آموزش فرآیند Controlled Remote Viewing ارتش آمریکا، فرآیند اختصاصی و کاملا مهندسی، برای دریافت اطلاعات از
یک زمان و مکان دیگر توسط ضمیر ناخودآگاه، پیش بینی بازار بورس، مسابقات یا رویدادها و دسترسی به مکانها و زمانهای
دیگر(گذشته، آینده).
Remote Viewing فرآیندی است سایکوانرژتیک که با استفاده از آن فرد میتواند به اطلاعاتی دست پیدا کند که در حال حاضر، به دلایلی مانند زمان یا فاصـله، از ادراک او مسـدود شـده است. اگر برای بار اول است که چنین چیزی را شـنیده اید، تبریک میگویم، چون قرار است دریایی از عظمت وجود شما، برایتان آشکار گردد.
این فرآیند، روندی است برای دسترسی و فعال کردن قابلیت های شهودی انسانها. یادگیری این مهارت به فرد کمک میکند که بتواند از هرچیزی در هر زمان و مکانی مطلع شود. احتمالا بعضا از حس شهود درون خود استفاده کرده اید، مثلا به کسی فکر کرده اید و بلافاصله او با شما تماس گرفته است. یا اینکه حس دلشوره گرفته ایـد و به سـرعت رویـداد بدی اتفاق افتاده است. با این وجود ذهن اکثر انسانها آنقدر شـلوغ است که الهامات و ادراکات فراحسی، عملا با دقت خوبی قابل تشخیص و قابل استناد نیستند. CRV میتواند حس شهودی شما را پرورش داده و با یک ساختار دقیق که توسط نظامیان گسترش یافته است، آنرا قابل اطمینان تر کند.
تمام اطلاعات موجود در جهان در هر زمان و مکانی، توسط ضـمیر ناخودآگاه انسانها قابل دسترسـی است و فرآینـد CRV به فرد اجرا کننده آن کمک میکنـد که تمام اطلاعات را از اعماق ناخودآگاهش، به سـطح بیاورد. فرآینـد CRV توسـط ارتش آمریکا، طوری طراحی شـده است که فرد بتواند میان نویزها، تصورات و الهامات درونی خود، تمایز قائل شود.
Remote Viewing اینگونه نیست که شما مستقیما و دقیقا تصویر آن چیزی که به دنبالش هستید را مانند یک دوربین کیفیت بالا، ببینید. بلکه با یادگیری این مهارت، شـما در طی یک جلسه یا Session، انـدک انـدک روی فرکانس داده مورد نظر خود میروید و از آن، رفته رفته، اطلاعات بیشتری کسب میکنید تا اینکه نهایتا قادر خواهید بود آنرا روی کاغذ ترسیم کنید. و این شگفت انگیز است !
تاریخچه Remote Viewing
سالها پیش مردی روسـی، به ایالات متحـده آمریکا اطلاع داد که روسـی ها، اطلاعات کاملا سـری را از مواضع نظامی آمریکایی ها دارند. به همین علت در آن زمان، آمریکایی ها گفتنـد اگر روس ها توانسـته انـد چنین کاری کنند، پس ما نیز باید بتوانیم فرآیندی بهتر از آنرا بسازیم. به همین علت CRV ایجاد شد. CRV، روشـی برای اسـتخراج اطلاعات از ضـمیر ناخودآگاه و وارد کردن آن به خودآگاه است. امروزه افراد زیادی ماننـد :
تاجران، فعالین بازار بورس، اقتصاد دان ها، نظامیها و… از این روش استفاده میکنند.
این فرآیند، فرآیندی شـگفت انگیز است که پس از تمرین منظم، به آن مسلط شده و میتوانید از شگفتی وجود انسان به وجد آیید. CRV ثابت میکند شما یک انسان محدود در زمان و مکان نیستید، بلکه ابعادی ماورایی نیز دارید که خارج از زمان و مکان است.
Remote View چیست؟
RV فرآیندی است که در آن، فرد عامل میتواند از هر چیزی در فضای زمان-مکان، اطلاعات کسب کند. این فرآیند و نحوه انجام آن کاملا جادویی بنظر میرسد اما اگر هوشیاری یا Consciousness و Awareness انسان و خودتان را به خوبی میشناختید، هرگز تعجب نمیکردید.
RV را میتـوان یـک هنر رزمی ذهنی در نظر گرفت که قـابلیت هـای شـهودی و نه همیشه قابـل اطمینـانی که همگـان دارنـد را، بصورت علمی نظارت کرده و قابل اطمینان میکنـد. احتمالا شـما نیز الهامات یا رویـدادهای اینچنینی را زیاد تجربه کرده اید اما معمولا این داده ها، برای شـما قابل اطمینان، قابل استناد و قابل تکرار نیست. اینجاست که CRV، این روند را برای شما علمی میکند تا دقیقا بتوانید اطلاعات قابل استناد را از آن خارج کنید.
RV آنطور که فکر میکنید نیست! یعنی اینطور نیست که یک فیلم با کیفیت از چیزی که مد نظرتان است، در ذهنتان دریافت شود. RV مانند باز شـدن تدریجی یک پنجره به سـمت هدف مورد نظر شـماست تا نهایتا شـما بتوانید از تمام چیزی که مد نظرتان است، با خبر شوید. این فرآیند فقط تصویر را به شـما نمیدهـد. بلکه احساسات، جنس، صداها، بو، طعم و بسـیاری از ویژگیهای دیگر در مورد هدف خود را نیز به شـما روشـن میکند.
در این فرآیند شما قادر خواهید شد که هدف را ترسیم کنید، و چون متد CRV، تمام فرآیند را تحت نظارت ساختاری علمی قرار میدهد، شما قادر هستید در هرجایی در فضای زمان و مکان باشید و اطلاعات مورد نظرتان را بدست آورید.
اگر بخواهیم شفاف باشیم، CRV یک فرآیند کاملا ساختار یافته است که قوانین کاملا مشـخص دارد که باعث میشود CRV بهتر از سایر فرآیند هـای مشابه خود باشـد. این قوانین و ساختار، در ۱۹۷۰ توسط SRI یا همان Institute Research Stanford آزموده شد تا صـحت آن کاملا تایید گردد. قواعد فرآیند Viewing Remote عبارت است از :
1. هدف از قبل برنامه ریزی، تصمیم گیری و انتخاب میشود.
2. فرد انجام دهنده آن کاملا نسـبت به هدف، کور و بی اطلاع است. این بدین معناست که نه تنها فرد، بلکه افراد اطراف او نیز هیچ اطلاعی از هدف ندارند.
3. داده های CRV باید در قالب کاملا مشخصی ذخیره شوند تا بصورت جهانی و بعدها، قابل دستیابی و بررسی باشند.
4. امکان بررسی صحت اطلاعات وجود داشته باشد(تا دقت عملیات تعیین گردد).
اگر هرکدام از این اصول نقض شوند، فرآیند مذکور Viewing Remote نخواهد بود و در دسته های دیگر جای میگیرد.
Controlled Viewing Remote به نوعی یک هنر ذهنی و ابـداع Ingo Swann و Hal Puthoff و سالهـا تحقیقات آنها در SRI از ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۶ برای ابداع این متد برای ارتش آمریکا است.
اینگو و هال، هر عنصری از فرآیند های ادراکی افراد خاص و اینچنینی Psychic را مورد بررسی قرار دادند تا دقیقا متوجه شوند که چطور میتوان قابلیتهای شـهودی را درون انسان گسترش داد. چیزی که قبلا، فقط فرآیندی خود به خودی و اتفاقی شمرده میشد. فرآیند CRV نه تنها شهود را تقویت میکند، بلکه میزان نویز و تصورات ذهنی که حین فرآیند، مزاحم هسـتند را کاهش میدهد. فرآیند Viewing Remote صد در صد دقیق نیست. حتی بهترین Viewer Remote ها نیز درحال حاضـر اندکی خطا را در عملیات خود دارند که با تمرین و تمرکز بیشتر میتوان این خطا را به صفر رساند.
فرآیند Viewing Remote ابداع شده توسط Ingo، فرآیندی شـش مرحله ایست. ترتیب در این مراحل اهمیت بسـیار دارد و هر مرحله کمک میکند درک شما از هدف مورد نظر، رفته رفته کاملتر شود.
ابزارهای مورد نیاز
فرآیند CRV، نیاز به ابزارهای بسیار کمی دارد. این ابزارها عبارتند از:
1. انبوهی کاغذ سفید ! (خسیس نباشید !)
2. یک خودکار بسیار روان(ترجیحا به رنگ مشکی)
3. خمیر بازی(اختیاری، برای ارتباط بهتر با هدف و ساخت آن بصورت فیزیکی در مرحله شش)
4. همچنین ذهنی باز که آماده یادگیری و تمرین است!
شروع عملیات
اول از همه زمانی را در طی روز انتخاب کنیـد که کاملا آماده ایـد که حداقل ۳ ساعت مداوم را برای Viewing Remote اختصاص دهید. این
زمان، مخصوص آرام کردن ذهن(Down Cool(، جلسه View Remote یا همان Session و نهایتا آنالیز نهایی آن میشود.
عملیات Down Cool قبل از شروع فرآیند View Remote انجام میگردد و میتواند توسط مدیتیشن باشد. توصیه میکنم حداقل برای ۱۵ دقیقه
مدیتیشن کنید زیرا زندگی روزمره باعث شلوغی شدید ذهن شما شده و به همین علت آرام کردن ذهن، بسیار اهمیت دارد.
در واقع حتی وجود یـک پس زمینه رنگی و شـلوغ در مقابـل چشـمتان، یـا افکـار به هم ریخته، میتوانـد باعث شود ذهن شـما اطلاعات و نویز
(Noise (های اضافی زیادی را تولید کند که کاملا مزاحم خواهد بود. حتما در محیطی باشـید که مطمئن اید میزان نویز خارجی در آن کم است.
صداهای مزاحم، طرح و نقشهای رنگارنگ و عجیب، همه و همه میتوانند باعث شوند ناخودآگاه شما خطاهایی را مرتکب شود.
عبارات و اصطلاحات مهم و مرتبط
قبل از شـروع، عبارات و اصطلاحات مهمی را مطرح میکنم که دانستن آنها مهم است و شما را در چهارچوب زیبا و منظمی قرار میدهد. سعی کنید
آنها را یاد گرفته و از آنها استفاده کنید و به زبان علمی حرف بزنید :
.1 Viewing Remote یا RV : نام متدی برای انجام ادراکات سایکوانرژتیک درباره هدفی در یک زمان و مکان دلخواه در آینده یا گذشـته است. این
عبارت توسط International -SRI اختصاص داده شد. بصورت خودمانی، باید گفت Viewing Remote یا RV، همان دریافت اطلاعات از زمان و
مکان دیگری است که بصورت عادی، از محدوده ادراک نرمال انسان، خارج است.
.2 Viewing Remote Controlled یا CRV : نوع ساختار یافته و بسـیار کارآمدی از Viewing Remote است که در آن، رونـدی ساختار یافته به
همراه اصولی مشـخص و منظم، بر RV حـاکم میشود و شـرایط خاص خود را دارد که در ادامه مقاله درباره آن یاد خواهیـد گرفت. این فرآینـد با
اهداف نظامی توسعه داده شد.
.3 Viewing Remote Associated یا ARV : نوع خاصی از RV برای پیش بینی رویـدادهایی است که نتیجه آنها، تعـداد حالات محدودی دارد.
مثلا فرض کنیـد که میخواهید یک مسابقه فوتبال را پیش بینی کنید(۳ حالت)، یا اینکه وضعیت قیمت یک سهام را بررسی کنید(۲ حالت، یا رشد
میکند یا نزول میکند).
کسانیکه CRV را یاد گرفته باشـند، به راحتی میتوانند ARV کنند. روال بدینصورت است که فرد دستیار شـما(یا رایانه)، بدون اینکه شـما به عنوان
Viewer اطلاعی داشـته باشـید، به هرکـدام از حالات نتیجه، یک عکس را نسـبت میدهـد و نیت میکند و به شـما میگوید که پس از پایان بازی،
عکسـی را به شـما نشان خواهد داد که مرتبط با نتیجه نهایی بازی است. دقت کنید که شما هیچ اطلاعی از عکسها ندارید. سپس شما لحظه ای را
در آینـده(و پس از اتمـام بازی)، CRV میکنیـد که در آن دوسـتتان در حـال نمـایش دادن آن عکس به شـماست. حال عملیات Judging توسط
دوستتان انجام میگیرد. بدینصورت که بررسی میکند که داده های CRV شما، بیشتر با کدام عکس انطباق دارد. پس از قضاوت، به شما میگوید که
نتیجه بازی فلان خواهد بود و شما میتوانید تصمیم گیری های لازم را لحاظ کنید.
.4 Target یا هدف : همانطور که ازنامش مشـخص است، موضوع یا هدفی است که در حال Viewing Remote آن هستید. از آنجایی که CRV با
اهداف نظامی بیشتر مورد استفاده قرار گرفته است، اصطلاح خشن و نظامی Target برای آن انتخاب شده است ! هدف معمولا با یک کد دلخواه
رمز گذاری میشود و سپس فرد انجام دهنده CRV، بدون اینکه اطلاعی درباره آن هدف داشته باشد، شروع به CRV کردن آن هدف میکند. این کد
میتواند هر چیزی باشد، مثلا 5H73AR.
.5 Target Blind : اصطلاح کور یا Blind به این معناست که شـما اطلاع قبلی از هـدف نداریـد و هیچ چیز درباره آن نمیدانید. مثلا اگر قرار اسـت
عکسی را RV کنید، شما اگر هیچ اطلاعی درباره آن عکس نداشته باشید، گفته میشود که نسبت به آن Blind هستید.
.6 Session یا جلسه : به یک جلسه RV برای دریافت اطلاعات از هدفی مشـخص گفته میشود. یک Session معمولا دو ساعت طول میکشد اما
میتواند حتی چند دقیقه نیز باشد.
.7 Viewer Remote یـا به اختصار Viewer : به شخصـی که عملیات RV را انجام میدهـد، هـدف را رصـد میکند و داده ها را دریافت میکند گفته
میشود.
.8 Monitor یا ناظر : فرآیند CRV میتوانـد بصورت دو نفره انجام شود. در این حالت، فرد ناظری، سوالها را درباره یک هـدف(که Viewer اطلاعی از
آن ندارد، و فقط کد اختصاصی آنرا دارد)، پرسیده و فرد Viewer اطلاعات را به زبان می آورد یا مینویسد. فرد ناظر میتواند نسبت به هدف اطلاع
داشته باشد و سوالهایی را بپرسد که میتواند باعث شود هدف بهتر شناسایی شده و داده های بهتری از آن دریافت شود.
.9 Structure) ساختار) : به ساختار کلی و روال ۶ مرحله ای CRV گفته میشود که به شدت اهمیت دارد. لحاظ کردن این ساختار باعث میشود شما
بتوانید نویز ها و داده های غلط را به حداقل برسانید.
.10 Matrix : به همان منبع ناشـناخته ای گفته میشود که همه داده ها در هر زمان و مکانی در آن وجود دارد. دقت کنید که این لفظ، بیانی نمادین و
سمبلیک است. فیزیک کوانتوم در مبحث Entanglement، توصیف دقیق تری را درباره تمام عملیات RV دارد که زیباتر است.
.11 AOL یا Overlay Analitical) روی هم افتادگی تحلیلی) : در ساده ترین حالت، AOL همان حدس است ! وقتی حین عملیات CRV، داده ها از
Target یا همان هـدف مورد نظر، دریافت میشونـد، ضـمیر خودآگاه با حدس زدن، به سـرعت این داده ها را آلوده میکند. در حقیقت شـما باید
مواظب AOL ها باشـید زیرا تمام داده های دریافتی از ضـمیر ناخودآگاه را نابود خواهنـد کرد ! مثلا ممکن است با دریافت داده های ”بلند، آهنی،
سفت“، ذهن خودآگاه شما به سرعت بخواهد حدسی را ارائه کند(بگوید پس ساختمان است!)، که باید به شدت مواظب آنها باشید.
AOL ها معمولا غلط هسـتند، با این وجود میتواننـد حاوی بخشـهایی از اطلاعات باشـند به همین علت در رونـد CRV، در بخش مشخصی، یاد
داشت میشوند تا بعدها بررسی شوند.
زمانیکه یک AOL به ذهنتان میرسـد، بد نیست آنرا بصورت بلند به خود بگود و سـپس خودکار را زمین بگذارید تا ضـمیر خودآگاه و ناخودآگاه
شما متوجه شود شما نمیخواهید اطلاعات مربوط به این حدس غلط را دریافت کنید. اگر AOL را از ذهن خود پاک نکنید، مدام داده های دریافتی
بعدی شما را نیز خراب خواهد کرد.
یک قانون خیلی ساده و خوب برای تشـخیص AOL این است که وقتی تصویر موجود در ذهن شـما واضح و شفاف است، احتمالا یک AOL بوده
است.
.12 Comparator Memory : پس از دریافت داده های CRV، ذهن خودآگاه شما ممکن است یک خاطره یا یک تصویر قدیمی در ذهنتان را برایتان
نشان دهـد که از دیـدگاه او، هـدفی که در حال CRV آن هستیـد یا بخشـهایی از آن، دارای بخشـهایی مشابه این تصویر بوده یا دیـدنش حس
مشابهی را به شـما میدهـد. در این حالت بـدیهی است که هرچند این مورد، یک نویز و دسـتکاری از جانب خودآگاه شـماست، اما کارآمد است و
میتواند بسیار سودمند واقع شود.
.13 Ideogram) ایـدئوگرام) : ایـدئوگرام، یـک طراحی سـاده است که توسـط Viewer Remote، در اولین تمـاس ذهنی بـا هـدف ترسـیم میشود.
ایـدئوگرامها هماننـد یـک زبان شخصـی هسـتند که هرکس زبان خاص خود را دارد و با مـدتی تمرین، زبان خاص خود را متوجه خواهیـد شـد یا
میتوانید آنرا بسازید. دقت کنید که لزومی ندارد زبان خاص خود را برای ایدئوگرامها داشـته باشـید. شما حتی میتوانید به ایدئوگرامها به عنوان یک
خط خطی نیز نگاه کنید ! یک خط خطی که چه بسا هیچ معنایی برای شما در سطح خودآگاه ندارد، اما حاوی اطلاعاتی کد بندی شده ایست که از
ناخودآگاهتـان می آیـد. روال بـدین صـورت است که شـما به محض اینکه قصـد و نیت خود را برای CRV تعJن میکنیـد، چندبار اجازه میدهید
دسـتتان بدون هدف و بدون فکر کردن، روی کاغذ و به سـرعت بلغزد. با انجام این کار، سـپس شما میتوانید با دست خود، روی شکل ترسیم شده
دست بکشـید و آنرا حس کنید. احساسـی که از آن شکل دریافت میکنید، حاوی اطلاعات درباره تمام یا بخشهایی از هدفی است که در حال CRV
آن هستید. تاکید میکنم، هر حسـی که به درون شـما می آید، معنایی مرتبط با هدف دارد(البته اگر مثلا صداها یا محیط اطراف نویزی را به ذهن
شما وارد نمیکننـد). دقت داشـته باشـید که برخی اوقات اطلاعات دریافتی درباره هـدف میتوانند به شـکل AOL بوده باشـند. اما همواره معنا دار
هستند !
.14 Calibration یا کالیبراسیون : این فرآینـد برای افزایش دقت و آشـنایی بهتر بـا زبان ذهن و ضـمیر ناخودآگاهتان، پس از پایان یک جلسه RV
صورت میگیرد(در زمان نشان داده شـدن هـدف). مثلا فرض کنید شـما در برگه داده های دریافتی CRV خود، نوشـته اید ستاره، و به فرض حس
خاص و مشخصـی را نیز به آن داشته اید. اما پس از دیده شدن هدف، متوجه میشوید که آن چیز، ستاره نبوده است ! بلکه یک گل بوده که شبیه
ستـاره نیز هست ! با این کار شـما برای بارهای بعـدی یاد میگیریـد که حس درونی مرتبط با اهـدافی که در آنها گل وجود دارد چگونه است. پس
دقت شما افزایش خواهد یافت.
فرآیند CRV
این فرآیند به شش مرحله مجزا تقسیم میشود. هر مرحله، روزنه به سمت هدف را بیشتر و بیشتر گسترش میدهد تا اطلاعات بیشتری از هدف،
دریـافت گردد. در هر مرحله، محـدوده ای مشـخص از داده هـا مجـاز به ورود هسـتند و بـدین ترتیب به خـاطره همین ساختار هوشـمندانه و
مهندسی، اطلاعات اضافی و نویز ها به حداقل خواهند رسید.
همانطور که در شکل مشاهده کردید، در هرکدام از شش مرحله، مجموعه ای از ویژگیهای مشخص استخراج شده و نهایتا تصویر نهایی تشخیص
داده میشود.
