عزیزان من:
دیگر فکر نمیکنم که به دستورات لازم عمل نکرده اید به طوری که اظهار می داشتید شما به این دانش علاقه مند هستید. میخواستید آن را یاد بگیرید، دیگر چه بهانه ای میتوانید برای خود بسازید؟! با دسترسی به نوشته و یادداشتهای من كاملاً میتوانید تمرینات را انجام داده و موفقیت خود را تضمین نمایید. اطمینان دارم این جزوه ها را برای بایگانی کردن در کتابخانه خود نمیخواستید. پس هم اکنون شما دارای برنامه ی روزانه و اتاق نیمه روشن بوده و مرتباً تمرینات را انجام میدهید. ورزش می کنید. تلقین به نفس را تمرین کرده و با خویشتن خلوت مینمایید. در خودشناسی و خودسازی گامهای بلندی برداشته اید. دارای یك شخصیت عالی هستید. میدانید که این شخصیت باید چگونه باشد.
پس به درس های خود ادامه میدهیم و منتظر دریافت نتایج متفاوت و روشن در زندگیمان هستیم تا با کمال اطمینان موفقیتهایمان را به خودمان تبریک بگوییم..
درس ششم
شخصیت عامل
به طوری که قبلاً هم اشاره شده اساسی ترین و شناخته ترین طریقه برای تقویت و تربیت اراده داشتن برنامه روزانه است. ابتدا با تنظیم برنامه کارهای روزانه انجام خواهید داد. پس از مدت زمانی با ادامه تمرینات میتوانید هر آن نسبت به تکمیل برنامه، مسایلی را بر آن اضافه کرده و از خود بخواهید با یك اراده ی قوی آن را به انجام رسانید. به طوری که اشاره شد این خواسته های شما برای تكمیل برنامه ی روزانه است. اساس نظام آن نباید پیچیدگی پیدا کند. در این هنگام است که میتوان گفت: (خواستن و توانستن) به حد اکمال خود رسیده است. به عبارت دیگر شخص به مرحله ای از خودسازی رسیده که میتواند بخواهد و انجام دهد، بدون این که در کار خود احساس شکست یا ناراحتی نماید. در حقیقت اگر شکستی هم در کارهایش داشته باشد آن را مثل بردی قبول خواهد کرد. از نظر احساسات هیچگونه ناراحتی در خود حس نخواهد کرد و در برگی از دفتر خاطرات زندگانی و سرگذشت خود آن را یك تجربه ی مفید ثبت خواهد نمود.
تدریجی، مکرر، مرور و کنترل. این چهار کلمه در فرهنگ تربیت و تقویت اراده همیشه به چشم میخورد. با این کلمات باید مأنوس شد. آشنایی بیشتر با آنها لازم می باشد.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
علی مصری
درس سوم
تلقین به نفس
یکی از ارکان مهم دانش مغناطیس شخصی (مانیه تیزم)، تلقین به نفس است. با خویشتن حرف زدن، خود را انتقاد کردن، در اتاق خلوت نیمه روشن نشستن، به گذشته تفکر کردن، بالاخره خود را محاکمه نمودن، همیشه باید این رکن را در نظر گرفته، همواره با تلقین به نفس همراه باشید.
زندگی سراسر تلقینات ضد و نقیض است. هر روز خبری میشنویم. خوشحال شده یا ناراحتی احساس میکنیم. این اخبار مختلف را یا قبول کرده یا این که رد مینماییم. در جمع آنها زندگی ما تحت تأثیر این قبیل تلقینات و اخبار قرار میگیرد. حال میخواهیم در این مسیر، جانبی را انتخاب نماییم که بتوانیم در برابر این فشارها و شداید این اخبار گوناگون این تلقینات مستقیم و غیرمستقیم که به ما میرسند، خویشتن را حفظ کنیم و راه راست را برای رسیدن به مقصود اصلی، موفقیت و کامیابی برگزینیم. به طور کلی آنچه لازمهی زندگی خوب و بهتر زیستن است فراهم سازیم. این انتخاب مسیر خوب به وسیلهی تلقین به نفس ممکن خواهد بود.
شاید نتوانیم اراده را به طور شایسته تعریف کنیم ولی میتوانیم بگوییم اراده، خواستهی ما است. ما چیزی را میپسندیم و میخواهیم، این خواستن ناشی از ارادهی ما میباشد. ما میخواهیم از خواستههای خود نتایج خوب و مفید برگیریم تا برای زندگی کردن آمادهتر و دلگرمتر شویم، پس برای این منظور ما میخواهیم و ما میتوانیم آنچه خواسته ی ما است به آن کار شروع کرده و به پایان برسانیم. نتیجه ی خوب و مثبت به دست آوریم. چون آن را اراده کرده ایم و به انجام نیز خواهیم رسانید. به کار خود اطمینان داریم و به خویشتن اعتماد میکنیم.
در برنامهی روزانه، خواستن یعنی اراده کردن است. به همین جهت منظم و مرتب به امور روزانه رسیدن و طبق برنامه کوشش نمودن، نیروی اراده را تقویت خواهد کرد. پس از مدتی ادامه و تمرین پی خواهید برد که چقدر از نظر اراده و انجام کارها تغییراتی در شما صورت گرفته است. گفتیم تلقین به نفس رکن دیگر این دانش است. از قدیم گفته اند آنچه که از دل خیزد بر دل نشیند، یکی از اصولی که باید مراعات گردد همین گفتار است.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...
