی یک «باید» را وارد آن میکنید، در واقع یک دستور مشروط میدهید: «اگر شرایط خوب است، این کار را انجام بده.» اما وقتی یک «باید» را وارد میکنید، در واقع یک دستور مطلق میدهید: «این کار باید انجام شود، بدون هیچ شرطی.» تنها با چنین تغییری در برنامهریزی ذهنی میتوانید از چرخههای تکراری شکست رهایی یابید. این تغییر اولین قدم برای ورود به زندگیای است که در آن اهداف شما دیگر آرزو نیستند، بلکه به واقعیت تبدیل میشوند.
در این فصل، به شما کمک میکنم عمیقترین «بایدها»ی خود را شناسایی کنید، همانهایی که سالها شما را راکد نگه داشتهاند. شاید این «بایدها» مربوط به شغل، روابط یا سلامتی شما باشند.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...
علی مصری
درس نهم
درجات خواب
امروز درسها، از خصوصیات خواب و حالت و درجات آن می باشد. با توجه به جلسات گذشته و تمریناتی که در آن انجام گرفته، لازم می آید که در این خصوص صحبت بیشتری شود.
خلاصه درسهای گذشته اینکه، از نظر آموزش آنچه لازمه ی عمل و تمرین بود گفته شد. اکنون میدانیم که:
برنامهی روزانه یعنی چه؟ فواید آن در یادگیری دانش مانیهتیزم چگونه است؟ به همین جهت از ابتدای کار با برنامهی روزانه شروع کردیم تا موفقیت خود را کاملاً درك نمائیم.
اراده و تقویت آن چگونه بوده؟ با این وسیله توانستیم بین هیپنوتیزم و مانیهتیزم فرقی قائل شویم و حقایقی را دریابیم و بدانها عمل کنیم.
تلقین و تلقین به نفس، نقش آن را کاملاً میدانیم و به قوانین آن عمل کرده و میدانیم که چگونه باید تلقین را انجام دهیم و از کار خود نتیجه بگیریم.
همچنین تنفس عمیق در هوای آزاد برای چیست؟ آن كسی که به طرف هیپنوتیزم کشیده میشود، علت آن چیست؟ شاید بتوانم در این جلسه این موضوع را مشروحاً شرح دهم.
حرکات دست، مخصوص عاملین (اساتید) مغناطیس شخصی است. هبپنوتیزورها از این حرکات از نظر تلقینی استفاده میکنند. وقتی مانیهتیزور بتواند خود را با مداومت تمرینات نیرومند سازد. این حرکات در ایشان به اشارات و یا حرکات کوچك تبدیل میشود. البته این موضوع بستگی دارد به تجربیات مانیهتیزور که میتواند در خود تمرکز فكری عمیق و سنگین ایجاد نماید.
ورزش و تمرینات آن، به طوری که ملاحظه شد هم یك مسئلهی اساسی است که نباید مانیهتیزور آن را ترك کند.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...