مرحله اول : قالب کلی CRV
CRV از مراحل کاملا مشـخص و ساختار یافته ای پیروی میکنـد که کمک خواهـد کرد ذخیره اطلاعات دقیق تر شده و بعدها ساده تر بتوانید به
اطلاعات ثبت شده، دسترسـی داشـته باشید. تاکید میشود که رعایت این قالب کلی باعث کاهش نویزها خواهد شد و نتایج دقیق تری خواهید
داشت. بـا این وجود، شـما به مرور زمـان و بیشتر آشـنا شـدن بـا ذهن خود و نویزهای آن و کالیبراسـیون دقیق تر، کم کم میتوانیـد حتی این
چهارچوب را نیز کنار بگذارید ! اما برای شروع حتما از چهارچوب پیروی کنید.
رعایت هرچه بیشتر این تشـریفات و اصول، باعث نظم و غرق شدن بیشتر شما در هدف نهایی شده و دریافت های شما را بیشتر میسازد. قالب
کلی صفحه برای مرحله یک عبارت است از :
.1 شماره صفحه : بالا چپ
.2 مرحله : بالا و وسط
.3 نام فرد اجرا کننده CRV : بالا راست
.4 تاریخ : زیر نام
.5 زمان : زیر تاریخ
.6 احساس حین آغاز : در اینجا شـما حس خود را قبل از شـروع جلسه CRV مینویسـید. مثلا اگر گرسـنه یا ناراحت هستید، آنرا مینویسید تا حین
تحلیل بتوانید خطاهای ناشی از همین حس اولیه را به نوعی تشخیص دهید.
.7 ستون توقف : سمت راست، در اینجا شما AOL ها یا همان حدسیاتی که ضمیر خودآگاه سعی دارد ارائه کند را مینویسید.
.8 مختصات یا نام هدف : بصورت یک کد اختصاصی زیر احساس فعلیتان نوشته میشود.
.9 ایدئوگرام : به سرعت و پس از نوشتن نام و کد اختصاصی Target یا همان هدف، ترسیم میشود.(در کنار کد)
در تصویر بالا مشاهده میکنید که مرحله یک، به چه صورت تکمیل میشود.
هدف از مرحله اول، برقراری تماس اولیه با هدف است. در حقیقت شـما میخواهید با همه وجودتان، نیت و قصد هوشـیاری خود را معطوف به
هدف کرده و اطلاعات را از آن دریافت کنید.
هـدف شـما میتواند یک عکس باشد که درون یک پاکت قرار داده اید(و کد اش را روی پاکت نوشـته اید). همچنین میتوانید از لینک مربوط به
۶۶۰ هدف تمرینی قدرت نامحدود، برای فرآیند View Remote بهره ببرید.(کلیک کنید).
بنابر این شـما میتوانید ابتدا نام یکی از اهداف مورد نظر را نوشته(مثلا هدف ۶۶۰) و سپس شروع به انجام فرآیند View Remote کنید. دقت
داشـته باشـید که شـما حتی میتوانید قبل از اینکه مشـخص کنید چه هدفی قرار است انتخاب شود، این فرآیند را انجام دهید ! فقط کافیسـت
Intention یا قصد شـما به سمت آن باشد(مثلا بگود عکس بعدی که انتخاب خواهم کرد چیست ؟)، فرآیند View Remote از زمان و مکان
خارج است و از هوشیاری شما بهره میبرد. به همین علت میتوانید این کار را انجام دهید.
یک نکته مهم این است که در حقیقت، تمام این فرآینـد حسـی است. اگر فردی هستیـد که به شدت منطقی است یا سـعی دارد همه چیز را بر
اساس مراحل شماره خورده و ریاضیاتی بفهمد، نخواهید تواست این فرآیند را به خوبی یاد بگیرید. از تمام حرفها و مراحلی که گفته میشود، شما
بایـد به این توجه کنیـد که حتمـا دخیـل شـدن کامل حسـی و وجودی شـما در مراحل رخ دهـد. مثلا،اینکه بگوم خط قرمزی که روی تصویر
کشـیدی(تصویر بالا)، چه حسـی دارد، واضح است که اصلا یک سوال منطقی یا ریاضیاتی نیست. بلکه شما باید کم کم حساسیت حسی خود را
بیشتر کنیـد تا بتوانیـد هر چیزی را حس کنیـد. به خود نگود بلد نیسـتم. لطفا منظم تمرین های خود را ادامه دهید و خواهید دید همه چیز
بسـیار سـاده تر از تصورات اولیه شـما بوده است. بنـابر این بصورت خلاصه،اگر زیادی منطقی و ذهنی هستیـد،احساسات و حساسـیت خود به
ادراکاتتان را بالاتر ببرید و توجه بسیار بالایی به جزات هرآنچه که حس میکنید و در درونتان رخ میدهد داشته باشید.
ایدئوگرام ها در مرحله اول
ایدئو گرام ها که در شـکل بالا، به رنگ قرمز و به سـرعت رسم شدند(به سـرعت پس از نوشـتن نام هدف)، واکنشهایی ناخودآگاه و بدون فکر از
جانب دست شـما هسـتند که حاوی اطلاعات مهمی از هدف موردنظر هستند. شما باید کاملا بدون فکر، آنها را ترسیم کنید و اجازه دهید پس از
تعJن هدف، ضمیر ناخودآگاه شما ترسیم مورد نظر را آزادانه توسط دستتان انجام دهد.
شما میتوانیـد ترسـیم ایـدئو گرام ها را کلا فراموش کنید و در عوض به مرور زمان یاد بگیرید که زبان ضـمیر ناخودآگاه شـما چیست و اطلاعات
دریافتی خود را، به چه شـکلی ترسیم میکند. مثلا متوجه شوید که وقتی هدف یک دریاست، ضمیر ناخودآگاه شما دستتان را به چه شکل حرکت
میدهـد. با این وجود، راه دیگر این است که خودتان دقیقا همانند یادگیری یک زبان جدید، مجموعه ای از قواعد را تعJن کرده و با تمرین زیاد،
آنها را به پل ارتباطی میان خودآگاه و ناخودآگاه خود تبـدیل نماد تا ناخودآگاهتان بتوانـد آنچه از هدف متوجه شده است را با این نمادها به
شما منتقل کند.
خیلی از اساتید باور دارند بهترین راه این است که یک سری ایدئوگرام پایه داشته باشید و آنها را هزاران بار تمرین کنید تا به ضمیرناخودآگاه شما
بروند. سـپس، زین پس ضمیر ناخودآگاه شما قادر خواهد بود به سرعت و با ترسیم یک شکل سریع، به شما منتقل کند که هدفی که قصد CRV
آنرا داریـد، کـدامیک از المانهـا و اجزا را دارد ؟ در اینصورت شـما در حقیقت در حـال راه انـدازی یـک زبـان مخفی مشترک میان خود و ضـمیر
ناخودآگاهتـان هستیـد تا حین اطلاعات، ضـمیر ناخودآگاهتان بر اساس همان زبان(شـکلهایی که به عنوان قرار داد تعJن و تمرین کرده ایـد)،
اطلاعات را به شما بگوید.
با وجود ذکر این نکته،باز هم گفته میشود که شـما میتوانیـد تمرین ایـدئوگرامها را نیز رها کنیـد و فقط هرآنچه رسم کرده ایـد را به خوبی حس
نماد و حساسیت بیشتری در رمزگشایی زبان ضمیر ناخودآگاه خود لحاظ کنید.
اگر قصد تمرین کردن یک سری ایدئوگرام را دارید تا یک زبان استاندارد برای ناخودآگاهتان تعJن شود، اصلا مهم نیست که کدام ایدئو گرام، در
ذهن شـما معنای چه چیزی را دارد. کافیست قرار داد ساده ای ایجاد کرده و آنرا مـدام و ساعتها تمرین کنیـد تا فرآینـدی ناخودآگاه شود. بدین
ترتیب ضـمیر ناخودآگاه شـما، پس از تعJن هدف و برای توصـیف آن، با همین ایدئوگرام ها با شما ارتباط برقرار خواهد کرد.(البته همانطور که
گفتم میتوانید این مساله را کلا فراموش کنید، و با تمرین، زبان فعلی ناخودآگاه خود را یاد بگیرید.)
ایـدئو گرام های ترسـیم شده میتوانند حاوی اطلاعاتی درباره بخشـهایی از هدف یا حتی تمام آن باشـند. اما در مرحله اول، مهمترین هدف این
است که با ترسـیم و درگیر شدن به اسـتانداردهای ذکر شده، ضـمیر خودآگاه شـما کاملا مشـغول شده و همه چیز بدون دستکاری و تخریب، از
ناخودآگاهتان دریافت شود.
بنابر این در مرحله اول، شما برای چند بار و زیر هم، کد اختصاصی هدف را نوشته و سپس به سرعت و بدون فکر یک ایدئوگرام رسم میکنید. این
روند برای حدود ۵ بار دیگر نیز انجام میشود و با هربار ترسـیم، شـما حس خود را نسـبت به هدف، مینویسید. اصلا مهم نیست چه کار میکنید.
هدف اول این است که شـما کاملا قصد و هوشـیاری خود را مانند یک چراغ قوه، به سـمت هدف مورد نظر هدایت کنید و بصورت فیزیکی و با
تمام بدن و همه وجود، با هدف، ارتباط برقرار کنید تا روی سـیگنال های اطلاعاتی و فرکانس مشـخص آن، قرار گیرید. با اینکار، ترسـیمات بدون
فکر شما، کاملا معنادار خواهند بود و میتوانید از حسی که به ترسیمات خود دارید، اطلاعات را استخراج کنید.
اگر میخواهیـد یک فرآیند CRV سـریع داشـته باشـید(زیر ده دقیقه) و به مراحل بعد نروید، کافیست چند بار ایدئوگرام ترسـیم کرده و هربار هر
آنچه که به ذهنتان میرسـد را بـدون دخالت، یاد داشت کنیـد و نهایتا آنها را قضاوت کنیـد. با تمرین کافی، شـما قادر خواهید بود حتی فقط با
مرحله اول نیز، هدف را تا حد خوبی توصـیف کنید که این مهارت برای ARV فوق العاده است، زیرا میتوانید به سـرعت و در زمان کوتاهی، مثلا
نتیجه یک مسابقه یا قیمت یک سهام را پیش بینی کنید !
شروع یک جلسه CRV برای بار اول
پس از اینکه همه جزات اولیه مانند زمان، مرحله، تاریخ، وضـعیت احساسـی و غیره را نوشتید، حال وقت آن است که شروع کنید. هدف شما
باید مشـخص شود و کدی به آن اختصاص دهید. مهم نیست این کد چیست. فقط بهتر است منحصـر به فرد باشد(البته آن نیز مهم نیست !).
مهم هدف و نیت شماست که به سمت چه هدفی است و چه چیزی را میخواهید View Remote کنید.
حال کافی است کد منحصـر به فرد را نوشـته و پس از اینکه آخرین حرف آن روی کاغذ ثبت شد، به سرعت و بدون فکر و در کمتر از ۱ ثانیه، یک
ایـدئوگرام و طرح اتفاقی و بدون فکر را ترسـیم کنید. اجازه دهید ضـمیر ناخودآگاه شـما هرچه میخواهد بکشد. اصـلا مهم نیست که چه چیزی
ترسیم میکنید.
حالکافیستآنچهترسیمشدهراموردبررسیقراردهیدتااطلاعاتمختصریرانسبتبههدفیابخشیازآن،بدستآورید
حال کافیست آنچه ترسیم شده را مورد بررسی قرار دهید تا اطلاعات مختصری را نسبت به هدف یا بخشی از آن، بدست آورید.
رمز گشایی ایدئوگرام
حال فرض میکنیم بر اساس تمارین زیاد، زبان ایـدئوگرامی مخصوص به خود را کاملا و از حفظ بلد شده اید و کاملا ناخودآگاه شده است. در غیر
اینصورت مدام تمرین کنید. تمرین، کلید تبدیل شدن به یک استاد در این علم است.
حال وقت آن است که ایدئو گرام خود را رمز گشایی کنید.
همانطور که میبینید شـما ابتدا حرکت خودکار روی کاغذ را به سادگی توصـیف میکنید و سپس از خود میپرسید : ”حس لمس این هدف، چگونه
خواهـد بود ؟“. دقت کنید که اصـلا بصورت خودآگاه، قرار نیست فکر کنید بلکه حسـی که به سـرعت به ذهنتان می آید را یادداشت کنید که در
اینجا، ”سخت“ بوده است. تقریبا ۹۹ درصد فرآیند CRV با ضمیر ناخودآگاه شما کار دارد و هرجا تحلیل های خودآگاه وارد شود، شما باعث خطا
خواهید شد پس مواظب باشید.
این احساسات در مرحله اول، میتوانند یکی از موارد زیر باشند :
سخت، نرم، گازی، نم دار، روان
در مرحله اول، فقـط همینقـدر کـافیست و نیـازی به حس کردن جزات بیشـتر نیست.حـال کـافیست بـا دست دیگر خـود(دسـتی که بـا آن
نمینویسـید)، ایدئوگرام را لمس کنید و بر اساس تجربه یا تمارینی که بر روی ایدئوگرامهای قراردادی مخصوص خود داشته اید، از خود بپرسید که
این چیست ؟ مثلاـ ممکن است حس کنیـد یـک سازه است، پس همین را در بخش AOL ها یا توقف، بنویسـید(زیرا یک حدس بوده است).
همواره سعی کنید که به سرعت این موارد را بنویسید و بصورت خودآگاه به آن فکر نکنید. همه چیز باید بدون دستکاری، از ضمیر ناخودآگاه شما
به روی کاغذ بیاید.
شما این فراینـد را(ترسـیم ایـدئوگرام و رمزگشایی آن)، چنـد بار تکرار میکنید تا زمانیکه حس کنید زمان رفتن به مرحله بعدی رسـیده است. در
فرآیند View Remote، بسیاری از چیزها بر اساس احساسات درونی و شهودی شما انجام میشود و این مورد نیز از آن مستثنی نیست. اصلا به
دنبال روند منطقی نباشید زیرا ضمیر خودآگاه خود را با این کار دخیل کرده و باعث خطا خواهید شد.
هر لحظه حس کردیـد حدسـی به ذهن شـما وارد شـده است(مثلا چیز واضـحی مانند ساختمان)، یک AOL بوده و بایـد آنرا در سـتون توقف،
بنویسید و قلم خود را روی زمین بگذارید تا آن چیز اطلاعات بعدی شما را خراب نکند.
از همین اول عادت کنیـد که با هربار تمرین، تقریبا بتوانید متوجه شوید که چطور میتوان نویزها را از داده های حقیقی تمایز قائل کرد ؟ نویز ها
چه حسی دارند ؟ داده های حقیقی چطور ؟
انجام مرحله اول بصورت بسیار مختصر
.1 برای هدف خود نام دلخواهی بگذارید و به آن قصد کنید(که در ذهن شما به هدف مورد نظر اشاره میکند)
.2 نام اختصاصـی هدفتان را بنویسـید و به محض پایان نوشـتن آن، به سرعت و بدون فکر و بصورت ناخودآگاه، یک ایدئوگرام بدون فکر رسم کنید.
اصلا مهم نیست که چه چیزی ترسیم میکنید.
.3 آنچه رسم کردیـد را با دستی که با آن نمینویسـید، لمس کنیـد و به احساساتی که از درون تجربه میکنید توجه ویژه کنید(دقت کنید که ذهن شـما
توسط تمارینی مانند مدیتیشن آرام شده باشد). مواظب باشـید که حتی وجود یک رنگ آبی پر رنگ در مقابل چشـمانتان، یا حضور یک خاطره که
این روزها رنجتان میدهد، میتواند در داده ها خطا ایجاد کند. پس از مدتی تمرین منظم، میتوانید نویز ها را از داده های حقیقی تشخیص دهید.
.4 مراحل قبل را حدود ۱ تا ۳ بار دیگر تکرار کنید.
.5 وقتی حس کردید کافیست، وارد مرحله بعد شوید.
مرحله دوم، اطلاعات حسی
رومیدر مرحله قبل، روزنه ای به سـمت اطلاعات مورد نظر شـما باز شد. در این مرحله، این روزنه را باز تر میکنیم تا اطلاعات بیشتری دریافت شود. در
مرحله دو، این احساسات نوشته خواهد شد :
.1 لامسه
.2 بوها
.3 صداها
.4 بینایی
.5 طعم
اطلاعات در این مرحله، بصورت کلمات پراکنـده و یا عبارات کوتاه به ذهن شـما می آینـد. در مرحله دوم، کماکان محدودیت ها حاکمند و شـما
فقط مجازید توصـیفات ساده را مطرح کنید. اگر به یکباره احساس کردید تصویر یا حدس واضحی به ذهن شما آمده است، آنرا در ستون توقف
نوشته و از آن صرفنظر کنید.
در مورد هرکـدام از دسـته ها، شـما از خود سوال میکنیـد که وضـعیت هدف، از نظر این مورد چگونه است ؟ مثلا اگر آنجا بودم، چه بویی حس
میکردم ؟ چه صداهایی بود و…
اصل موضوع در اینجا این است که هرچه بیشتر و بیشتر، داده ها را دریافت کرده و به حسها و اطلاعات جدید توجه بیشتر کنید.
مرحله سوم : ترسیم اولیه
بصورت خلاصه، مرحله سه درباره ترسـیم هدف است. فقط با شـروع کشـیدن خطوط و آغاز ترسیم، جریان تازه ای از اطلاعات به ذهن شما وارد
خواهند شد که میتونند بخشـهایی از هدف یا دقیقا خود آن را به نمایش گذارند. حین ترسیم بخشهای مختلف شما میتوانید دقیقا مانند مرحله
دوم، بخشـهای مختلف طراحی را از نظر داده های حسـی، مورد بررسـی قرار دهید. مثلا از خود بپرسید این بخش چه جنسی دارد ؟ و سپس در
کنار شکل ترسیم شده خود بنویسید.
همچنین شـما میتوانید در هدف، به بخشهای مختلف حرکت کرده (مثلا زاویه نگاه از بالا چگونه است ؟ یا اگر در مرکز این هدف باشم نما چگونه
است ؟)، و طراحی را انجام دهید. کماکان تاکید میکنم که همه چیز بصورت ناخودآگاه ترسیم گردد. قرار نیست به چیزی فکر کنید.
در این مرحله، حدسـیات ذهن شما و یا همان AOL ها احتمالا بیشتر میشوند که باید به شدت مراقب آنها باشـید. به محض اینکه حس کردید
ذهن شـما درحال حدس زدن چیزی است، به سـرعت آن را در بخش توقف نوشته و چند لحظه صبر کنید تا این حدسیات خودآگاه و غلط، روند
دریافت سایر اطلاعات را تخریب نکند. کماکان تاکید دارم که اشـکال ترسـیم شده لزوما برابر با هدف نیستند، بلکه معمولا اشکال ساده ای از آنرا
توصیف میکنند. البته با تمرین، کم کم ترسیمات شما دراین مرحله دقیق تر خواهد شد. با این وجود در مرحله ،۴ شما دقت خود را بالاتر خواهید
برد.
مرحله چهارم : ماتریس
این مرحله، آنقدر ها هم که به نظر میرسد، پیچیده نیست !
مرحله چهارم بسـیار ارزشـمند است زیرا در آن میتوانیـد بصورت یک جـدول منظم، مجـددا از خود درباره هـدف سوال کنید و احساسات خود را
یادداشت کنیـد. تمام آنچه در مراحل قبل دریافت کردیـد را بصورت مجزا و طبقه بنـدی شده در این جدول بنویسـید. این جدول به شـما کمک
میکند بازهم درک خود نسبت به هدف را گسترش دهید و بهتر آنرا حس کنید.
نهایتـا نیز میتوانیـد حـدس های نهایی خود را پس از مشاهـده همه داده های دریافتی در کنار هم و در یک سـتون از جـدول به نام S/AOL،
یادداشت کنید.
مرحله پنجم: تکمیل ویژگیها و جزات
این مرحله چندان ضـروری نیست، اما در صورت نیاز میتوانید صفات و ویژگیهای جدید هدف را بصورت جزیی تر و مثلا در یک جدول یادداشت
کنید. شما میتوانید جدول قبل را به شاخه های بیشتر تقسیم کرده و آنرا گسترش دهید. با این وجود فعلا نیازی نیست این کار را انجام دهید.
مرحله ششم: مدلسازی
اگر بخواهید هدف را مدلسازی کنید، در این مرحله نیاز به ابزارهای مناسب و مرتبط خواهید داشت. با این وجود میتوانید فقط به ترسیم آن نیز
قانع شوید.
با توجه به زمانبر بودن این مرحله، فعلا نیازی نیست آنرا به شـکل مدلسازی انجام دهید. اما نهایتا و در این مرحله، میتوانید ترسیم نهایی هدف
را هم داشته باشید.
همانطور که گفته شد، در فرآیند RV یا به صورت اختصاصی تر CRV، همه چیز حسی است. این بدین معناست که حتی اگر خمیر بازی به دست
گرفته اید و میخواهید هدف را مدلسازی کنید، بدون فکر کردن، فقط به احساسات خود توجه کنید.
مرحله یادگیری : نویز را تشخیص دهید و ذهن خود را کالیبراسیون کنید
حال بخش S/AOL و تمام ویژگیهایی که نوشتید را باید دقیقا بررسـی کنید و پس از بررسـی هدف و مشاهده آن، متوجه شوید که چقدر دقیق
بوده اید. شما باید یک فرآیند کالیبراسیون و افزایش دقت را در احساسات شهودی خود آغاز کنید. به این شکل که متوجه شوید چه چیزی باعث
خطاها شده است. مثلا اگر کلمات ”آبی، قرمز، یا منحنی“ در ذهن شـما آمده و اشتباه بوده است، بررسی کنید که آیا چیزی با این شکل در ذهن
شما بوده یا در مقابل چشـمانتان بوده که اشـتباها، آنرا به عنوان داده نوشـته ایـد ؟ وقتی چیزی درست بوده است، دقیقا چه حس درونی حین
دریافت آن داشته اید ؟ همه این موارد را لحاظ کنید و هربار، خود را ارتقا دهید. دقت کنید که یک جلسه کامل RV باید حداقل یک ساعت طول
بکشـد و توصـیه میشود آنرا سه ساعته انجام دهیـد. با تمرین منظم قابلیتهای شـهودی و حتی سـرعت عمل شـما بسـیار بالا خواهـد رفت زیرا
میتوانید میان نویزها و تصورات ذهنی خود و اطلاعات حقیقی دریافتی از سمت هدف، تمایز قائل شوید.
ویرایش دوم: پاسخ به سوالات و توضیحات
.1 بسـیار شـگفت زده شـدم ! اما چیزی برایم عجیب بود ! اول اینکه در ۵ بار اول، به شـکل صد در صد شـگفت انگیزی، تصویرهای موجود در لینک
مربوط به تمـارین را به خوبی حـدس زدم ! واقعا غیر ممکن بود. اما چیز عجیب تر این است که پس از آن، شـکست هایم بیشتر شـد و خطاهای
بیشتری وارد کارهایم شد ! نا امید شدم. چطور دقتم را دوباره زیاد کنم ؟اول از همه اینکه شگفت زده شدن ندارد ! CRV مدتهاست توسط ارگانهای
نظامی آمریکا و… استفاده میشود و نباید چیز عجیبی برای شما باشد ! همین عجیب بودن و شگفت زده شدن میتواند مانع اصلی دریافت صحیح
داده ها از ناخوداگاه باشد.
بله ! انتظار شـنیدن چنین سوال بسـیار ارزشـمندی را داشـتم زیرا مشـکل بسیار رایجی است. خوب به نمودار زیر دقت کنید. این نمودار، روند رایج
افزایش مهارتهای شما در CRV را نشان میدهد.
همانطور که میبینید، در اولین بارها، شـما دریافت های صحیح بیشتری را دارید اما به یکباره، این دریافتها افت میکند. علت اصلی این مساله این
است که شـما ذوق زده میشویـد(!) و همین مساله باعث میشود بیشتر نگران گرفتن مجدد نتیجه شده و آرامش خود را از دست بدهید. همچنین
خودآگـاه شـما، پس از بارهـای اول، بیشتر اطلاعات دریافتی از ناخودآگاه را تخریب کرده و بنابراین شـما سـخت تر میتوانیـد اطلاعات دریافتی از
ناخودآگاه را بدون فکر کردن و بدون تحلیل، دریافت کنید.
بنابر این عادی است که افتی را در صـحت دریافت های خود مشاهـده کنیـد. اما با انجام منظم تمرینات و تلاش برای دور نگاه داشـتن دخالتهای
ضمیر خودآگاه، کم کم دوباره شاهد رشد روند یادگیری خود خواهید بود.
.2 داده ها چطور و با چه فاصله زمانی دریافت میشوند ؟ به شکل زیر دقت کنید :
این شـکل رونـد دریافت داده ها از ضـمیر ناخودآگاهتان را نشان میدهـد. همانطور که میبینید، داده ها به شـکل جرقه هایی در ذهن شـما ظاهر
میشوند و سـپس محو میشوند. اما در این میان چه چیزی رخ میدهد ؟ ضـمیر خودآگاه شـما سعی میکند از این اطلاعات چیزی استخراج کرده و
مانند یک کودک، حدس بزند. مثلا ممکن است تا یک دایره را در ذهن خود ببینید، خودآگاه شما به سرعت بگوید: ”فهمیدم ! توپ !“، و این چیزی
است که شما باید به شدت مواظب آن باشید ! زیرا تمام روند دریافت اطلاعات از ناخودآگاه را آلوده و غلط خواهد کرد. همه چیز باید بدون دخالت
فکر و به شکل ناخودآگاه دریافت شود.
.3 چقـدر باید تمرین کنم که اسـتاد شوم و هرچیزی را CRV کنم ؟ درحال حاضـر،اساتید این علم بعضا حتی بیش از ۲۰ سال است که درحال تمرین
روزانه و مداوم این علم هستند تا به خوبی زبان ضمیر ناخودآگاه خود را متوجه شوند. در منابع دیگری، حداقل یک سال(درصورتی که روزانه حداقل
یک ساعت تمرین کنید و یک Session داشته باشید)، ذکر شده است. با این وجود هرگز فکر نکنید که قرار است تا آن زمان، معطل شوید ! نه . به
محض شروع تمرین و حتی از ماه اول، شما خواهید دید که بسیاری از چیزها را میتوانید متوجه شوید و بسیاری داده ها را به خوبی دریافت کنید.
ادامه تمرینهای شـما نیز رفته رفته کمک میکنـد که میزان خطاها را کاهش دهید. اگر بصورت منظم و ساعات بیشتری را در طی روز تمرین کنید(به
شکلی که در میانشان فاصله نیز باشد)، خواهید دید که حتی در مدت یک ماه، مهارت بسیار خوبی را در این علم کسب کرده اید.
.4 حین دریافت اطلاعات، آیا باید فکر کنم ؟ اصـلا قرار نیست خودآگاه فکر کنید ! فکر و تحلیل فقط میتوانند داده های دریافتی را تخریب کنند. شما
فقط در تمرکز ذهنی باشـید و داده ها را دریافت کنید. در مراحل آخر همه این دریافتها را در جدول نهایی مورد تحلیل قرار میدهید تا متوجه شوید
هدف چه چیز بوده است.
.5 آیا واقعا همه داده های ورودی به ذهنم، پس از تعJن Target، معنا دار هستند ؟ سوال بسیار زیبایی است. باید گفت به محض تعJن هدف، و
شروع CRV، داده هایی به ذهن شما وارد میشوند که اگر به دقت مقاله را خوانده باشید، احتمالا متوجه شده اید که این داده ها دو حالت دارند !
اول اینکه از ناآرامی و آشوبهای درونی و نویزهایی که مثلا از محیط اطراف دریافت میکنید هسـتند(مثلا اگر یک رنگ قرمز پر رنگ مقابل چشـمتان
باشد، ممکن است در داده های دریافتی CRV خود نیز رنگ قرمز را ببینید)، و منبع دوم نیز همان داده های CRV است که ما به شدت علاقمند آنها
هستیم !
به شـما توصیه میکنم همواره این باور را در ذهن ناخودآگاه خود حمل کنید که هرچیزی به ذهن شما می آید، معنا دار و مرتبط به بخشی از هدف
است. هرچنـد ممکن است AOL یا حدسـیات ضـمیر خودآگاه شـما نیز بوده باشـد، اما با این وجود، همواره بنا را بر این بگذارید که شـما در حال
دریافت داده هایی از هـدف هستید. با گسترش این باور، شـما این توان را به ناخودآگاه خود میدهید که حتی زمانیکه نویز زیاد است، فقط اصـل
داده را دریافت کنید، نه نویزها را !
.6 شگفت زده هسـتم….!!! این داده ها از کجا می آیند !؟ یعنی ما واقعا از زمان و مکان خارج هستیم ؟ بله، هوشیاری انسان خارج از زمان و مکان
است و در حقیقت زمان و مکان درون هوشیاری شما رخ میدهد.
ااااکاکآثگفککاا
منبع این داده هـا را مـاتریس داده ها مینامنـد. جایی که همه داده ها در هر زمان و مکانی درون آن نهفته و ثبت میگردد. فیزیک کوانتوم امروزه
توصـیفات و تئوریهای بسـیار زیبایی را درباره Viewing Remote ارائه کرده است. توصـیه میشود دربـاره Entanglement Quantom مطالعه
فرماد.
ویرایش سوم : پاسخ به سوالات و اعمال ویرایش در متن نگارش های قبلی
.1 آیا میتوان CRV را سریعتر انجام داد ؟ روال استاندارد انجام یک عملیات CRV دقیق، حداقل یک ساعت و ترجیحا دو ساعته است تا تمام جزات
ممکن دریافت شود و شـما کاملا از درون حس کنیـد که هـدف را شـناسایی کرده اید. با این وجود، با مقداری تمرین، شـما میتوانید به سادگی در
عرض چند دقیقه(حتی زیر ۱۰ دقیقه)، CRV خوبی داشته باشید که اطلاعات و توضیحات کمی جامع و کلی تر را نسبت به هدف ارائه میکند. لازم به
ذکر است که اگر درحال انجام ARV ، مثلا برای تعJن نتیجه یک مسابقه باشـید، همین حد نیز کافی و بسیار مناسب است. به همین علت است
که ARV زمان کمتری میبرد.
.2 دوسـتم میخواهد عکسـهایی را به هر کدام از حالات نتیجه نهایی یک سـهام بورسی نسبت دهد تا ARV انجام دهیم. آیا در انتخاب عکسـها باید
نکته خاصی را لحاظ کند ؟ از آنجایی که شـما قرار است همین عکسـها را بدون اطلاع قبلی اول CRV کنید و سـپس ایشان قضاوت کنند و ببینند
توصـیفات شـما به کدام عکس و در نتیجه کدام حالت نتیجه نزدیک تر است، به همین علت به شدت توصـیه میشود که دوسـتتان حین انتخاب،
عکسهایی را برگزیند که کاملا با هم متفاوتند. بدین ترتیب حین قضاوت کردن برگه داده های CRV شما، دقت بالاتری خواهد داشت.
.3 کیـف پول خود را گم کرده ام، چگونه میتوان از CRV برای یافتن آن بهره برد ؟ پاسخ کوتاه، بله است. اما کار پیچیده، سـخت و ناکارآمدی است.
CRV میتواند به شـما توصیف کند که جایی که کیف در آن قرار دارد، چگونه است(مثلا تاریک، کنار دریاچه، در جنگل، یک میز طلایی بیضی کنارش
قرار دارد، یـک معـدن سـنگ آهن کنارش هست، یک سارق با لباس و چشـمهای بادامی آنرا در دست گرفته یا….!!!! و هزاران جزات دیگر !!) اما
مشـکل اینجاست که این داده ها لزوما کمکی در شناسایی مختصات دقیق کیف به شما نمیکنند(مگر اینکه بدانید حدودا در کدام منطقه است و با
توصیفات اضافی CRV بتوانیـد مکـان دقیق را نیز حـدس بزنیـد). البته یک پیشـنهاد خوب اما کمی زمانبر این است که حالات احتمالی ممکن را
نوشته و بین آنها مرحله به مرحله و ترجیحا دو تا دوتا، ARV کنید تا نهایتا مشخص شود کیف پول دقیقا کجاست.
برای چنین موردی، بهترین ابزار مکمـل برای CRV، همان Dowsing است. این متـد میتواند حتی مکان دقیق آن را نیز روی نقشه به شـما نشان
دهد. بدین منظور میتوانید به مقاله مرتبط با Dowsing رجوع کنید.
.4 آیا CRV به تمرکز بالا نیاز دارد ؟ دوست داشـتم بگویم که بله، اما حقیقت این است که اصـلا قرار نیست فشاری به ذهن خود وارد کنیـد یا حتی
ذهن خود را به زور خالی و آرام کنید. هرچند آرام بودن و مدیتیشن کمک زیادی به ذهن شـما میکند، اما واقعا لازم نیست وسواس بگیرید. در اوج
آرامی و با اعتماد به نفس و یقین، و حتی با حالتی مشابه کسـی که در حال انجام سـر سـری یک کار است (!) فرآینـد را انجام دهیـد. هرگز اجازه
ندهید افکاری مانند(اگه غلط شد و اشتباه کردم چی !؟)، در ذهن شما جولان دهند زیرا به سادگی نتیجه را تخریب میکنند.
.5 روزانه چقدر تمرین کنم ؟ با روزانه یک ساعت تمرین آغاز کنید. اگر برای ARV در تلاش هستید، با تمرین منظم، سریعتر میتوانید نتیجه بگیرید زیرا
در ARV، شـما قرار است نتیجه چیزی را پیش بینی کنید که حالات محدودی دارد و بنابر این همین که توصیفات شما بتواند بین دو یا چند عکس
تمایز قائل شود، کافیست.
درصورت تمایل به جلسات رفع اشکال یا ارتباط مستقیم صوتی-حضوری، و یادگیری عمیق تر در مورد CRV، میتوانید از این لینک اقدام کنید.
ویرایش چهارم : حرکتی عمیق تر به قلب CRV
در این مقاله، بصورت عمیق تر به بررسی فرآیند viewing remote خواهیم پرداخت و نکات عمیق تری درباره آن مطرح خواهد شد. این نکات
بصورت عمـده بر اساس سوالات همراهان این مقاله خواهد بود و همچنین، نکات عمیق تری که به نظر میرسد برای شـما مفید است نیز مطرح
خواهد شد.
اگر قصـد دارید فرد کاملا قدرتمندی در فرآیند CRV شویـد، باید اول از همه آگاه شوید که در حال انجام کار حساس و سـختی هستید ! نه یک
بازی ساده ! معمولا اکثر افرادی که در CRV موفق نیستند، کسانی اند که پشتکار کافی را ندارند و معمولا پس از چند بار شکست خسته و ناامید
میشوند. بنابراین همانند یادگیری هر مهارت ویژه و سـخت دیگری، زمان کافی را بصورت روزانه برای آن بگذارید و چه در تشخیص هدف موفق
بودید و چه شکست خوردید، تمرینهای خود را متوقف نکنید ! زیرا توقف تمارین در یادگیری این مهارت، برابر با پایان رشد و یادگیری شماست.
سوال دیگری که مطرح میشود این است که دقت فرآیند CRV در بهترین حالت معمولا چقـدر است ؟ یعنی در چند در صد اوقات میتوان موفق
شد ؟! سوال بسـیار خوبی است. باید بدانید اول از همه حتی بهترین و مسـلط ترین اساتید در این فن، پس از سالها تمرین، نمیتوانند موفقیت
صد در صد داشـته باشـند ! بلکه بصورت میانگین و با تمرین مداوم، فقط حدود ۷۰ درصـد از فرآیند ها با دقت قابل قبول و عالی انجام میشود.
توجه کنیـد که وقتی گفته میشود بصورت میانگین چنین عددی کسب میشود، منظور این است که چه بسا بارها و بارها و پشت سـر هم، نتایج
صـد در صـد دقیق باشـند و هیـچ نویز و خطایی نیز رخ ندهد. اما تمام سـختی این روش و اجرای آن دقیقا همین است که این فرآیند شوخی
نیست و شـما در حال دریافت داده ها از میان انبوه نویز ها و داده های مخرب ذهنی خود هستید ! پس اصولا نیز نباید دقت صد در صد در هر
زمانی ممکن باشد ! در حقیقت از نظر تئوری،شـما واقعا قادر هستید در همه اوقات دقت صد درصد داشته باشید، اما مشکل در اینجاست که در
عمل، خود شما و نویزهای ذهنیتان مانع اصلی هستید.
در حقیقت شما باید زمانی توقع دقت صد در صد را داشته باشید که تسلط کامل به سطح آرامش و تمرکز درونی خود پیدا کرده اید. و این چیزی
است که اجرایش درعمل برای خیلیها مشـکل است و همین سـختی کار است. در واقع ذهن دائما سـعی در پیشنهاد دادن یا حدس زدن یا ربط
دادن چیزهـای مختلف به هم دارد و این چیزی است که حـتی در تمـام روز، ذهن یـک لحظه از آن دست بر نمیـدارد. مگر اینکه تمـارین منظم
مدیتیشن و بی فکری را در برنامه روزانه و دائمی خود قرار دهید.
سوالی که میتواند از شـما پرسـیده شود این است که آیا بی هویت و بی فکر و ایده بودن و سـکون کامل ذهنی را تمرین میکنید ؟ اگر پاسختان
منفی است، مطمئن باشـید در فرآیند CRV نیز به مشـکلات جـدی بر خواهیـد خورد. زیرا این فرآیند عملا نیازمند یک ذهن کاملا آرام و بی فکر
است که بی فکر و ساکن است و حتی به هرچیزی واکنش نشان نمیدهد ! و حتی حس کنجکاوی را نیز به نوعی ساکت کرده است.
اگر فردی هستیـد که در طی روز، فعالیتهای ذهنی و تحلیلی زیادی دارد، بایـد آگاه شویـد که کار شـما میتوانـد سـخت تر باشـد زیرا برای انجام
صحیح این فرآیند، شما نیاز دارید که فعالیت ذهن خود را کمتر کرده و در سکوت و آرامش بیشتری قرار گیرید. خیلی از افرادی که بسیار کنجکاو
یا حتی خلاق اند، در انجام این فرآیند دچار مشـکل میشوند زیرا مثلا ذهن آنها دائما حین فرآیند وارد شده و مدام سعی در حدس زدن هدف را
خواهد داشت که همین کاملا مشکل ساز است. زیرا گفته شد که در CRV شما باید فقط آنچه دریافت میکنید را بدون واسطه بنویسید. نه اینکه
سعی در حدس زدن داشته باشید. زیرا حدسها باعث خطای ضمیر ناخودآگاه یا AOL ها هستند.
از یاد نرود که بسیار مهم است تمام وجود خود را با انرژی فرآیند CRV گره زده باشید. به این معنا که مثلا خیلیها، دائم در شک هستند که واقعا
این فرآینـد ممکن است یا خیر(حتی پس از دیدن انواع نتایج و مقالات معتبر در سرتاسـر جهان). در اینصورت باید گفت واضح هست وقتی به
چیزی و به قدرتی در وجود خود باور ندارید، آنچبز واقعا برای شما کار نخواهد کرد.اگر وارد مسیر یادگیری این مهارت شده اید اما هنوز تردید ها
نمیگذارنـد با تمرکز و باور وارد عمل شویـد، قبل از هرچیز برای مدتی مقالات معتبر و مراجع شـناخته شده را در سـطح اینترنت جسـتجو کنید تا
متوجه شوید این فرآیند مدتهاست که بصورت بسیار حرفه ای توسط عده زیادی دنبال میشود. زمانی که تردید های خود را کشتید، آنجاست که
خواهید توانست با تمرکز و ذهنی آرام، و همزمان با یقین، اتفاقا ادراکات و دریافتهای بیشتری را نیز داشته باشید.
یکی از توصیه هایی که همواره برای علاقمندان مطرح میشود، این است که خصوصا در اوایل، اصلا سعی نکنید که در محیط های پر استرس این
فرآیند را انجام دهید.سـعی نکنید که قوای خود را به دیگران اثبات کنید. زیرا هرچقدر فشار روی شـما بیشتر شود، تمرکز شـما کمتر شده و افکار
بیشتری در ذهنتان خواهد گشت. که همین موضوع عامل اصلی خطاهاست. البته پس از مدتی تمرین، این مشکل نیز کمرنگ تر خواهد شد اما
به هر حال از یاد نبرید در اکثریت فرآیندهای شـهودی و ذهنی، هرچقدر خودخواهی و منیت شما بیشتر وارد عمل میشود، خطای شما هم بالاتر
خواهد رفت ! یعنی اگر به فرض هدف شـما از انجام CRV، این است که به دیگران چیزی را نشـان دهیـد و مثلا از آنها به به و چه چه و تعریف
بشنوید، معمولا خواهید دید که درصد خطای شما زیاد تر میشود زیرا در حال تقویت هویت دروغین خود هستید.
یک راهنمایی بسـیار موثر دیگر، توجه به باورهای محـدود کننـده ایست که در درون شـما ایجاد شده. همین اکنون تصور کنید که شـما در حال
دریافت اطلاعات بصورت شهودی و توسط فرآیند CRV هستید، و سپس شرح دهید که دقیقا چه مقاومتها و حسهای محدود کننده ای در درون
شما ایجاد میشود. آیا حس میکنید شـما نمیتوانید این کار را انجام دهید ؟ آیا حس میکنید این کار، بسـیار سخت است ؟ آیا حس میکنید غیر
اخلاقی است که بخواهیـد از چیزهایی با خبر شویـد ؟ همه اینها یا احساسات مشابه، دقیقا همان چیزهایی هسـتند که جعبه و هویت دروغین
بسـته و محدودی برای شما شکل داده اند و عامل مشکلات فعلی شما در این فرآیند بوده اند. بسیار مهم است که هر باور محدود کننده یا حس
محـدود کننـده درونی که وجود دارد را رفع کنیـد و درباره تغJر باورها فایلهای صوتی و مقالات زیادی در سایت گذاشـته شـده است(لینک فایل
صوتی باورها).
نکته ای طلایی و فوق العاده خاص، چه برای اثر گذاری با قدرت ذهن(مانند فرآیند RSC (و چه برای دریافت اطلاعات و هر فرآیند شهودی دیگر،
حس یکی بودن است. وقتی مثلا یک فرد قصد دارد با قدرت ذهن خود جسمی را تکان دهد، نکته ای که بسیار طلایی و کلیدی است، حس یکی
شـدن با آن جسم است ! در حقیقت، مثلا در مورد موضوع حرکت دادن یک چیز با ذهن، همواره این موضوع تذکر داده میشود که نباید حس و
وضـعیت درونی شـما در آن لحظه اینطور باشد که به فرض قصد دارید بصورت خودخواهانه و مستبدانه ای، به آن جسم دستور حرکت بدهید تا
حرکت کند ! بلکه تمام این اثر گذاری ها(حتی برای جذب یک خواسته)، باید از حس یکی بودند بیاید ! یعنی حس کنید که با آن جسم و با تمام
جهان یکی هستید و در حقیقت از توهم مجزا بودن از دیگران و جهان اطراف(که جامعه هر لحظه به شـما میدهد)، کاملا خلاص شده باشید. در
حقیقت در فرآیند دریافت اطلاعات نیز، نباید تصور شـما این باشد که شما فردی مجزا در این زمان و مکان هستید که در حال دریافت یک سری
داده از جایی دیگر هستید ! بلکه شما باید کاملا با همه جهان و با آن چیزی که در حال CRV آن هستید، یکی شده باشید. در اینصورت است که
زجیییریببیبجهنوبنچیزیرلنیییبیریورداده ها به بیزحمت ترین شکل ممکن دریافت میشوند.
ویرایش پنجم : توضیحات و نکات تکمیلی
در ادامه توضیحات قبلی، در این ویرایش نکات مکملی آموزش داده میشود تا فهم عمیق تری را نسبت به فرآیند Viewing Remote پیدا کنید.
بدیهی است توصـیه میشود برای درک کامل این فرآیند، حتما ویرایش های قبلی را به خوبی فهمیده و تمرین کرده باشـید. در ادامه، یک سـری
نکات ظریف و اساسی به شما آموزش خواهیم داد تا دقت شما بسیار بالاتر رود.
.1 یک پیشفرض بسیار خوب که وجودش در ذهنتان باعث افزایش تدریجی دقت CRV شما میشود، این است که آگاه شوید هرگز چیزی غلط به شما
الهام نمیشود. هرچیزی که حین ریموت ویو به ذهن شـما می آید، حتما و قطعا ربطی به موضوع هدف شما دارد. اگر عادت کنید که همواره، عمیقا
به این موضوع باور داشته باشید، کم کم خواهید دید که روز به روز دقت شما بالا و بالاتر نیز میرود. در طرف دیگر، کسانیکه دائم به نتایج خود شک
میکنند یا حتی باور دارند که ممکن است نویزی را دریافت کرده باشـند، کسانی هسـتند که نتایج نه چندان مناسبی را در جلسات View Remote
خود بدست می آورند. پس همواره در یاد داشته باشید که هرچه به ذهن شما میرسد، صحیح است. حتی اگر AOL) تفسیر ضمیر خودآگاه از داده
حقیقی دریافت شده) باشد نیز، از یاد نبرید که AOL ها نیز بالاخره مرتبط با حقیقت هدف شما هستند. مثلا ممکن است جسم گرد باشد و AOL
نوشـته شده توسط شـما روی کاغذ، یک توپ باشد. به هر حال، توپ نیز یک جسم گرد است و ذهن شـما سـعی داشـته به زبان خودش، به شـما
بگوید که هدف، جسمی گرد است ! بنابر این این پیش فرض را در ذهن خود داشته باشید.
.2 برای کسانیکه از CRV برای پیش بینی یک مسابقه یا بازار بورس یا چیزهایی که نتیجه چنـد حالتی دارند اسـتفاده میکنند(مثلا قیمت طلا در یک
روز یـا بالاـ میرود، یا پان می آیـد)، یا به عبارت دقیق تر، ARV میکننـد، توصـیه هایی باید لحاظ شود. اما از آنجا که شاید ARV را از یاد برده
باشید، مرور مختصری بر آن میشود.
در ARV یا (Viewing Remote Associative(، روال این است که حالتهای مختلف ممکن برای نتیجه(مثلا برای قیمت طلا در یک هفته بعد، که
بالا رفته یا نسبت به امروز کمتر شده)، توسط کامپیوتر یا همکارتان، بصورت اتفاقی و بدون اطلاع ریموت ویو کننده، به عکسهای خاصی اختصاص
داده میشود(مثلا اگر قیمت طلا بالا رود، عکس چنگال و اگر قیمت پان بیایـد، عکس یک ساحل آرام یا هرچیز دیگر). سـپس فرد انجام دهنـده
ریموت ویو، کد تارگت را دریافت کرده و سـپس شـروع به انجام ریموت ویو میکند. هدف فرد ریموت ویو کننده، باید این باشد که در واقع، در حال
ریموت ویو کردن همان لحظه در هفته آینده است که در آن روز، بالاخره قیمت نهایی طلا مشخص شده و در نتیجه همکار او(که فرد انتخاب کننده
عکسـها بوده است)، در حال نشان دادن عکس مرتبط با نتیجه صـحیح به او است ! بنابر این، قبل از اینکه نتیجه ها مشـخص شود، همکار نتایج
ثبت شده روی کاغذ را بررسی کرده و بر اساس این ریموت ویو، به فرد میگوید که طلا بخرد یا نخرد !
نکات مهم در ARV این است که اول از همه حتما فرد انتخاب کننـده عکسـها، بایـد دو عکس کاملا متفاوت را انتخاب کند که در قضاوت و تحلیل
الهامات ثبت شده روی کاغذ دچار شباهت و اشتباه نشود.
دوم اینکه حتی توصـیه میشود عکسها، شبیه عکسهای جلسات قبلی CRV نباشـند تا اشـتباها، خاطره ای از تصاویر قبلی، باعث آلوده شدن ARV
جدید نشود.
نکته بعـد آنکه پس از روشن شـدن نتایج نهایی در روز مورد نظر(هفته آینده مثلا)، فرد ریموت ویو کننده، فقط و فقط باید نتیجه درست را ببیند !
حتی اگر نتیجه او اشتباه بوده، به هر حال او فقط و فقط و فقط باید نتیجه درست را ببیند تا ذهن او کاملا به این موضوع شرطی شود.
نکته مهم دیگر اینکه فرد ریموت ویو کننده فقط باید لحظه نمایش عکس صحیح به خود را (مثلا در هفته آینده)، ریموت ویو کند.
نکته دیگر اینکه همـاهنگی با Judge و قاضـی(کسـی که نتایج ثبت شده روی کاغذ توسط شـما را تحلیل میکند و تصمیم میگیرد که بیشتر شبیه
کـدام عکس است)، بسـیار مهم است. با یک فرد خاص هماهنگ شوید و ارتباط خود را طوری نزدیک کنید که مطمئن شوید زبان هم را میفهمید.
نتایج را طوری ثبت کنید که قاضی کاملا متوجه شود منظور شما چه بوده است.
.3 نکات دیگر درباره CRV آنکه،به عنوان انجام دهنده CRV، حین انجام فرآینـد، تحلیل کردن را کلا فراموش کنیـد. دائم فکر نکنید که الان این داده
نویز است یا واقعی. وظیفه شـما فقط این است که هر الهامی که دریافت میکنیـد روی کاغـذ بیاوریـد. هرچه حس میکنید یا به ذهنتان می آید را
بنویسـید. تحلیل نکنیـد ! تحلیل کار قاضـی است ! فقط همانطور که گفته شد، بین خود و قاضـی قرار دادی داشـته باشـید که زبان هم را بفهمید.
اینطور نباشد که شما بنویسید AOL و قاضی اصلا نفهمد چه میگود !
.4 یک روش بسیار عالی برای افزایش دقت CRV تان این است که حین انجام، سوالهای بسیار مختلف و عجیب از خود بپرسید. مثلا بپرسید، اگر الان
آن عکس به من نمایش داده میشد، چه چیزی دقیقا توجهم را جلب میکرد !؟ اگر آن چیز را با انگشتانم فشار میدادم چه حسی دریافت میکردم !؟
اگر چیزی که در تصویر است را آتش میزدم چه اتفاقی می افتاد ؟ آیا صـدای خاصـی در تصویر هست !؟ چه رنگهایی در این تصویر هسـتند !؟ آیا
این تصویر چیز بانمکی در خود دارد !؟ و یا هر سوال بسیار متنوع و عجیبی که شما را بیشتر و بیشتر با آن تصویر متصل کند.
.5 مواظب باشـید که سوالاتتان پیش فرض نداشـته باشد. یک اصل بسیار اساسی در CRV این است که وقتی از خود سوالی میکنیـد یا شـما سوال
کنندهایدوفرددیگریبراساسسوالاتشماCRVمیکند،مواظبباشیدسوالاتشماپیشفرضنداشتهباشد.مثلااگریکفردسوالکند:”به
ی و ر یری بر س و C ی وب بی و پیش رض ب. ر ی ر ول : ب
من بگو چه بلایی سـر کودک گم شده آمده ؟“، در اینصورت این سوال کاملا مشکل دار است. زیرا کلی پیشفرض و آلودگی را وارد ذهن ریموت ویو
کننـده میکند. در واقع ذهن شـما شـروع میکند به داسـتان جنایی ساختن بر اساس خاطرات و فیلمهایی که دیده اید(درباره بلایی که سـر آن بچه
آمده) ! و به همین علت گفته میشود که حتما، فقط و فقط یک کد در اختیار ریموت ویو کننده قرار دهید و حین مطرح کردن سوال برای او، کلماتی
را استفاده نکنید که باعث شود پیش قضاوتهایی پیدا کند و ذهن منطقی اش فعال شود !
مقاله دوم : کاملترین مرجع dowsing یا استفاده از آونگ و ابزارهای مشابه برای
دریافت پاسخ سوالات از ضمیر ناخودآگاه
نوشـتن مقالاتی در این زمینه یا شاخه های مشابه، آنقدر کار ظریف و حساسـی است که اگر با نگرشی غیر از نگرش جامع، علمی و بدون تعصب
قـدرت نامحـدود به آن نگـاه شود، یـا نام آنرا به سـرعت خرافه خواهیم گـذاشت یا بی مکث آنرا چشم بسـته باور کرده و عمق مطلب را متوجه
نمیشوید.
dowsing از زمانهای بسـیار دور، یکی از علوم و مهارتهای بسیار اسرار آمیز و در عین حال کارآمد است که به شما این قابلیت را میدهد که پاسخ
سوالهـای خود را توسـط یک ابزار واسط مثل آونگ و از ضـمیر ناخودآگاه خود دریافت کنیـد. در این مقاله بصورت اختصاصـی به بررسـی نحوه
استفاده از برخی ابزارها، برای ارتباط با ضمیر ناخودآگاه و هوش عمیق تر وجودتان خواهیم پرداخت.
در مقالاـت دیگری ماننـد مقـاله اختصاصـی آمـوزش دریـافت اطلاعـات از مـاتریس هوش جهـانی یـا همـان مقـاله Remote Controlled
Viewing آموزش دیدیـد که چطور میتوان با اسـتفاده از فرآیند CRV، از هرچیزی در هر زمـان و مکـانی مطلع شـد. چیزی که در این مقاله یاد
میگیرید، بهترین مکمل برای CRV است که حتی به شما کمک میکند با سرعت بسیار بالاتری، اطلاعات را از ناخودآگاه خود دریافت کنید.
یک نکته بسیار مهم درمورد CRV و حتی درمورد همین فرآینـد، این است که به شدت به State یا وضـعیت هوشیاری که در آن قرار گرفته اید
وابسـته است. این بدین معناست که وقتی استرس دارید یا به هر شـکلی نا آرام هستید، وقتی میخواهید حتما نتایج صـحیح را دریافت کنید،
وقتی به کل فرآیند هنوز مشـکوک هستید و یقین ندارید، وقتی سـطح آرامش و رشد روانی شـما کاهش میابد، در همه این شـرایط، شـما کمتر
خواهیـد توانست اطلاعات صـحیح را دریافت کرده و حجم خطاهای شـما بیشتر میشود. بنابر این بخش بزرگی از یادگیری شـما در هردوی این
مهارتها، رسیدن به آن سطح رشد درونی است که بتوانید آرامش درونی مطلق و بی قید و شرط را درون خود ایجاد کنید.
نکته جالب که از دید بسیاریها نهان مانده است، این است که وقتی یک فرد که روی علوم منطقی تعصب دارد و این علم را دروغ میپندارد، شروع
به تست کردن این علم کرده و بسـیار شـکاکانه میخواهد این علم را بررسی کند، هرگز نمیتواند نتایج صحیحی را از آن دریافت کند زیرا همانطور
که گفته شد، وقتی فرد به شکل خودخواهانه و قضاوت گر قصد تحلیل دارد، وضعیت درونی او، از وضعیت درونی مناسب برای Dowsing دور تر
میشود.
چرا این مقاله نوشته میشود ؟
dowsing یا همان چیزی که در این مقاله موضوع بحث ماست، قدرتمنـد ترین ابزاری است که به شـما کمک میکند یک زندگی شاد و موفق را
برای خود ایجاد کنید. هر کسـی میتواند این مهارت را کسب کند، به شـرطی که آموزش صـحیح ببیند و به میزان کافی تمرین کند. در این مقاله
هـدف این است که این مهارت به خوبی به شـما آموزش داده شود تا بتوانیـد در تمام زنـدگی خود، از آن بهره ببرید. یادگیری این مهارت ساده
افراد با تمرین مناسب و گذاشـتن زمان کافی و داشتن ذهنی باز، سرعت یادگیری بالایی را تجربه میکنند. همه چیز پر از هیجان و
است. معمولاً
شگفتانگیز است. از آنجایی که منبع مناسبی برای یادگیری این مهارت وجود نداشت، قدرت نامحدود بر آن شد که مقاله جامعی را در مورد این
مهارت بنویسد و آن را به شما آموزش دهد.
dowsing چیست ؟
این مهارت، یک مهارت شهودی است که قدرت نامحدود آنرا یک مهارت ذاتی پایه در همه انسانها میداند. این مهارت به شما کمک میکند پاسخ
سوالهایی را دریافت کنید که ذهن منطقی شما جوابی برای آنها ندارد.
نیمکره چپ شـما که با منطق و تحلیل و…کار میکند فوقالعاده است. با این وجود در بسیاری از مواقع نمیتواند پاسخی را به بسیاری از سؤالها
مستقیمابهمنبعهمهدادههایموجوددرتمامجهانبدهدامانحوهعملکردنیمکرهراستشماکاملامتفاوتاستنیمکرهراستذهنشما ً
مستقیما به منبع همه داده های موجود در تمام جهان
بدهد. اما نحوه عملکرد نیمکره راست شـما کاملا متفاوت است. نیمکره راست ذهن شـماآفرینش و هر زمان و مکانی، متصل است. برخیها این منبع را درون وجود شـما میداننـد و برخی دیگر آنرا در جایی بیرون از شـما فرض میکنند.
نیمکره راست، شـما را به یکباره به مقصـد و پاسـخ نهایی میرسانـد و بدون اینکه متوجه شوید روند چگونه بوده است، به یکباره پاسخ دقیقی را
دریافت میکنید. اگر شما Dowsing را به روشهای منطقی قبلی خود اضافه کنید، خواهید دید که قدرت مضاعفی کسب کرده اید.
در زمانهای دور، یافتن آب، یافتن غذا، یا حس کردن خطر، مساله مرگ و زندگی بود. به همین علت ضمیر ناخودآگاه شما که قدیمی تر است، به
خوبی این مهارت را مسلط است. قدرت نامحدود باور دارد که حتی حیوانات این قابلیت را دارند و از آن برای شناسایی خطر استفاده میکنند.
آیا هر کسی میتواند Dowsing انجام دهد ؟
این قابلیت را نیز مانند Viewing Remote، جز قابلیتها و مهارتهای Psychic یا همان غیبی و روحی میداننـد. اما معنای این چیست ؟ معنای
این موضوع این است که توسط همگان، به عنوان یک قابلیت عادی و ذاتی پـذیرفته شده نیست. اما این خبر خوبیست ! زیرا به این معناسـت
که میتوانید قابلیتی را کسب کنید که از همه متمایز شوید.
تجربه نشان میدهـد هر کسـی میتوانـد این قابلیت را یاد بگیرد. کسانیکه نمیتوانند این قابلیت را یاد بگیرند، در اصل خودشان نخواسـته اند یا
مدام مشـکوک بوده اند. نه اینکه نتوانسـته باشـند. ممکن است درصد بسـیار بسیار اندکی از جامعه نتوانند این قابلیت را یاد بگیرند و علت آن
میتواند مشکلات ژنتیکی باشد. اما شواهد و تحقیقات نشان میدهد چنین چیزی بسیار نادر است !
حال بگذارید وارد این مهارت شویم، dowsing عجیب و اسرار آمیز است. از آنجایی که این قابلیت، یک قابلیت شهودی است، به این آسانی ها
توسط اصول علمی توصیف نمیشود. البته این روزها تئوریهای مختلفی ایجاد شده اند که نحوه عملکرد آنرا شرح میدهند.
وقتی یک dowser میشوید، شـما قبول میکنید که اندک اندک به جمع افرادی بپیوندید که به حس شهودی درونی خود اعتماد میکنند و به آن
بها میدهند. آنها حتی اصـراری به این ندارند که کسی حرفشان را باور میکند یا خیر زیرا مدتهاست از این مساله برای بهبود زندگی خود استفاده
کرده اند.
وقتی بیشتر و بیشتر آنچه در این مقاله گفته شده است را تمرین کنید، مهارتهای شـهودی دیگر شما نیز بیشتر تقویت خواهد شد. مهارتهایی که
در بسیاری از افراد، تا سنین بالا غیر فعال باقی میمانند.
چه کارهایی با dowsing ممکن است ؟
از پانـدول ها میتوان برای پاسـخ دادن به سوالاتی که جوابهای آنها تعداد مشـخص و محدودی است اسـتفاده کرد. از پاندول ها میتوانید برای
موارد زیر بهره ببرید :
.1 یافتن محل چاه آب در بیابان
.2 فلان شخص به عنوان یک همسر، چقدر با من سازگار است ؟
.3 من چقدر از آن کتاب، فیلم، یا رستوران لذت خواهم برد ؟
.4 چرا رژیم غذایی من کار نمیکند ؟
.5 چرا هیچوقت نمیتوانم پول ذخیره کنم ؟
.6 آیا سگ من درد دارد ؟
.7 آیا به فلان چیز آلرژی دارم ؟
.8 فلان شی گم شده در کجای نقشه است ؟
.9 بدست آوردن اطلاعات، مانند مشکل یک خودرو، خرید و فروش سهام و…
.10 بدست آوردن مکان عمق دقیق یک منبع طلا یا نقره زیر زمین
.11 کارکردن با چاکراها و بررسی آنها
انتخاب یک پاندول
گام اول این است که یک پاندول انتخاب کنید. اکثر پاندول ها از کریسـتالهایی مانند آمیتیست، کوارتز شـفاف و کوارتز رز یا سایر سـنگها درست
میشوند۳پاندولرایجمورداستفادهعبارتنداز:
میشوند. ۳ پاندول رایج مورد استفاده عبارتند از :
.1 کوارتز شفاف : سنگی بینظیر در تمام جنبه هاست که انرژی را بالانس، ذخیره، و تنظیم میکند. همچنین انسداد های انرژی را باز میکند. پاک کننده
روح شماست و سطح ارتعاشاتتان را به بالاترین حد ممکن میرساند.
.2 کوارتز رز : سنگ عشق بی قید و شرط و صلح بی پایان است. به چاکرای قلب متصل بوده و عشق حقیقی را به شما آموزش میدهد.
.3 آمیتیست : یک محافظ بسیار قدرتمند با ارتعاش انرژی مثبت بالاست. گفته میشود که این سنگ یک محافظ بسیار قوی در برابر حمله های انرژی
منفی است و انرژی منفی را به عشق تبدیل میکند. قدرت پاک کنندگی و درمانی بالایی دارد و هوشیاری را افزایش میدهد.
دقت کنید که شـما میتوانید از هر چیزی یک پاندول بسازید و لزومی ندارد حتما از این سـنگها بهره ببرید. اما استفاده از یک پاندول اختصاصی
برای خودتان که ترجیحا از سنگهای بالا نیز ساخته شده باشد، بهتر است.
چطور از پاندول استفاده کنید ؟
قبل از اینکه از پانـدول اسـتفاده کنید، باید مطمئن شوید زبان آنرا میدانید. بدین منظور آنرا طوری بگیرید که بتواند آزادانه نوسان داشـته باشد.
سپس بلند در ذهن خود و یا بیرون از ذهن خود، بگود جهت پاسخ مثبت را نشانم بده، سپس به خوبی دقت کنید که جهت نوسان آن چگونه
میشود. حال همینکار را برای تشـخیص جهت منفی انجام دهیـد. شـما میتوانیـد برای پاسخ غیر قطعی (شاید) نیز از آونگ سوال کرده و جهت
نوسان را مد نظر قرار دهید.
بله و خیر مشخص هستند. ”شاید“، به این معناست که پاسخ ساده و مشخصی برای آنچه میپرسید وجود ندارد. انتخابهای خود را ساده تر کرده
یا سوالات واضـح تری بپرسـید و مجددا تلاش کنید. حال میتوانید باز هم سوالهای ساده ای را از آونگ پرسـیده و جواب آنرا دریافت کنید. برای
مدتی، به همین شکل و با سوالهای ساده تر، تمرین کنید.
استفاده از پاندول برای تشخیص محل چاکراها و بررسی وضعیت سلامتشان
برای تشخیص محل چاکراها، پاندول را روی جایی قرار دهید که بصورت عادی، چاکراها باید باشند.(مقاله مربوط به چاکراها)
.1 چاکرای Crown روی تاج سر
.2 چاکرای چشم سوم بین دو ابرو
.3 چاکرای گلو در حوالی برجستگی گلو
.4 چاکرای قلب در حوالی قلب
.5 چاکرای Sacral حوالی ناف
.6 چاکرای Root حوالی انتهای ستون فقرات
وقتی به محل چاکراها نزدیک میشویـد، پانـدول معمولا به سـمت آنها، نوسان خواهـد کرد. معمولا زمانیکه دورتر میشویـد، پانـدول سـریعتر و
طویل تر نوسان خواهد کرد و وقتی نزدیک مکان صحیح میشوید، به شکل یک دایره که مرکز آن در مرکز چاکراست، نوسان خواهد کرد.
حال برای بررسـی وضعیت سلامت یک چاکرا مطمئن شوید که بیمار شما در وضعیت راحتی دراز کشیده است. سپس بسته به شکلی که راحت
تر هستید، شـروع به اسکن کردن چاکراها کنید و مکان آنها را با آونگ شناسایی نماد. توصیه میشود از چاکرای Crown آغاز کرده و به پان
بیاد.
پاندول را بالای مکان مورد نظر حرکت داده و ذهن خود را از هرگونه ایده خودآگاه نسبت به بیمار مورد نظر و یا وضعیت چاکراهای او پاک کنید
و اجازه دهید پاندول کار خود را انجام دهد. پاندول معمولا حرکت دایره ای خود را آغاز کرده و رفته رفته این حرکت گسترش میابد.
یک چاکرای سالم حدود ۶ اینچ یا ۱۵ سانتی متر، قطر خواهد داشت. اندازه ای بزرگتر یا کوچکتر، و یا نوسان به شـکل بیضی گونه، نشان دهنده
بالانس نامناسب چاکراست.
ورود به وضعیت ذهنی و روحی استفاده از پاندول
شاید سخت ترین کار حین انجام عملیات Dowsing، ورود به State و وضعیت ذهنی و روحی آن باشد. چیزی که حتی توضیح دادن آن بسیار
دشوار است. بهترین کار این است که تا حد امکان این مساله برای شما توضیح داده شود و امید داشته باشیم با تمریناتی که انجام میدهید و بر
ااخطاققااذااافااالشققگاSttااکا
اساس سعی و خطا، دقیقا وارد وضعیت ذهنی و روحی مناسب برای استفاده از پاندول شوید. در حقیقت ویژگی مهم این State این است که از
دخالت خودآگاه کاسته و ناخودآگاه را بر شما غالب کند. در این وضعیت روحی، ذهنی و فیزیکی، وجود شما برای دریافت پاسخها باز تر میشود.
پاسخ زمانی وارد ذهن شـما میشود که در وضـعیت مناسبی باشید. معمولا داشتن حس کنجکاوی برای حقیقت، وضعیت مناسبی است البته به
شرطی که با وجود کنجکاوی، اصـلا وضـعیت وسواس ذهنی برای گرفتن پاسـخ صـحیح نداشـته باشـید. باید وضـعیتی مشابه آرامشـی که در
مدیتیشن حاصل میشود، در وجود شـما ایجاد شود، به شـکلی که شـما خود نیز خواهید دانست که اکنون در وضعیت مناسبی هستید. مواظب
باشید حس ترس، حس قضاوت یا پیش داوری درباره پاسخ نداشته باشید. کاملا باز باشید تا حقیقت را دریافت کنید.
ورود به وضعیت مناسب برای Dowsing، معمولا نیازمند تمرین و مقداری رشد درونی، روحی و فکری است. نیمکره چپ معمولا به سـختی آرام
میگیرد و همواره در رونـد عملکرد نیمکره دیگر دخالت میکنـد. مـدیتیشن چیزی است که باعث میشود در ورود سـریع به این وضـعیت مسـلط
شوید.
برای اینکه ورود به این وضـعیت را تسهیل کنید، توصیه میشود در بارهای اول در مکانی ساکت و در زمانیکه ذهن آرامی دارید، این کار را انجام
دهیـد. حتی زمانهایی که نتیجه اشـتباه دریافت میکنید و در وضـعیت روحی و درونی مناسب نیستید، میتوانید چیزهای زیادی یاد بگیرید و در
بارهای بعدی، آنرا اصلاح کنید.
درست سوال بپرسید، در غیر اینصورت پاسخ صحیحی دریافت نخواهید کرد
حتی در بسـیاری از دوره های بسیار پیشرفته Dowsing، به اهمیت پرسـیدن به شـکل صحیح، آنقدر که باید توجه نمیشود. اگر پرسش خود را
واضح و مشخص نپرسید، پاسخ صحیحی دریافت نخواهید کرد. این مهارت از هر دو نیمکره شما استفاده میکند.
پرسـش یک سوال، مهارتی وابسـته به نیمکره چپ است، حال آنکه نیمکره راست وظیفه دارد پاسـخ را دریافت کنـد. به همین علت Dowsing
مهارتی است که مهارتهای هر دو نیمکره ذهن شما را بالانس کرده و ارتقا میدهد.
اگر نیمکره راست شـما غالب باشد، احتمالا در طراحی و انتخاب پرسشی صحیح، چندان مسلط نخواهید بود. اما به سرعت میتوانید به وضعیت
مناسب روحی و ذهنی برای Dowsing بروید. اما از آنجاکه برای موفقیت در این مهارت، نیاز به همکاری هر دو نیمکره است، نتیجه صحیحی
کسب نخواهید کرد.
از طرف دیگر اگر نیمکره چپ شما غالب باشد، شما به سادگی میتوانید سوالهایی بسیار خوب را قبل از Dowsing بسازید. اما احتمالا در رفتن به
State و وضـعیت روحی و درونی منـاسب برای Dowsing بـا مشـکل مواجه شویـد زیرا از اینکه تلاش برای کنترل را رها کنیـد، احتمالا واهمه
داشـته باشید. یادگیری اینکه چطور نگرشی باز و بی تعصب و کمی کنجکاوانه داشته باشید و بصورت همزمان، درون خود را به یک دریای آرام و
عمیق تبدیل کنید، ذهن شما را بالانس خواهد کرد.
یک پرسـش خوب در Dowsing، معمولاـ پرسشـی است که طولاـنی است. علت این موضـوع به دو نکته مهم بـاز میگردد. اول اینکه پرسـش
طولاـنی، ضـمیر خودآگاه را مشـعول نگاه داشـته و مانع از این میشود که داده های دریافتی از ناخودآگاه، آلوده شود. دوم اینکه سوالی که کاملا
مشـخص باشد، ابهام را از بین برده و میتواند باعث شود پاسخهای دقیق و صریحی دریافت کنید. فرض کنید میخواهیم بدانیم یک ماده غذایی
مشـخص، برای بـدنمان سودمنـد است یا خیر. در اینصورت غذا را مقابل سـینه یا به صورت دقیق تر مقابل چاکرای Plexus Solar قرار داده و
پرسش را مطرح کنید. یک پرسش خوب معمولا همه این نکات را مد نظر قرار میدهد :
.1 چه کسی : شما سوال خود را درباره چه شخصی میپرسید ؟ خودتان ؟ یا درحال سوال کردن برای شخص دیگری هستید ؟
.2 چه چیزی : دقیقا درباره چه ماده یا موضوعی سوال میکنید ؟
.3 در چه زمانی : برخی سوالات وابسته به زمان هستند. در چه زمانی این سوال را میپرسید ؟
.4 چه مقدار : چه بسا سوالاتی مانند سوال درباره مفید بودن داروها و…به شدت وابسته به مقدار باشد پس باید آنرا مشخص کنید.
.5 به چه سرعتی : بعضا ممکن است سوالات شما وابسته به سرعت نیز باشند. مثلا مصرف یک دارو، در چه بازه زمانی و با چه سرعتی ؟!
.6 در چه مکانی : برخی سوالات به مکان نیز وابسته هستند پس ترجیحا این مورد را نیز ذکر کنید.
.7 چرا : چرا این سوال را میپرسید ؟ فقط میخواهید سرگرم شوید یا واقعا نیازی وجود دارد ؟
نکته مهم این است که به زبان آوردن همه این موارد، خوب است، اما لزومی هم به اینکار وجود ندارد. فقط مطمئن شوید که Intention یا قصد
و نیت شما حداقل برای خودتان کاملا مشخص است زیرا همه این موارد به ضمیر ناخودآگاهتان ارسال خواهد شد. دقیقا مانند CRV، اینجا هم
قصد شماست که برای ناخودآگاه مهم است و بر اساس آن، پاسخها را به شما خواهد داد.
تازه کارها بهتر است در ابتـدا سوالات خود را روی کاغـذ بنویسـند تا بهتر بتوانند روی آن متمرکز شوند. یک نکته مفید این است که زمانی سوال
خود را بنویسـید که مطمئن شده اید جزاتی که مطرح شد را کاملا مشخص کرده اید. چند بار به دقت کاغذ مربوطه را بخوانید تا مطمئن شوید
همه چیز جذب ذهن و وجود شما شده و آنرا حس میکنید. سپس همینکه آونگ را بالای کاغذ نگاه داشته یا با دست خود به کاغذ اشاره میکنید،
پرسـش مربوطه را مطرح کنید(”پاسخ این سوال چیست ؟“). هر فکر دیگری را از ذهن خود پاک کنید و در وضعیتی مانند مدیتیشن قرار گیرید.
سپس ناظر حرکات شوید.
نکاتی در مورد استفاده از پاندول
دقیقا همانند فرآیند CRV، به نظر میرسد استفاده از پاندول برای دریافت اطلاعات از ضمیر ناخودآگاه نیز به شدت به وضعیت درونی شما ارتباط
دارد. بسـیار مهم است که از هر گونه دخالت ضمیر خودآگاه در تمام فرآیند جلوگیری کنید. هرگز اجازه ندهید ضمیر خودآگاه شما پاسخ را حدس
بزند و در نتیجه حرکات مرتبط با آن پاسخ، بصورت خودآگاه در حرکت پاندول ایجاد شود.
هرچقـدر مقاصـد شـما خودخواهانه تر باشـند، و هرچقدر با حس برتری طلبی و خودخواهی یا شک، بخواهید از این ابزار اسـتفاده کنید، مانند
فرآیند CRV، خطاهای بیشتری را در دریافت اطلاعات باعث خواهید شد.
در اسـتفاده از تمامی این قابلیت ها، بسـیار پر اهمیت است که وضـعیت آرامش مطلق و بی قید و شـرط را درون خود ایجاد کرده باشـید. این
بدین معناست که حتی نسبت به رسیدن به جواب صحیح نیز به معنای حقیقی بی تفاوت باشید ! شما فقط در حالتی ارتباط عمیق با ناخودآگاه
را دارید که کاملا آرام بوده و به سطوح عمیق تر هوشیاری نفوذ کرده باشید. وضعیت آلفای ذهنی وضعیت مناسبی برای این کار است.
نکته مهم دیگر این است که برخی افراد دارای پلاـریته معکوس هسـتند و به همین علت جهت نوسـان بله یا خیر آنها ممکن است دقیقا عکس
باشـد. مثلاـ بصورت رایـج، برای بسـیاریها، چرخش ساعتگرد معنای مثبت داشـته و چرخش پادساعتگرد پاسـخ منفی را نشان میدهـد. اما این
موضوع شاید برای برخیها دقیقا عکس باشد. در این حالت چند بار ضـربه زدن به روی اسـتخوان سـینه(محل تقاطع دو استخوان چپ و راست
کتف که شکل U شـکل دارد)، میتوانید پلاریته خود را دوباره صفر کنید. پس از انجام این کار، با پرسیدن یک سوال که پاسخش را میدانید مانند
سال تولدتان، مطمئن شوید که جهات پاسخ مثبت و منفی تغJر یافته اند.
همچنین اینکه مطمئن شوید وابسـتگی احساسـی به پاسخ ندارید زیرا باعث میشود خودآگاه شـما، بصورت عمدی، جهت چرخش را دسـتکاری
کنـد. بـدین منظور میتوانیـد همه حالات ممکن را روی کاغـذ نوشـته و سـپس آنها را هم بزنیـد تا خودآگاه شـما ندانـد کدامیک پاسخ مطلوب
شماست. همچنین میتوانید از فرد دیگری درخواست کنید که Dowsing را برای سوال شما انجام دهد.
باز هم تاکید دارم که دقت کنید که در وضـعیت روحی و ذهنی Dowsing باشـید. داشتن بدنی که آب کافی مصرف کرده و مواد معدنی کافی را
دارد نیز به دقت پاسخها کمک میکند.
به نظر می آید که اصلا آونگ من تکان نمیخورد ! چه کار کنم ؟
در برخی مواقع که البته نادر نیز هست، افراد میگویند که آونگ من اصـلا تکان نمیخورد ! آنها با اینکه میخواهند در این مهارت مسلط شوند، اما
در عمل گویی آونگ آنها تکان نمیخورد.
برخی اوقـات علت این مسـاله نداشـتن مهارت کافی و تمرین کم است. فرد تمرین کافی را نداشـته و در عین حال میخواهـد آونگ از وضـعیت
ایسـتاده، حرکت را آغاز کنـد. این مساله نیازمنـد انرژی زیادی است. در این حالت بهتر این است که حرکتی خنثی را آغاز کنیـد تا آونگ ساده تر
بتواند حرکت به جهت پاسخهای معنا دار مانند بله یا خیر را آغاز کند. یک حرکت خنثی، حرکتی است که خود معنایی ندارد اما به سادگی میتواند
تبدیل به دو حرکت دیگر شود. مثلا نوسان به سمت جلو و عقب، به سادگی میتواند به نوسانهای ساعتگرد یا پادساعتگرد تبدیل شود.
نکته مهم دیگر اینکه مطمئن شویـد آونگ مناسبی در دست داریـد. اگر سـنگ آویزان شـده وزن زیادی داشـته باشـد، آغاز نوسان آن سـخت تو
میشود. همچنین هرچقـدر نـخ آونگ را از بخشـهای بالاتری بگیریـد، حرکت آن کنـد تر و سـخت تر خواهـد بود و هرچقدر طول نخ کمتر شود،
نوسانی سریعتر را تجربه خواهید کرد. توصیه میشود وضعیتی بینابین این دوحالت، که حس بهتری به شما میدهد را انتخاب کنید.
چطور متوجه شوم که آیا واقعا جوابها حقیقی هستند یا خودم آنها را میسازم ؟
این سوال، پرسـش بسـیار خوب و رایجی است که تازه کارها مطرح میکنند. همچنین، همین سوال ساده، دلیل این است که بسـیاریها به یکباره
Diااکگشآ!
Dowsing را رها کرده و دیگر سمتش نمی آیند !
کاملا محتمل است که پاندولی را برداشـته و شـروع به پرسـیدن پرسشـهای خود کنید و بدون اینکه پاسخ حقیقی را از شهود خود دریافت کرده
باشـید، با حرکات و جوابهایی در آونگ خود مواجه شویـد. در حقیقت دقیقا ماننـد فرآیند CRV که در آن ضـمیر خودآگاه، حدسها، پیشفرضها،
تمایلاـت و تصورات باعث ایجاد خطا در نتیجه میشـد، در اینجا نیز به سادگی ممکن است به این دام بیفتیـد ! اگر در وضـعیت درونی، روحی و
حسی Dowsing نباشــید، ایـن مشـکل تشدیـد میشـود. مـدیتیشن و یـک ذهـن آرام، شـاه کلیـد بـودن دائـم در وضـعیت منـاسب برای
Dowsing خواهد بود.
یک Dowser حرفه ای، هیچ پیشفرضـی نسـبت به پاسـها ندارد، از اینکه چه پاسخی دریافت خواهد کرد نمیترسد، بلکه کنجکاو است پاسخ را
هرچه که هست، بداند. هرگاه ترسها یا پیشفرض های ذهنی شما درباره جواب وارد عمل شدند، مرتکب خطا خواهید شد.
روش های بدون نیاز به ابزار
توصـیه میشود هر کسی، حداقل به یک روش بدون نیاز به ابزاری خاص، برای Dowsing مسلط باشد. شاید در زمانهایی پاندول خود را همراه
نداشته باشید. در این شرایط بلد بودن روشهایی که نیاز به ابزار خاصی ندارد، بسیار سودمند خواهد بود.
روش تاب دادن بـدن، یکی از ساده ترین و قابل اعتماد ترین متـد هاست که میتوانید آنرا یاد بگیرید و از آن اسـتفاده کنید. دقت کنید که لزوما
نبایـد این روش را یـاد بگیریـد بلکه هر روشـی که حس بهـتری به آن داریـد را مسـلط شویـد. اگر حس کردیـد این روش برای ارتبـاط شـما با
ناخودآگاهتـان خوب جواب نمیدهـد، آنرا عوض کنیـد. خود مسـتقیما تجربه کنیـد و خطاهـای خود را رفع کنیـد. این بهـترین روش یـادگیری
Dowsing است.
بایستیـد و پاهای خود را به انـدازه عرض شانه باز کنیـد. چشـمهای خود را ببندید زیرا این کار از دخالت خودآگاه شـما حین دریافت داده ها از
ناخودآگاهتان میکاهـد. حداقل در ابتدای آغاز نوسان، بهتر است چشـمها را ببندید. حال به سوال خود فکر کنید. سـپس سوال واضـحی از خود
بپرسـید که پاسخ آن مثبت است، در این حالت بسـیاری از افراد متوجه میشوند که بدن آنها به سـمت جلو متمایل میشود. سـپس برای سوالی
منفی نیز این کار را انجام دهیـد. برای این مورد نیز معمولا افراد به سـمت عقب متمایل میشونـد. همچنین سـرعت و شـدت حرکت به عقب یا
جلو، میتواند شدت منفی یا مثبت بودن پاسخ را نمایش دهد.
حتما سوالات خود را بپرسید تا در ویرایش بعدی پاسخ داده شود.
مقاله سوم : آموزش فرآیند RSC قدرت نامحدود(Signal Reality
Connection(، اتصال هوشیاری به سیگنال واقعیت های موازی مختلف در
فضای زمان-مکان، چطور با وصل کردن هوشیاری خود به سیگنالهای دلخواه،
رویدادهای مورد نظر را وارد زندگی خود کنید ؟
عـده زیادی سوال کرده بودنـد که آیا فرآیند کاملا ساختار یافته و دقیقی وجود دارد که باعث شود خواسـته، آرزو یا رویدادی خاص را وارد زندگی
خود کنیم ؟ این مقـاله اختصاصـی کمیـاب و منحصـر به فرد که برای اولین بـار توسـط قـدرت نامحـدود ارائه میشود، دقیقـا به همین موضوع
اختصاص دارد.
شما قویترین فرسـتنده و گیرنـده موجود در تمام آفرینش هستیـد که رویـدادهای وارد شـده به زندگی خود را رقم میزنید و باعث میشوید. این
مقاله اختصاص دارد به این موضوع که چطور میتوانید با استفاده از فرآیند اختصاصی RSC قدرت نامحدود، که یک فرآیند کاملا ساختار یافته و
دقیق است، رویداد مورد نظرتان را وارد زندگی خود کنید. ممکن است بخواهید یک رابطه عشـقی با ویژگیهای کاملا خاص داشـته باشید، ممکن
است بخواهیـد موفقیت مالی را برای خود رقم بزنید، در هر صورت تفاوتی نمیکند. RSC یا Connection Signal Reality به شما کمک میکند
که پس از انجام یک فرآیند ساختار یافته و مشـخص روی کاغذ، به یک رویداد یا خواسـته دلخواه در فضای زمان-مکان اتصال یافته و باعث رخ
دادن آن در زندگی خود شوید. اصـلا تفاوتی نمیکند که خواسـته شما چقدر خاص و نادر است زیرا با اتصال به سیگنال وقوع آن در فضای مکان-
زمان آفرینش، شما میتوانید آنرا بر اساس اصول فیزیک کوانتوم، کاملا وارد پهنای زندگی خود کنید.
به چه چیزهایی نیاز دارم ؟
حال درباره این صحبت کنیم که برای انجام این فرآیند، به چه چیزهایی نیاز است ؟
برای انجام دقیق این فرایند و نتیجه گرفتن از آن شما به ابزارهایی نیاز دارید. این موارد عبارتند از :
.1 داشتن یک ذهن آرام : داشـتن یک ذهن بسیار آرام و بدون فکر، بخش بسیار مهم از تمام فرآیند بوده و بدون آن عملاً نمیتوانید باعث رخ دادن
رویـدادی جدید و وارد شدن آن به زندگیتان شوید. داشـتن یک ذهن آرام، هم حین فرآیند RSC اهمیت دارد و هم پس از آن. برای وصل شـدن
به سـیگنالی از یک واقعیت موازی دیگر، بسـیار مهم است که ذهن آرامی داشـته باشـید. بـدین منظور انجام منظم مدیتیشن بسیار مفید خواهد
ا توصیه میشود حداقل قبل از انجام فرآیند RSC، برای ۱۵ دقیقه کاملاً ذهن و بدن خود
بود. اگر مدیتیشن را به صورت منظم انجام نمیدهید، حتمً
را آرام و ریلکس کنید.
اما سوال دیگر این است که چرا گفته شـد حتی بعـد از انجام فرایند RSC، آرام بودن ذهن شـما کماکان اهمیت دارد ؟ پاسـخ روشن است. فرض
کنید یک جلسه بسیار خوب RSC داشته اید و در آن توانسته اید به خوبی به سیگنال مورد نظر متصل شوید و احساساتی شدید را درباره آن تولید
کنید(که جلوتر متوجه میشوید که نشانه بسیار خوبیست !). در این صورت وقت آن است که در ادامه روز، فکرکردن به این موضوع را کاملاً رها کنید
تـا بـا اتصـال ناخواسـته به سـیگنالهایی منفی درباره آن رویـداد، جـذب آنرا به تعویق نیندازیـد(در حقیقت به واقعیت های موازی منفی دیگر که
نمیخواهیـد، اشـتباها متصـل نشویـد !). حـال اگر ذهـن شـما نـا آرام باشـد، شـما دائمـا همـه چیز را تحلیـل کرده و بـا قـدرت محـدود ضـمیر
خودآگاهتان، سـیگنالهای منفی را نسـبت به هـدف مورد نظرتان تولید خواهید کرد. مثلاً مدام تحلیل کرده و خواهید گفت : ”چرا هنوز چیزی رخ
دقیقا به همین علت است که تا
نـداده است !؟“ که جملاتی مشابه این باعث خواهنـد شـد که شـما از واقعیت موازی مورد نظر خود دورتر شوید. ً
زمانی که ذهن آرام را در وجود خود ایجاد نکنید، عملاً نمیتوانید به یک سـیگنال واقعیت وصل شده و رویدادی را رقم بزنید. RSC را دقیقا همانند
یک بازی لـذت بخش تصور کنیـد و در اوج آرامش همراه با آن شویـد و هر آنچه میخواهید را در زندگی خود رقم بزنید. همه چیز در اوج آرامش و
مانند یک بازی لذت بخش باید باشد.
یـک ذهن کاملاً آرام، و بـدون فکر، چیزی است که شـما را به یک اسـتاد تمام در مهارت RSC تبـدیل میکنـد. بدون فکر بودن را تمرین کنید. یاد
بگیریـد که نـاظر افکـار خود باشـید، نه غرق در آنهـا. این مهمترین چیزی است که در یـادگیری مهارتهایی مشابه مهارت مورد بحث در این مقاله،
اهمیت پیدا میکند.
.2 مکانی ساکت و بدون انرژی یا بار احساسـی : در فرآیند RSC، شـما قرار است به سـیگنالی از یک واقعیت موازی دیگر که مطلوبتان است متصل
شوید و با رفتن روی فرکانس آن و سـپس تشدید بیشترش، آنرا باعث شوید. ازاین رو بسیار مهم است که مطمئن شوید مکان فعلی که در آن قرار
دارید بار احساسـی خاصی برای شما نداشته و افکار یا خاطرات خاصی را در وجود شما زنده نمیکند. همچنین ساکت بودن محیط بسیار پراهمیت
بعضا صـداهای موجود در محیط یا حتی طرحها و تصاویر موجود در آن، میتواننـد باعث شوند که ذهن شـما به سـیگنالهای واقعیت
است زیرا ً
موازی نامرتبط و دیگری متصل، و دوباره از واقعیت موازی هدف دور شود.
ا به تعداد کافی کاغذ در اطراف خود داشته باشید تا حین و انجام این
.3 داشتن تعداد زیادی کاغذ: در اجرای این مهارت نیز همانند فرآیند CRV، حتمً
فرایند دچار کمبود کاغذ نشوید! البته معمولاً یک فرآیند RSC، در یک کاغذ 4A شلوغ و کمی هم کثیف و به هم ریخته (!!) به پایان میرسد، اما در
هر حال برای تمارین اولیه، به میزان کافی کاغذ داشته باشید تا ذهنتان اصلا درگیر مسائلی مانند کم آوردن جا و غیره نشود.
.4 در برخی موارد، داشـتن یک جعبه یا یک سبد ! در ادامه خواهید دید که یک جلسه RSC، میتواند شامل اشـیاء و یا حتی چیزهایی باشد که برای
شما مفهوم انرژتیک دارند. از این رو ممکن است به محفظه، کیف، سبد یا چیزی مشابه آن نیز نیاز پیدا کنید تا محتوای مرتبط با هر جلسه را درون
آن نگهداری کنید.
مراحل فرآیند RSC
اکنون وقت آن است که مراحل این فرآیند، مطرح شود تا دید کلی را نسبت به آن پیدا کنید.
.1 اتصال اولیه : در این مرحله پس از تعJن هدف مورد نظرتان، شـما اولین اتصال را با آن هدف (در فضای زمان-مکان) برقرار کرده و اجازه میدهید
تمام منابع انرژی موجود مرتبط با هـدف، شـناسایی شود. در این مرحله شـما هیچ گونه تحلیلی نمیکنید، بلکه فقط اجازه میدهید هر روزنه ای از
انرژی و سـیگنال که در حال حاضر، در اعماق هوشیاری شما، و برای وصل شدن به آن واقعیت موازی مقصد وجود دارد، به سطح بیاید و روی کاغذ
نوشته شود.
.2 گسترش اتصال، توصیف، تشدید انرژی و دخیل کردن تمام احساسات : در این مرحله شما این وظیفه را دارید که جزئیات دریافتی روزنهها را بیشتر
کرده و تمام احساسات و جزئیاتی که از آنها دریافت میکنیـد را روی کاغـذ میآوریـد. در این مرحله شـما شدت احساسات را افزایش داده و حس
نزدیکی بیشتری نسبت به واقعیت موازی مقصد پیدا خواهید کرد.
.3 اتصال فیزیکی به منابع سیگنالی : شایـد میشـد این مرحله را در مرحله دوم نیز جـای داد امـا با توجه به اهمیت آن، به عنوان یک مرحله مجزا و
بسـیار مهم مطرح میشود. در این مرحله شـما در جهان فیزیکی فعلی خود، رفتارهایی را انجام میدهیـد که جهان فیزیکی فعلی شـما را پر از انرژی
واقعیت موازی مقصد میکنند. انگار شما وضعیت و آرزوی مورد نظر خود را، در همین لحظه و در جهان فیزیکی فعلی خود وارد کرده اید. درباره این
مرحله، جلوتر و به شکل دقیق تری یاد خواهید گرفت.
.4 شناسایی مهمترین ورودی های سـیگنالهای انرژی، و علامت زنی و وصل شدن به آنها: اکنون وقت آن است که مهمترین منابع سیگنالی را که روی
کاغذ نوشته اید و باعث تولید انرژی و احساسات شدیدی در درون شما میشود را علامت بزنید. شما میتوانید این کار را با ترسیم یک دایره به دور
برخی موارد نوشـته شـده روی کاغـذ انجام دهیـد. دقت کنیـد که هر چیزی میتواند یک منبع سـیگنال قوی از واقعیت موازی هدفتان باشد. یک
شکل، یک کلمه، نماد، صـدا یا حتی یک خاطره میتوانـد نقش منبعی پر انرژی را بازی کند که شـما را پر از انرژی و احساسات مرتبط با هدف مورد
نظرتان میکند. هیچ محدودیتی برای تعداد منابع پر انرژی که دورشان خط میکشـید وجود ندارد. ممکن است بخواهید دور صد چیز خط بکشید !
اما ترجیحا آنها را زیاد نکنید ! داشـتن حدود ده منبع بسـیار پر انرژی بسـیار بهتر از داشـتن صد منبع با سـطح انرژی معمولی است. تا میتوانید با
حفظ تعدادی کمتر از منابع پر انرژی تر، چگالی انرژی را افزایش دهید.
.5 رهـا سازی منبع سـیگنال و هرگز برنگشـتن به آن در زمانهای عادی: حـال وقت آن است که منبع سـیگنال را کاملاً رها کنیـد، و هرگز در زمانهای
عادی(در سـطح هوشـیاری روزمره که ذهن شما بیشتر قضاوت گر و منطقی و تحلیلگر است) به آن رجوع نکنید. حتی در طی روز نیز نباید به هیچ
عنوان درباره موضوع مربوطه فکر کنید و تردیدهایی را درباره نحوه رسیدن به آن انجام دهید.
.6 وصل پراکنده به منبع در زمانهای نزدیک به خواب رفتن و تشدید سطح انرژی انباشته در منابع : همانطور که گفته شد در زمانهای عادی و در طی
مجـددا متصل شویـد زیرا باعث تخریب و کم اثر شـدن آنها میشوید. اگر در زمانهایی که بخش
اصـلا نبایـد به منابع پر انرژی سـیگنال خود ً
روز ً
مجددا غلبه کرده و اتصال شـما با هدف قطع
تحلیلگر منطقی ذهن شـما بسـیار فعال است به این منابع سـیگنال وصل شویـد، نیمکره چپ شـما ً
میشود. اما در مقابل، اینکه بتوانیـد در زمانهایی که نزدیک به خواب هستید اتصالهای مجددی را به منابع پرانرژی شـناسایی شده خود داشـته
باشید، بسیار کارآمد خواهد بود و هربار اتصال مجدد در فاصله های زمانی متفاوت، باعث افزایش انرژی انباشته شده در منابع شما میشود. زیرا در
زمانهایی که در حال خیالپردازی روزمره و یا نزدیک به خواب رفتن هستیـد، ضـمیر ناخودآگاه شـما غلبه بیشتری داشـته و تحلیلهای شـما باعث
تخریب منابع انرژیتان نمیشود.
ا این مرحله را انجام دهید. این مرحله زمانی اهمیت
.7 ترمیم، و نگهداری از سطح انرژی جلسه RSC و تکرار آن در صورت لزوم : الزامی ندارد که حتمً
پیـدا میکنـد که شـما حس کنید انرژی و منابع سیسـتم شـما به پایان رسـیده یا ارتباط را با آن از دست داده اید. دراینصورت میتوانید با انجام
مجدد یک جلسه سریع RSC، دوباره سطح انرژی منابع سیگنالی خود را بیشتر کنید تا جذب بهتر صورت گیرد.
.8 باز بودن نسبت به دریافت متافیزیکی رویداد : بدون انجام دقیق این مرحله، به سادگی تمام تلاشهای هفتگانه قبلی شما به هدر میرود. شما در
مراحل طی شـده تا به اینجا، به خوبی به سـیگنال هـدف متصل شدیـد. اکنون و در این مرحله نوبت این است که پس از پایان جلسه RSC تان،
نسـبت به الهاماتی که دریافت میکنید باز و هوشیار باشید و مثلا اگر حس کردید بدون اینکه بدانید چرا، میخواهید کاری را انجام دهید، نسبت به
آن مقاومت نکنید زیرا واقعیت موازی مقصد، سیگنالهای راهنمایی کننده را بسوی شما ارسال خواهد کرد.
آغاز یک جلسه تمرینی از فرآیند RSC
اکنون بالاخره وقت آن است که یک جلسه تمرینی با تمام جزات، از فرآینـد RSC یا (Connection Signal Reality (را آغاز کرده و با وصل
ا آرامش را در ذهن و وجود
شدن به سیگنالی از یک واقعیت موازی، آن را به پهنای زندگی خود جذب کنید. همانطور که روی آن تأکید شد، حتمً
خود ایجاد کرده و سـپس به فکر انجام این فرآیند بیفتید. مطمئن شوید که در جای آرام و ساکتی نشسـتهاید و ذهن و بدن شـما کاملاً ریلکس
است. اگر حس میکنید ذهن شـما پر از آشوب فکری یا بار احساسـی است(مثلا به خاطر رویدادی که اخیرا در زندگی شما رخ داده است)، انجام
فرآیند RSC را به زمان دیگری موکول کنید.
به صورت خلاصه در فرآیند RSC، شـما به دنبال وصل شدن بیشتر و بیشتر به سیگنالهایی هستید که با فکر کردن و تصور آنها، در همین لحظه
واکنش احساسـی شدیـدی را از درون تجربه میکنیـد. توجه کنید که وقتی از واکنش احساسـی شدید و انرژتیک حرف زده میشود، منظور یک
واکنش کاملاً غیر ارادی و خالص و شدید است. RSC فرآیند حرکت دادن آزادانه هوشیاری میان سیگنالهایی از واقعیتهای موازی دیگر، وصل
دقیقا مانند یک کاوشگر و یک ماجراجوی آزاد،
شدن به آنها و سپس گسترش و تشدید این اتصال است. به همین علت شما در طی این فرآیند، ً
سیگنـالهای احساسـی و انرژتیک را یافته و هر چه بیشتر به آنها متصل میشویـد. هنر اصـلی شـما در RSC، این است که بتوانیـد به افکـار و
سیگنالهای متصل شوید که شما را سرشار از انرژی و احساسات متناظر با واقعیت موازی مقصد و مطلوبتان میکنند. به طوری که در درون خود
احساسات جدیـدی را به شـدت تجربه کنیـد، گویی در همین لحظه دقیقا در همان وضـعیت هـدف هستیـد. اما بدون
و در همین لحظه، کاملاً
مقدمه سراغ توضیح دقیق تر مراحل این فرآیند میرویم.
مرحله اول : اتصال اولیه
حال وقت آن است که در مرحله اول، به صورت کاملاً واضـح در ذهن خود به این فکر کنیـد که میخواهیـد دقیقا به چه چیزی برسـید ؟ آیا یک
هـدف مالی داریـد؟ یا شایـد هم بخواهیـد بصورت تفریحی، غذایی که هوس کرده اید را جذب زندگی روزمره خود کنید ! آیا به دنبال یک رابطه
دقیقا به دنبال چه چیزی هستید. به این موضوع یک کد منحصـر به فرد اختصاص
عشـقی با ویژگیهایی خاص هستیـد ؟ تفاوتی نمیکنـد که ً
دهید. مثلاً ZS820UX میتوانـد یک کد اختصاصـی برای هدف مورد نظرتان باشد. دقت کنید که بسـیار مهم است هدفی که انتخاب میکنید،
دقیقا بدانید که چه چیزی میخواهید.
کاملاً مشخص بوده و ً
اکنون در سـمت چپ و بالای صـفحه خود، کد اختصاصـی هدف مورد نظر را به سرعت نوشته، و بدون فکر کردن(ولی با نیت وصل شدن به آن
واقعیت موازی و جذب آن)، به خوبی دقت کنید که چه افکار، تصاویر و یا احساساتی در درون شما ایجاد میشود. در همین حال، هوشیارانه مد
اصلا قرار
نظر داشـته باشـید که کدام یک از این موارد واکنش احساسـی شدیدی را در شـما ایجاد میکنند. توجه داشـته باشید که در این مرحله ً
نیست دادههای دریافتی را قضاوت کنید یا مورد تحلیل قرار دهید. بنابراین فقط اجازه دهید این منابع سیگنال از واقعیتهای موازی مقصد وارد
این لحظه شـده و روی کاغذ شـما ثبت شوند. با این وجود منابع و سـیگنال که در حال ارائه سـطح انرژی بالاتر و حس بهتری به شـما هسـتند
میتوانند منابع جدیدتر را نیز به شما نمایش دهند، به همین علت اهمیت دارند.
برای اینکه بحث مطرح شـده در این جلسه نمونه از RSC، کاملاً ملموس باشد، یک Target مشخص با هدف ”اتصال به واقعیتی موازی که در
آن ثروتمند هستم یا فلان مقدار پول دارم“، با کد اختصاصی ZS820UX مورد بررسی قرار میگیرد. دقت کنید که شما میتوانید حتی مقدار دقیقی
از پول را نیز در هدف خود مطرح کنید و آنرا جذب زندگی خود کنید.
بر اساس هدف تعJن شده با کد اختصاصـی ZS820UX، اکنون وقت آن است که به محض اینکه کـد اختصاصـی مربوط به این هدف خود را
روی کاغذ مینویسـید، به خوبی دقت کنید که چه افکار، تصاویر و احساساتی وارد ذهن شما میشوند. بدون اینکه آنها را تحلیل یا قضاوت کنید،
همـه را روی کاغــذ نوشــته و اجـازه دهیــد ســیگنالهای دریـافتی از هــدف مـورد نظر، بیشـتر و بیشـتر روی کاغـذ بیاینـد. ممکـن اســت
خاطرات، کلمات، تصاویر، صداها، و یا هر نوع داده دیگری دریافت شود. در حال حاضر که یک هدف پولی است، به محض فکر کردن به آن مثلاً
ممکن است نام یک بانک خاص که حس و انرژی خوبی به آن دارید، خاطرهای از گذشته که در آن مقدار زیادی پول کسب کرده اید، صدای زنگ
مخصوص پیامـک دریـافت وجه از بانـک، و حتی یـک تصویر ذهنی، در درونتان ایجاد شود. در مرحله اول مهمترین چیز اینست که هر آنچه که
وارد ذهنتان میشود را بدون هیچگونه فیلتراسیون روی کاغذ بیاورید. این موارد را به صورت پراکنده و حتی بینظم و شلوغ، روی کاغذ بیاورید.
اگر در شـروع انجـام فرآینـد حس میکنیـد کـه هنـوز اتصـالی را بـا هـدف برقراری نکرده و احساسـات و انرژی هـای مثبـت و قـوی دریـافت
نمیکنیـد، نگران نشوید. اول از همه مطمئن شوید که در وضـعیت ذهنی کاملاً آرامی قرار دارید. پس از اطمینان از این موضوع، برای چند بار کد
اختصاصـی را نوشـته و هـدف مورد نظر خود را هربـار و بـا نوشـتن کـد به ذهن بیاوریـد. توجه داشـته باشـید که فرآینـد RSC بسـیار مشابه
فرآیند Viewing Remote است. از این نظر که اتصالهایی که با واقعیت موازی هـدف برقرار میشود، پراکنـده است. این بـدین معناست که
ممکن است شما در لحظات زیادی هیچ داده و سیگنالی را دریافت نکنید اما در عوض در ثانیه هایی دیگر، به صورت پراکنده سیگنالهای اتصال
با واقعیت موازی مورد نظر را تجربه کنیـد. بنابر این حس نکنید که در حال انجام غلط فرآیند هستید. آرامش خود را حفظ کنید زیرا هرچیزی که
آرامش شما را بر هم بزند یا شما را نگران کند، باعث قطع اتصال شما با هدف میگردد.
در اینجا ذکر یک نکته بسـیار مهم است. هر کسـی زبان شخصی و خاص خود را برای توضیح و تفسیر یک منبع سیگنال و ادراکات درونی اش از
بعضا ممکن است چیزهایی به ذهن شما برسد که توصیف و نوشتن آن روی کاغذ سخت باشد زیرا مثلا یک مفهوم
آن روی کاغذ دارد. همچنین ً
انتزاعی است یا چیزی است که شـما را به یاد خاطره ای در گذشـته تان می اندازد. در این صورت اصلا مهم نیست که شما چه چیزی روی کاغذ
مینویسـید. تنها چیزی که اهمیت دارد این است که نوشـته یا نماد شـما روی کاغذ، شما را به خوبی به یاد آن منبع سیگنال بندازد و احساسات
متناظر با آن را در درون شـما تولید کند. به عبارت دیگر، مهم این است که خودتان بدانید چه نوشته اید و آگاه باشید که منظورتان از نوشته تان
دقیقا چیست و حین نوشتن به چه چیزی اشاره داشته اید.
یک بحث که اهمیت پیـدا میکند، این است که در این مرحله هر نوع داده که به ذهنتان میرسد را بدون هیچگونه تغJر روی کاغذ بیاورید. این
بعضا ممکن است برای ترسـیم تصاویر ذهنی روی کاغـذ، نیاز باشد یک نقاشـی و طراحی بسـیار ساده است از آن را داشـته
بـدین معناست که ً
باشـید. به عنوان مثال ممکن است بخواهید تصویر دریافت پیامک بانک را ترسیم کنید. یا تصویر خود کنار خودروی گرانقیمیتی با رنگ مشخص
اصلا نیاز نیست در نقاشی دقیق آن، حساسیت به خرج دهید. اگر نقاشی تان خوب نیست، اهمیتی ندارد.
را در ذهن خود ببینید. در این صورت ً
فقط کافی است به گونهای ترسـیم کنید که بعدها با دیدن آن به خوبی یاد موضوعی که در ذهن خود تجربه کردید بیفتید و آن سیگنال را درون
خود دوباره زنده کنید.
سـوالی که ممکن است مطرح شود این است که چه موقع بایـد به مرحله دوم رفت ؟ بایـد گفت پاسـخ دقیقی نمیتوان به این موضوع داد و به
دقیقامتوجهشویددرچهزمانیبایدبهمرحلهبعدبرویدبایدنوعیتجربیاستبااینوجودمعیارهاییوجودداردکهبهشماکمکمیکند ً
دقیقا متوجه شوید در چه زمانی باید به مرحله بعد بروید. باید
نوعی تجربی است. با این وجود معیارهایی وجود دارد که به شـما کمک میکنـدگفت در زمانی که به صورت تقریبی حداقل یک صـفحه 4A را کاملاـً پر کردیـد و تمام کلمات، احساسات، تصاویر و افکار و همه چیزهایی که در
ذهنتان آمـد را روی آن ثبت کردید، و به نوعی حس کردید که داده های جدیدی که به ذهنتان می آیند تکراری و مشابه سایر داده ها هسـتند،
زمان مناسبی است که وارد مرحله دوم شویـد. همانند فرآیند Viewing Remote، در اینجا نیز اکثر نشانگر ها شـهودی، حسی و درونی هستند،
به این معنا که زمانیکه حس کردید ارتباط اولیه خوبی را با هدف برقرار کردهاید زمان خوبی برای رفتن به مرحله دوم است. شک نکنید !
مرحله دوم : گسترش اتصال، توصیف آن، تشدید انرژی و دخیل کردن تمام احساسات
در پایان مرحله اول، شما ارتباط اولیه را با هدف گرفتید و منابع سیگنالی مختلف موجود در پهنای هوشیاری خود را، درباره هدف مورد نظر، روی
کاغذ ثبت کردید. همه آنچه روی کاغذ نوشـته اید، سـیگنالها و بارهای انرژی هسـتند که از واقعیتهای موازی مورد نظرتان دریافت شدند(البته
برخی از آنها میتواند نویز های ذهنی نیز باشد که همانها نیز ارزشـمند هسـتند). اکنون و در مرحله دوم نوبت آن است که این اتصال را گسترش
داده و جزئیات بیشتری را از آنچه دریافت میکنید روی کاغذ و با رنگی دیگر بنویسـید. در این مرحله شـما جزئیتری میشوید و درباره چیزهایی
که در مرحله اول نوشتید، تمام جزئیات ممکن را یادداشت کرده و احساسات (بینایی، بویایی، لامسه، چشایی و شـنوایی) و هر آنچه که از هدف
دریافت میکنید را روی کاغذ و با سایز کوچکتری بنویسید.
فرض کنید در مرحله اول، شـما اطلاعاتی را روی کاغذ نوشـته اید. به عنوان مثال تصاویر احساسات و یا کلماتی را نوشته و آنها را ثبت کرده اید.
اگر در
مجـددا آنها را حس کنیـد و با وصل شـدن به سـیگنال آنها احساسات خود را نسـبت به آنها جزیی تر کنید. مثلاً
اکنون وقت آن است که ً
مرحله اول، تصویر دریافت پیامک تراکنش بانک را در ذهن خود دیـده و ثبت کرده ایـد، در این مرحله وقت آن است که جزات بیشتری از آن
تصویر را حس کنید و ببینید و حتی روی کاغذ ترسـیم کنید. به عنوان مثال شـما میتوانید نوشتههای روی تصویر، رنگها، صداها، و یا ریز ترین
احساساتی را که نسبت این تصویر دارید را گسترش دهید.
همچنین در این مرحله شـما باید به خوبی دقت کنید که کدام منابع سـیگنالی شدت احساسات را در وجود شما بیشتر گسترش میدهد. سپس
در آنها جزئیتر شـده، و بـدین ترتیب شـدت احساسات را مـدام بیشتر و بیشتر کنیـد. در انتهای این مرحله یعنی مرحله دوم، شـما باید یک بار
احساس شدید را در وجود خود تجربه کنید، به گونهای که انگار در همین لحظه و همین اکنون خواسـته و واقعیت موازی مورد نظر شما رخ داده
است و شـما در آن حضور داریـد. تا زمانی که نتوانستیـد احساسات شدید را نسـبت به هدف مورد نظر در وجود خود ایجاد کنید، این مرحله را
متوقف نکرده و آن را ادامه دهید.
تماما این سـطح انرژی را در لحظه
احساس کردید انگار تمام مقدار پول مورد نظر خود را به دست آوردید و ً
در هدف فعلی، زمانی که شـما کاملاً
واقعا شک
فعلی احساس کردید، شـما مرحله دوم را به خوبی انجام دادهاید. در مرحله دوم شـما باید آنقدر قوی به هدف متصل شده باشید، که ً
کنید که آیا در این زمان و مکان فعلی هستید یا در مکان و زمان هدف و مطلوبتان ! این نشان میدهد که این مرحله را به خوبی انجام داده اید.
مرحله سوم : اتصال فیزیکی به منابع سیگنالی
مرحله سوم به مرحله دوم بسـیار نزدیـک است، بـا این وجود بر اساس اهمیت بسـیار زیاد آن به عنوان یک مرحله مجزا مطرح میشود. در این
مرحله شـما رفتارها و واکنشهای فیزیکی را در زنـدگی و واقعیت موازی فعلی خود نشان میدهید، به صورتی که انگار هدفی که میخواهید به
آن برسـید در حال حاضـر و در دنیای فیزیکی شـما موجود است. شما به هر شکل ممکن آرزو و خواسته خود را در جهان فیزیکی فعلی خود و در
همین لحظه دخیل میکنیـد. به عنوان مثال اگر عشق مورد نظر خود را میخواهیـد، میتوانید تصور کنید که در همین لحظه در کنار شـماست و
حتی او را لمس کنید. کاملا و بصورت فیزیکی خواسته خود را در دنیای فعلی خود دخیل کنید. اگر مقداری مشخص از پول مد نظر شماست، شما
حتی میتوانید روی یک تکه کاغذ در جهان فیزیکی فعلی خود، آن مقدار از پول را نقاشـی کرده و کاغذ را به شکل کاملا فیزیکی حس کنید. انگار
همین اکنون چک مبلغ مورد نظر خود را دارید.
اگر داشـتن یک خودرو را تصور میکنید، کافیست آنرا حین نشسـتن روی خودروی فعلی خود تصور کنید. یا حتی مثلا در نمایشگاه ماشین، سوار
آن شویـد و بصورت خلاصه، هرطور که میتوانید لحظه حال خود را، در تعامل کاملا فیزیکی با خواسـته مورد نظر خود در آورید. حتی مثلا ممکن
است بخواهید به ماشین هایی مشابه ماشین مطلوبتان، چراغ دهید ! به این نماد که تو در حال ورود به واقعیت موازی فعلی زندگی من هستی
و من قدردان و هیجان زده از این موضوع هسـتم ! مواظب باشـید ذهن منطقی شـما وارد عمل نشود و این کارهای شما را قضاوت نکند زیرا با
این کار ارتباط شما با سیگنال مقصد، به سادگی از دست میرود.
مرحله چهارم : شناسایی مهمترین ورودی های سیگنالهای انرژی، و علامت زنی و وصل شدن به آنها
در این مرحله شـما بایـد به خوبی دقت کنیـد که کـدام بخش از نوشـتههایی که روی کاغـذ درج کردیـد، سـطح انرژی بالاتری به شـما داده و
سیگنال قویتری از آن دریافت میشود. شـما باید مهمترین ورودیهای سـیگنالی را با ترسیم دایره به دور آنها علامت بزنید. این منابع، به عنوان
ااشاخااکاااااشخلااااااکااا
منابع پرانرژی شـما خواهند بود. اینکه تعدادی منابع باید چند تا باشد خیلی اهمیتی ندارد اما بسیار مهم است که هر تعداد منبع پر انرژی دارید
را علامت بزنید. حال میتوانید به آنها وصل شده و احساسات مرتبط با آنها را بیشتر در وجود خود احساس کنید.
مرحله پنجم : رها سازی منبع سیگنال و هرگز برنگشتن به آن در زمانهای عادی
مرحله چهارم بسیار ساده اما در عین حال بسیار مهم است. در این مرحله شما باید هر گونه اتصال احساسی و یا فکری به هدف مورد نظر خود را
از ذهن خود کارکرد و دیگر به آن فکر نکنید. بسـیار مهم است که هرگز در طی روز و در زمانهای عادی، به هدف
کاملاً قطع کنید، و هدف را کاملاً
مورد نظر فکر نکنید زیرا شـما در طی روز در وضـعیت هوشـیاری عادی هستید و ذهن شما تحلیلها و قضاوتهای بیشتری را خواهد داشت که
این مسئله سطح انرژی منبع سیگنالی را کاهش میدهد.
مرحله ششم : وصل پراکنده به منبع در زمانهای نزدیک به خواب رفتن و تشدید سطح انرژی انباشته در منابع
مرحله شـشم به این شـکل است که در زمانهای پراکنـده و مختلفی که در وضـعیت ذهنی آلفا هستید، دوباره به منابع پرانرژی شـناساییشده
اصـلا قرار نیست زیاد از حد این
خود وصل شـده و به صورت پراکنـده و کوتاهمـدت، با واقعیت موازی مقصـد ارتباط برقرار کنید. دقت کنید که ً
مرحله را طول دهیـد، کافی است در زمانهای مختلف برای چنـد دقیقه به منابع پرانرژی شـناساییشـده خود(هرچندتا که هسـتند) وصل شده
و بدین شـکل روند جذب واقعیت موازی مورد نظر را تسـهیل خواهید کرد. با هربار اتصال مجدد به شکل صحیح و در حالت ریلکسیشن عمیق،
شما انرژی انباشه شده در منابع پر انرژی خود را افزایش خواهید داد.
مرحله هفتم : ترمیم، و نگهداری از سطح انرژی جلسه RSC و تکرار آن در صورت لزوم
مرحلـه هفتم این است که اگر به هر دلیلی احسـاس کردیـد منـابع پر انرژی شـما ضـعیف شـدهانـد، میتوانیـد بـا انجـام مجـدد یـک جلسـه
RSC سریع، دوباره آنها را تقویت کرده و یا اینکه منابع سیگنالی پرانرژیتر و جدید بیابید.
مرحله هشتم : باز بودن نسبت به دریافت متافیزیکی
مرحله هشـتم بسیار مهم است. پس از اتصال و گسترش ارتباط با همه سیگنالها و منابع انرژی موجود در مراحل قبل، یک مرحلهای نانوشته به
نام مرحله هشـتم نیز وجود دارد و آن این است که نسـبت به دریافت متافیزیکی آن چه میخواهیـد کاملاً باز باشـید. باور شـدن به منبع انرژی
مورد نظر، ممکن است مثلا ساعاتی بعد از جلسه RSC، به یکباره حس کنید که انگار میخواهید کاری را انجام دهید که چه بسا قبلا اصلا انجام
نمیدادید. چنین چیزی میتواند یک الهام به ناخودآگاه شـما، از جانب هدف مورد نظر و واقعیت موازی مورد نظرتان بوده باشد. باز بودن یعنی
اینکه لجبازی نکنید، هوشـیار باشـید و در اوج آرامش، چیزهایی که به یکباره به شما الهام میشوند را انجام دهید. ناخودآگاه شما راهنمایی های
لازم را به شما خواهد داشت. با رعایت این نکات، خواهید توانست خواسته مورد نظر خود را وارد پهنای هوشیاری خود کنید و بدست آورید.
نکات تکمیلی درباره وضعیت درونی شما
در نهایت، نکاتی درباره وضعیت درونی شما ذکر خواهد شد که به شما کمک میکند در وضعیت مناسب برای انجام این فرایند قرارگیرید.
.1 ایجاد آرامش کامل ذهنی در تمام اوقات (حتی زمانی که فرآیند را به پایان رسانده اید) توسط تمارینی مانند مدیتیشن
.2 ایجاد حس بیتفاوتی نسبت به کسب نتیجه
.3 یقین داشتن به فرایند و حذف تردیدهای درونی
.4 منتظر و چشم انتظـار نـتیجه نبودن، و یقین داشـتن به اینکه واقعیت موازی مربوط در زمـانی که حتی انتظـارش را نمیکشـید، به یـکبـاره وارد
پهنای هوشیاری شما خواهد شد
ویرایش دوم: توضیحات تخصصی تر و بخشهایی از یک جلسه RSC فرضی به عنوان نمونه
باتوجه به درخواسـتهای عزیزان، در این ویرایش، یک نمونه فرآیند RSC به عنوان نمونه، به اشتراک گذاشـته میشود. با این وجود دقت کنید که
هر جلسه RSC، چیزی کاملا شخصـی است و یک فرد نمیتواند از جلسه RSC فرد دیگر اسـتفاده کند. زیرا مثلا خاطرات هر فرد، چیزهایی که به
هر فرد انرژی مثبت میدهد و سایر جزات، کاملا متفاوت با فرد دیگر است.
در این ویرایش یک نمونه فرآیند RSC به اشتراک گذاشـته میشود که حقیقت ندارد، بلکه فقط یک مثال و نمونه برای درک بهتر موضوع است.
همانطور که گفته شد، RSC فقط میتواند توسط خودتان و بر اساس فضای ذهنی درونی خودتان انجام شود و برای هر فرد، متفاوت با فرد دیگر
است.
لینک فایل نمونه RSC با فرمت PDF
لینک فایل نمونه RSC با فرمت PDF
قلازهچزفایلبالااباکلکبویلنکقمزدانلودکندوآنامقابلچشمانتانداشتهباشدتاتوضحاتویآندادهشودهمچن
قبل از هرچیز فایل بالا را با کلیک بر روی لینک قرمز دانلود کنید و آنرا مقابل چشـمانتان داشته باشید تا توضیحات روی آن داده شود. همچنین،
اگر ویرایش اول این مقـاله را از ابتـدا و بـا دقت نخوانـده ایـد، توصـیه اکیـد میشود که مطالعه این بخش را کاملا فراموش کنیـد و اول به آن
بپردازید. در این مقاله، جزات قبلی کمتر مورد اشاره مجدد قرار میگیرد و در عوض، نکات مهم حین انجام عملی RSC مورد تاکید قرار میگیرد و
ظرافتهای بیشتری در مورد آن گفته میشود.
دقت کنید که این Session و این جلسه از RSC، به زبان انگلیسـی انجام شـده است اما هیـچ تفاوتی ندارد که دوست دارید با چه زبانی کار
کنید(مثلا فارسی یا…).
همانطور که در تصویر میبینیـد، اول از همه و در بخش بالا و چپ، جزاتی ماننـد تاریـخ، ذکر شـده است. کلمه State Emotional به معنای
وضعیت احساسی درونی شما در حال انجام RSC است. ذکر این نکته مهم است زیرا باعث میشود شما اگر حس خاصی دارید، آنرا قبل از انجام
جلسه شـناسایی کرده و در نتیجه از تداخل حس قبلی خود، به سطح انرژی حاصل از اتصال به واقعیت موازی مورد نظر جلوگیری کنید. وضعیت
احساسی ذکر شده در این مقاله، خنثی یا Neutral بوده است که به معنای نبود انرژی و وضعیتی خاص است. اما شما میتوانید هر حسی مانند
عشق و یـا…را نیز ذکر کنیـد. معمولا و مشابه فرآیند CRV که مقـاله اختصاصـی آن نیز در وبسایت موجود است، پس از نوشـتن Emotional
State یا همان وضعیت احساسی تان، یک بار قلم را زمین بگذارید تا بصورت نمادین به ناخودآگاه خود این مفهوم را القا کنید که میخواهید هر
حس قبلی که در حال حاضر دارید را رها کنید و فقط روی جلسه و هدف مورد نظر متمرکز شوید.
در قسمت BY، ذکر میشود که این جلسه RSC توسط چه کسـی انجام شـده است. نهایتا و همانطور که در ویرایش قبلی گفته شده، در بخش
Target، شـما کـدی را به هـدف مورد نظر خود که میخواهیـد رخ دهد، نسـبت داده و از آن در طی فرآیند، به عنوان اشاره گری به رویداد مورد
نظر استفاده خواهید کرد تا ذهن منطقی کمتر دخالت کند و نیمکره راست یا ناخودآگاه، بیشتر وارد عمل شود.
در بخش Descriptions and Details نیز توضـیحات مرتبط با کـد اختصاصـی را و اینکه هدفتان چیست ذکر میکنید. بر اساس درخواسـت
بسیاری از عزیزان، در این جلسه RSC، جذب عشق ایده آل مورد بحث قرار میگیرد. یعنی مثلا توسط یک جلسه RSC، میخواهید عشق ایده آل
خود را وارد زندگیتان کنید.
حـال خطی کشـیده، و بخش بالایی را از خود جلسه RSC جـدا کنیـد. در ادامه، مشاهـده میکنید که دقیقا مثل فرآیند RSC، شـما چند بار کد
اختصاصـی را نوشته و سپس دست خود را بدون فکر کردن، حرکت میدهید تا شکل کوچکی ترسیم کنید. علت انجام این کار، این است که شما
ذهن خودآگاه خود را مشـغول کرده و کنار زنید و بدین ترتیب ناخودآگاه شما بهتر وارد عمل میشود. همچنین وقتی کاری مثل ترسیم شکل را به
سرعت انجام دهیـد، آنرا به ناخودآگاه خود سپرده ایـد که این خبر خوبی در فرآینـد RSC است. دقیقـا به همین علت است که توصـیه میشود
فرآیند RSC را با سرعت تمام انجام دهید و وقفه ای در میان آن ایجاد نکنید.
حال همزمان با اینکه ۲ یا سه بار کد را مینویسید، تمام احساسات، تمام اشکال، یا تمام صداها و هر حس دیگری که از درون تجربه میکنید را به
سرعت بنویسـید. مطمئنا از یاد نبرده اید که قصد شـما از نوشتن کد، وصل شدن به رویداد مورد نظر، یعنی جذب عشق ایده آلتان و حس کردن
آن در همین لحظه است تا وارد واقعیت موازی آن شوید.
دقت دقت دقت ! هر آنچه که حس میکنیـد را روی کاغـذ بیاوریـد، خصوصا چیزهایی که به شدت حس شدیدی به شـما میدهند. ممکن اسـت
ماننـد آنچه که روی کاغذ میبینید، بنویسـید : Love Feeling، یعنی حس عشـق. همچنین ممکن است ماننـد آنچه که در تمـام برگه RSC در
تصویر بالا میبینید، شـکل ها با خاطراتی به ذهنتان بیاید که فقط باید آنها را بنویسید. دقت کنید که داستان منطقی تعریف کردن هیچ اهمیتی
ندارد. بلکه باید فقط چیزهایی را بنویسـید که به شـما حس میدهند. مثلا ممکن است درباره ویژگیهایی مانند نرم بودن، مانند حس عشـقی که
همین اکنون در حوالی قلب خود حس میکنید، صداها، بوها و… یا چیزهای مشابه و کاملا ملموس و حسی دیگر صحبت کنید.
در بخش راست، مستطیلی کوچک با تیتر Blockers Signal مشاهده میشود، این بخش اشاره به خاطرات، احساسات یا هر صدای درونی دارد
که حس کردن آنچه میخواهید در همین لحظه را مسدود میکند. مثلا خاطره ای بد از گذشـته یا حس نالایق بودن، چیزی است که میتواند مانع
از این شود که همین اکنون آنچه میخواهید را حس کنید. شـناسایی این موارد و هوشـیار شدن به آنها بسیار مهم است. زیرا اگر فقط یک دلیل
مانع از این شود که شـما به خواسـته خود برسید، آن دلیل را در همین بخش باید بیابید ! برای پر کردن این بخش، کافیست در همین لحظه به
خواسته مورد نظر خود و کد آن، متصل شوید و سپس خوب به درون خود دقت کنید که چه صداهایی مانع هستند ؟ مثلا اینکه ”بابا مگه میشه
به یه رابطه عشقی برسی ؟! غیر ممکنه“ یا ”تو لایق نیستی، تو جذاب نیستی“، میتوانند از جمله این موانع درونی باشند.
همه این موارد را شـناسایی کرده و بدون اینکه زیاد از حد از نظر احساسی غرق در آنها شوید، روی آنها به آرامی هاشور و خط بزنید و این مفهوم
را قصـد کنید که در حال قطع شدن از این سـینگنال های مخرب هستید تا فقط سـطح انرژی های مورد نظر که شـما را به مقصد وصل میکنند،
وجود داشته باشند.
همانطور که در تصویر میبینیـد، ممکن است شـما هر نوع تصویر یا شـکل یا…را دریافت کنید. همه را بنویسـید. جالب تر این است که مثلا برای
جذب یک رابطه عشـقی، ممکن است خاطره ای از حس عشق نسـبت به فردی دیگر در گذشته تان زنده شود، در اینصورت، به ”فرد“ خود را گره
نزنیـد و فقـط به سـطح انرژی آن وصل شویـد. یعنی آگاه شویـد که حتی افرادی که در یک جلسه RSC به ذهنتان می آیند، خودشان مقصـد
نیسـتند، بلکه فقط اشاره کننده هایی هسـتند که میتوانند به شما یک سطح انرژی و یک حس درونی را در همین لحظه بدهند، بنابراین به یک
فرد یا یک موضوع خاص گیر ندهیـد ! همه چیز را رها کنیـد و مسـتقل باشـید و فقط روی ایجاد حس شدید تر درمورد آنچه میخواهید(در این
مثال، یک رابطه عشقی) در همین لحظه متمرکز شوید.
اگر حس کردیـد در یک خاطره در گذشـته گیر کرده ایـد و مدام خاطرات آن به ذهنتان می آید، آنرا در بخش Blocker Signal نوشته و سپس
هاشور اش بزنید و حذف اش کنید.
برخی اوقات ممکن است مثلا، حین RSC برای جذب یک رابطه عشـقی، دختری به ذهنتان بیاید که در حال حاضر در اطراف شماست و مثلا در
محل کارتان است ! در اینصورت، به یکباره ممکن است ذهن منطقی و تحلیلگر شـما، توسط صـدایی درونی، شـروع به تحلیل هایی کند که مثلا
خوب ! پس قرار است من به این برسم و این را جذب کنم !!! مواظب چنین اشـتباهی باشـید ! اجازه ندهید که ذهن منطقی و تحلیلهایتان، فرد
خاص یا چیز خاصی را به شما پیشنهاد دهد. شما فقط خالی و بدون فکر بمانید و روی احساسات متمرکز شوید. همین !
همانطور که میبینیـد، در ادامه، به رنگ سبز، اتصال بیشتر و مطرح کردن جزات بیشتر از آنچه که از درون تجربه میکنید و احساسات درونی که
داریـد انجام شـده است. مثلا اگر مکررا تصویر یک هـدیه به ذهنتان می آیـد، اکنون درباره رنگ، احساسات، مکانی که هستید، بافت آن هدیه،
جنس و صداهای اطراف و… جزات را یادداشت کنید و احساسات خود را شدت دهید.
مرحله علامت زنی سـیگنال های پر انرژی و سایر جزاتی که در ویرایش اول ذکر شـده انـد، ادامه میابنـد و انجام میشونـد و البته این موارد از
آنجاکه کاملا شخصی میشود، در تصویر بالا نیامده است.
امـا نکـاتی مکمـل و مهم درباره فرآینـد RSC. موضـوع مهمی کـه بایـد بدانیـد، این است که اگر حین نوشـتن مـوارد بالاـ، مثلاـ وقـتی که در
ذهنتان تصویر رخ دادن آنچه میخواهیـد ظاهر میشود، حس حسـرت داریـد، شـما در حال انجام اشـتباه فرآینـد RSC هستیـد. بهترین معیار
سنجش برای انجام صحیح RSC این است :
“ افزایش حس خوب در همین لحظه، به طوریکه انگار خواسته شما همین اکنون رخ داده و دیگر نیازی به رخ دادنش ندارید. ”
اگر با هربار انجام RSC، شـما از رسـیدن به نتیجه بینیاز تر و مسـتقل تر میشوید و در عین حال، به وضوح و به شدت حس میکنید که هدفتان
همین اکنون رخ داده، شـما در حال انجام صـحیح RSC هستیـد. امـا اگر حتی حین انجام، حس نیاز داریـد، یا اینکه در حال فکر کردن به این
هستید که پس کی رخ میدهد ؟! کو ؟! کجاست ؟! در اینصورت یعنی هنوز ذهن آرامی ندارید و چنین فردی اصـلا نمیتواند از قدرت ناخودآگاه و
Self Higher خود اسـتفاده کند، زیرا گرفتار سطح هوشیاری بتا و ذهن منطقی خود مانده است. در اینصورت انجام بسیار منظم تر مدیتیشن و
بالانس کردن چاکراها، پیشنهاد بسیار مناسبی است.
مقالات اختصاصی دیگر
حفـاظت شـده: جـذب متـافیزیکی خواسـته های مورد نظرتان با انرژی امواج فکری و توسط جهش بین جهانهای موازی(جهش کوانتومی از مانع
زمان-مکان) با اسـتفاده از قدرت چاکرای چهارم، چطور میتوان با اسـتفاده از سـطح انرژی عشق، خواسـته مورد نظر خود را با سرعت بالا در زندگی
خود ظاهر کرد و رقم زد
حفاظت شـده: همه چیز درباره هیپنوتیزم بدون کلام (Hypnosis Nonverbal (و علت اثر گذاری بسـیار بالای آن ! چطور با استفاده از ارتباطات
غیر کلامی و بدون به زبان آوردن یک کلمه، دیگران را هیپنوتیزم، و آنها را درباره هر موضوعی قانع کنید ؟!
حفاظت شـده: انتشار رازی خاص و شاه کلیـد هرگز فاش نشـده ای دیگر، در زمینه خلاقیت، توسط قدرت نامحدود ! عمیق ترین شاه کلید خلاقیت
چیست ؟ چطور با استفاده از خلاقیت تمام زندگی خود را متحول کنید(ثروت، رابطه عشقی، اختراع یک چیز جدید، حل خلاقانه مشکلات زندگیتان
و…)، چرا خلاقیت با انرژی و رابطه جنسی ارتباط مستقیمی دارد و چطور به خلاق ترین فرد در تمام موضوعات تبدیل شوید !!؟
حفاظتشده:انتشاازوکلیدیکمیابتوسطقدتنامحدوددباهاعتیادهاوعمیقتیننگاهبهیشهتماماعتیادهایکهتاکنونداشتهاید
حفاظت شده: انتشار راز و کلیدی کمیاب توسط قدرت نامحدود درباره اعتیادها، و عمیق ترین نگاه به ریشه تمام اعتیادهایی که تاکنون داشـته اید
یا دارید و تنها راه حل قطعی و همیشـگی پایان دائم تمامی اعتیادهایتان(مواد مخدر، سـیگار، رابطه جنسی یا پورن، شبکه مجازی،پرخوری و…) ؟
راه حل نجات دائم از تمام اعتیادها چیست و اعتیادهایی که دارید چه پیامی برای شما دارند !؟
حفاظت شده: چطور یک پیغام خاص را از فرد مورد نظر خودتان(عشقی، کاری یا…) دریافت کنید ؟ چطور با ارسال ارتعاشات ذهنی و اتصال توسط
ارتباط تله پاتیک ذهنی(Communication Telepathic(، باعث شوید که فرد خاصـی که لزوما راه ارتباطی خاصـی هم با او ندارید، به شما پیام
دهد ؟!
حفاظت شـده: راز پنهان و دیرینه اثر گـذاری فوق العاده، در رفتار رهبران بزرگ و کاریزماتیک در طول تاریـخ چیست ؟ Language Enlightened
چیست و شخصـیت های جذاب و کاریزماتیک در طول تاریخ، چگونه در زمان بسیار اندکی، میتوانستند با هر کسی بسیار صمیمی شوند ؟ چطور با
نوع خاصـی از زبان و ادبیات، در رابطه عشـقی یا کاری با طرف مقابل صـمیمی ترین و نزدیک ترین دوستی را ایجاد کنیـد ؟ چطور با تغJر ادبیات
خود، به Enlightenment یا حقیقت این جهان برسید و حتی مشکلات روابط عشقی خود را نیز حل کنید ؟
حفاظت شـده: محصول صوتی آموزش تکنیک ارتباطی CHC۷ یا ارتباط ۷ چاکرایی و هیپنوتیزمی پیشـرفته، برای اولین بار، انتشار و افشای رازی
کمیاب برای ایجاد ارتباطات عمیق، تکنیکی ناب از هیپنوتیزم گفتاری مخصوص کسانیکه قصد دارند به سـرعت، عمیق ترین ارتباط و صمیمیت را با
فرد مشخصی ایجاد کنند(رابطه عشقی، کاری، یا با هر فرد دلخواه دیگر)
حفاظت شده: آشـکار سازی اسرار مخفی و حقیقت علم هیپنوتیزم، محصول ویژه جذب ذهنی پیشرفته و آموزش مرحله به مرحله هیپنوتیزم کردن
خود روی موفقیت و خوشـبختی و جـذب خواسـته بـا تغJر ارتعاش درونی ذهن ناخودآگاه و تمام وجودتان، چطور با خودهیپنوتیزم، دقیقا همان
واقعیت موازی و زندگی یا آرزویی که میخواهید را به مسیر زندگی خود وارد کنید !؟
حفاظت شـده: محصول مخصوص افزایش قـدرت تمرکز، چرا نبود تمرکز اصـلی ترین علت نبود موفقیتهای بزرگ در زندگی شـماست و راز ناگفته و
پنهان برای رسیدن به تمرکزی فولادین، قوی و طولانی مدت(کاری، تحصیلی و آموزشی، یا برای رسیدن به خواسته هایتان و…) چیست ؟
حفاظت شـده: گرفتار وقت کشـی و اتلاف وقت در به انجام رسانـدن کارها هستیـد(در کار و شـغل، رابطه عشـقی، تحصـیلات، ایجاد تغJرات در
زندگیتان) !؟ تنها راه حل کاملا عملی که وقت کشـی را از همین لحظه برای همیشه پایان میدهد را بشنوید ! چطور پدر ”وقت کشی و تعویق ایجاد
کردن“ را یکبـار برای همیشه در بیاوریـد و به یک انجام دهنـده و پایان دهنـده تمام عیار برای کارها(حتی کارهایی که به انجام آنها علاقه نداریـد)
تبدیل شوید !؟ چطور انجام دهنده ای با بازده بالا شوید و کاری کنید که دیگران نیز به سادگی کارهایی که از آنها میخواهید را به انجام برسانند !؟
حفاظت شده: هنر تولید تنش، موانع ظریف و افزایش عطش، چرا رابطه عشـقی، جنسی و زناشویی افراد سرد میشود ؟ نکاتی بسیار کمیاب از علم
هیپنوتیزم که به تنهایی یک رابطه کاملا مرده از نظر احساسی و جنسی را به شکل فوق العاده و غیر قابل تصوری، دوباره زنده و داغ میکند!
حفاظت شده: حرکت به سمت صدای ایده آل ممکن در وجودتان(برای خانمها و آقایان)، نکاتی بسیار ساده، قابل اجرا، مهم و پیشرفته برای ارتقای
کیفیت و افزایش اثر گذاری صدایتان(تا بیش از ۹۰ درصد وضعیت فعلی) در ارتباطات
حفاظت شده: مقاله تجمیع شده و جامع متافیزیک، قابلیتهای شهودی، و اثر گذاری با قدرت ذهن بر جهان فیزیکی
حفاظت شده: بسته جامع حافظه و آموزش قدرت نامحدود، مقاله تجمیعی از تمامی مقالات مرتبط با حافظه، آموزش و تندخوانی
حفاظت شده: بسـته جامع هیپنوتیزم قدرت نامحدود، جامع ترین مرجع پیشرفته یادگیری هیپنوتیزم، هیپنوتیزم گفتاری، خودهیپنوتیزم و مباحث
مشابه، مقاله ای حاصل از ادغام تمامی مقالات اختصاصی قبلی سایت در زمینه هیپنوتیزم
حفاظت شـده: مرجع صد در صد قطعی ثروت، بدون اما و اگر و صد در صد تضـمینی ! جامع ترین و قویترین مرجع صوتی و متنی شـناسایی علل
مشـکلات مالی و فقر در وجود شـما و راهنمای رفع آن! به همراه مدل کسب و کاری فوق العاده برای راه اندازی شـغل خودتان، به علاوه فایل pdf
نقشه ذهنی(Map Mind (بسیار بسیار نفیس و کامل و با بررسی ۲۰۰ مشـکل و باور محدود کننده رایج مالی که تنها علت ثروتمند نشدن شما در
این سالها بوده است ! به همراه آموزش روش Dowsing برای شناسایی عیوب درونی و عامل فقر در وجود شما
حفاظت شده: خطر بزرگ داشـتن باورهای مثبت ! آنچه درباره باورهای مثبت به شـما نگفته اند ولی شما را در سطح و جایی که اکنون هستید گیر
انداخته است
حفاظت شده: شاه کلید اسرار آمیز و گم شده برای بینهایت شدن و رسیدن سریع به هر آنچه که میخواهید، عامل تمام مشکلات و ضعفهای موجود
در زندگیتان چیست و راه اصلاحش چیست؟ تک قانون و نکته ای که تمام زندگی شما را متحول خواهد کرد
فاظتشدهآاذکفدکالاخاهزندگاطهشقداشتاااقاکاتآاااداااادهآزادزاآفدد
حفاظت شده: آیا جذب یک فرد کاملا خاص به زندگی و رابطه عشقی داشتن با او واقعا ممکن است و آیا این ادعا با اراده آزاد و مجزای آن فرد در
زنـدگی تضاد نـدارد !؟ پس چرا برخی اساتید میگویند غیر ممکن است ؟! حقیقت چیست ؟ اگر چنین چیزی واقعا ممکن است، روش انجام گام به
گام و قطعی چیست !؟
حفاظت شـده: آموزش گام به گام تولیـد امواج فکری و ایجاد انرژی موثر بر جهان فیزیکی با قـدرت ذهن در زنـدگی روزمره(حرکت دادن اجسام با
قدرت ذهن، اثر گذاری روی دیگران یا حیوانات، اثر گذاری روی شـرایط جوی، جذب عشق ایده آل، تله پاتی، توضیح درمورد جادوی سیاه و طلسم
یا چشم زدن دیگران و نحوه دفاع در برابر آن، و…)
حفاظت شده: فایل صوتی خودهیپنوتیزم و سابلیمینال فعالسازی چشم سوم، افزایش سـطح هوشیاری و حضور کامل در لحظه، افزایش الهامات و
دریافتهای ذهنی، فعالسازی قابلیتهای ویژه وجود انسان
حفاظت شده: فایل صوتی Psychokinesis ،سابلیمینال و خودهیپنوتیزم افزایش اندازه قد(توسط Psychokinesis یا اثرگذاری ذهن بر ماده)،
اصلاح زبان بدن، شیوه راه رفتن و الگوهای حرکتی
حفاظت شده: آموزش فرآیند RSC قدرت نامحدود(Connection Signal Reality(، اتصال هوشیاری به سیگنال واقعیت های موازی مختلف در
فضای زمان-مکان، چطور با وصل کردن هوشیاری خود به سیگنالهای دلخواه، رویدادهای مورد نظر را وارد زندگی خود کنید ؟
حفاظت شده: فایل صوتی خودهیپنوتیزم و سابلیمینال رانندگی حرفه ای، به صفر رساندن احتمال بروز تصادفات، افزایش تمرکز در رانندگی، کاهش
مصرف سوخت و استهلاک خودرو با تغJر Style Driving
حفاظت شـده: فایل صوتی و سابلیمینال لاغری، اصـلاح عادات غذایی، مصـرف بیشتر سبزیها، میوه و نوشـیدنی های سالم و اصـلاح علایق غذایی
ناسالم در ناخودآگاه، درمان بیماریها و تقویت سیستم ایمنی بدن
حفـاظت شـده: فایل صوتی خود هیپنوتیزم و سابلیمینال اعتماد به نفس، جـذب عشق ایـده آل، و جـذابیت در برابر جنس مخالف(برای آقایان و
خانمها)
حفاظت شده: فایل صوتی خودهیپنوتیزم و سابلیمینال وارد کردن فراوانی کائنات به تمام ابعاد زندگی(ثروت، عشق، سلامت و…)
حفاظت شده: فایل صوتی سابلیمینال و خود هیپنوتیزم آرامش مطلق و بی قید و شرط دائم
حفاظت شده: مرجع کامل کنترل، هدایت و منحرف کردن پهنای توجه دیگران، چطور با Control Attention یا کنترل توجه، ”هست“ را ”نیست“
کنید
حفاظت شده: کاملترین مرجع dowsing یا استفاده از آونگ و ابزارهای مشابه برای دریافت پاسخ سوالات از ضمیر ناخودآگاه
حفاظت شـده: کاملترین مرجع ارتباط با غول چراغ جادوی درون(ضـمیر ناخودآگاه) ! چطور از غول درون خود کار بکشـید و خود آزادانه و با خیال
راحت استراحت کنید !؟
حفاظت شده: سیسـتم State Reading Unconscious یا URS قـدرت نامحـدود برای اسـتفاده از توان ضـمیر ناخودآگاه در عکس خوانی و
تندخوانی و حفظ متون و کتابها به سرعت ورق زدن یک کتاب !
حفاظت شده: دایره المعارف شـیوه های تنفسـی مرتاض های هندی، کاملترین مرجع تنفس برای سـلامت، بهبود کیفیت صدا، جذب، تاثیر گذاری
متافیزیکی از راه دور و …
حفاظت شده: هو اوپونوپونو (oponopono ho (یا پاکسازی کوانتومی، به سـبک قدرت نامحدود ! روش بومیان هاوایی و وضـعیت صفر مطلق،
برای رسیدن به هر آنچه میخواهید، درمان بیماریها، ثروت، و…
حفاظت شده: آموزش فرآیند Viewing Remote Controlled ارتش آمریکا، فرآیند اختصاصـی و کاملا مهندسـی، برای دریافت اطلاعات از یک
زمان و مکان دیگر توسط ضمیر ناخودآگاه، پیش بینی بازار بورس، مسابقات یا رویدادها و دسترسی به مکانها و زمانهای دیگر(گذشته، آینده)
حفاظت شده: مرجع جامع حافظه، تکنیکهای حفظ سریع هر حجمی از هر نوع اطلاعات، به سبک قدرت نامحدود
حفاظت شده: مرجع کامل ایجاد فراموشـی، چگونه با استفاده از تکنیکهای هیپنوتیزم گفتاری، باعث ایجاد فراموشی(موقت، دائم) در دیگران شوید
؟
حفاظت شده: حفظ بسـیار سـریع لغات زبانهای خارجی به سبک قدرت نامحدود، به همراه صد نمونه و مثال (امکان حفظ لغات تا سرعت بیش از
۱۰۰۰ لغت در روز)
حفاظت شـده: کاملترین مرجع جـذب متافیزیکی، چطور ارتعاشات فکری قدرتمند را در جهان تولید کنید ؟ تاثیر گذاری ذهنی از راه دور (Remote
Influence Mental(، چطور روی افکار دیگران تاثیر گذاری کنید ؟
حفـاظت شـده: ایجـاد دکمه هـای فعـال کننـده احساسـات مختلف و دلخواه برای خود یـا دیگران، بـا تکنیـک منحصـر بفرد Anchoring آشنا
شوید(تکنیکی برای استفاده از هیپنوتیزم گفتاری در همه بخشهای زندگی، روانشناسی تربیت حیوانات خانگی، روابط کاری و عشقی و…)
حفاظت شده: پیش انگاره یا Presupposition ها، اثر گـذاری هیپنوتیزمی و جهش یکباره متافیزیکی و جذب خواسـته ها با قدرت پیش انگاره
های پیشرفته
حفاظت شده: کاملترین مرجع جذابیت آقایان، مقاله ای که شما را به جذابترین مرد تبدیل میکند
حفاظت شده: تکنیک Leading and Pacing، هیپنوتیزم گفتاری و تاثیر گذاری روی دیگران به سبک ورزشهای رزمی
حفاظت شده: چگونه هرچیزی که از خاطرتان رفته را به یاد آورید ؟
حفاظت شده: چگونه با استفاده از پیغامهای نهان، دستورات مطلوب را به ضمیر ناخودآگاه فرد یا افراد مورد نظر ارسال کنید ؟
حفاظت شده: چطور در تاریکی مطلق، و مانند یک خفاش با استفاده از صدا (Sonar (اطراف خود را ببینید ؟
حفاظت شده: اسرار ممنوعه ی بازاریابی که فروش شما را چند برابر خواهند کرد
حفاظت شده: چگونه یک هیپنوتیست، در محیط های عمومی و در مقابل چشمان دیگران سرقت میکند ؟
حفاظت شده: آموزش اجرای عملی هیپنوتیزم، چگونه با استفاده از هیپنوتیزم، باعث ایجاد خارش شدید در سوژه مورد نظر خود شوید ؟
حفاظت شده: چگونه ادراکات فراحسی و شهودی خود را افزایش دهید ؟ چطور از تواناهای فرا انسانی و اسرار آمیز ذهن خود بهره ببرید ؟
حفاظت شده: چگونه جذابیت خود در نگاه فرد مقابل را ، به شکل خارق العاده ای افزایش دهید ؟ چطور با استفاده از علم Control Mind جایگاه
شخصیتی و اجتماعی خود از نظر دیگران را به سرعت ارتقا دهید ؟
حفاظت شـده: چطور با اسـتفاده از خود هیپنوتیزم، ضـمیر ناخودآگاه خود را برنامه ریزی کنیـد ؟(عادات، باورها، خاطرات بـد، دمای بدن، سـیگار،
عشق، تعریق، نبض، و…) ؟
حفاظت شده: دفاع شخصـی ذهنی پیشرفته (AMSD(، چطور بـدون درگیری فیزیکی و بـا نیروی ذهن، امنیت خود، نزدیکـان و دارایی خود را در
محیط های خطرناک تامین کنید ؟
حفاظت شده: چگونه با استفاده از تکنیک های هیپنوتیزم گفتاری، فرد مقابل را در یک گفتگوی روزمره، هیپنوتیزم کنید ؟
بازگشت به مقالات اختصاصی
ارتباط مستقیم تلگــــرام
© قدرت نامحدود ©
طریقت جامع | هنرهای رزمی و متافیزیک جامع