علی مصری
چرا هرگز به اهدافتان نمیرسید؟ | راز تبدیل شدن به یک فرد شکستناپذیر
مقدمه:در دنیایی پر از فهرست «بایدها» و اهداف محقق نشده، آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا با وجود تمام تلاشهایتان، هنوز در همان نقطه شروع ایستادهاید؟ این کتاب پاسخی جسورانه به این سوال ارائه میدهد و به شما نشان میدهد که مشکل تلاش شما نیست، بلکه طرز فکر شماست. «از باید تا باید» نقشه راهی برای زندگی است که در آن آرزوها به تعهداتی ناگسستنی تبدیل میشوند. اگر آمادهاید تا از چرخه بیپایان بهانهها رها شوید و به زندگی قدرتمندی قدم بگذارید، سفر شما از اینجا آغاز میشود.
فصل اول: چرا «بایدها» شکست میخورند؟شاید بزرگترین دروغی که هر روز به خودمان میگوییم از یک کلمه ساده و پنج حرفی ساخته شده باشد: باید . باید ورزش کنم، باید بیشتر درس بخوانم، باید برای آیندهام پول پسانداز کنم. این کلمات به نظر نقشه خوبی برای یک زندگی بهتر میآیند، اما اگر دقیقتر نگاه کنید، متوجه خواهید شد که چیزی پشت آنها پنهان شده و مانع از پیشرفت ما میشود. آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا با وجود تمام تلاشهایتان، لیست کارهای ناتمام شما هر روز طولانیتر میشود و اهدافتان به تعویق میافتند؟ این کتاب به شما نشان میدهد که چرا این اتفاق میافتد و چگونه میتوانید برای همیشه جلوی آن را بگیرید. مشکل اصلی تلاش شما نیست، بلکه طرز فکر شما نسبت به این «بایدها» است.
اگر واقعاً میخواهید به اهدافتان برسید، باید با پذیرش این حقیقت تلخ شروع کنید که این کلمات فقط توهم موفقیت را ایجاد میکنند. آنها به ما حس کاذب کنترل میدهند، در حالی که در واقعیت، ما را در چرخهای بیپایان از ناامیدی و رکود گرفتار میکنند. این «بایدها» مانند وعدههای دروغینی هستند که به راحتی ذهن ما را فریب میدهند. ما هر شب به امید اینکه فردا متفاوت باشد، به خواب میرویم، اما صبح با همان لیست ناتمام از خواب بیدار میشویم. این داستان بسیاری از مردم است و ممکن است داستان شما نیز باشد.
اگر از خودتان بپرسید چرا این اتفاق میافتد، پاسخ در یک کلمه نهفته است: مقاومت. مقاومت نیروی پنهان و قدرتمندی است که در برابر هر اقدام مثبتی که قصد انجام آن را داریم، میایستد. این مقاومت، بهانههایی مانند «الان وقت ندارم»، «خیلی خستهام» و «فردا انجامش میدهم» را در ذهن ما میپروراند. این بهانهها ابزاری هستند که «بایدها» برای بقا از آنها استفاده میکنند. وقتی یک کار برای ما فقط یک «باید» باشد، ذهن ما به راحتی راه فراری برای آن پیدا میکند و ما را به سمت سادهترین مسیر هدایت میکند.
اما زندگی افراد موفق و بزرگ از این قاعده پیروی نمیکند. آنها از همان ابتدا فهمیدهاند که برای هیچ هدف بزرگی نمیتوانند به «بایدها» تکیه کنند. برای آنها، هدف به یک اجبار درونی تبدیل شده است، یک خط قرمز که عبور از آن غیرممکن است. این تفاوت اساسی بین یک آرزوی خام و یک تعهد واقعی است. «بایدها» فقط یک آرزو هستند و همیشه راه فراری برای آنها وجود دارد، اما «بایدها» راه فراری ندارند. آنها مانند نفس کشیدن هستند و بخشی از وجود شما میشوند.
یک «باید» نیروی بسیار قدرتمندی است، زیرا شما را از چنگال بهانهها آزاد میکند و به شما قدرت میدهد تا حتی در روزهایی که احساس خوبی ندارید، به کار خود ادامه دهید. در واقع، افراد موفق به دلیل یک «باید» دست به اقدام میزنند، نه یک «باید». برای آنها، انجام یک کار یک انتخاب نیست، بلکه یک اجبار درونی است. برای یک قهرمان المپیک، تمرین کردن یک «باید» نیست، بلکه یک «باید» است که هویت آنها را شکل میدهد.
تصور کنید که ذهن شما مانند یک کامپیوتر برنامهریزی شده است. وقتی یک «باید» را وارد آن میکنید، در واقع یک دستور مشروط میدهید: «اگر شرایط خوب است، این کار را انجام بده.» اما وقتی یک «باید» را وارد میکنید، در واقع یک دستور مطلق میدهید: «این کار باید انجام شود، بدون هیچ شرطی.» تنها با چنین تغییری در برنامهریزی ذهنی میتوانید از چرخههای تکراری شکست رهایی یابید. این تغییر اولین قدم برای ورود به زندگیای است که در آن اهداف شما دیگر آرزو نیستند، بلکه به واقعیت تبدیل میشوند.
در این فصل، به شما کمک میکنم عمیقترین «بایدها»ی خود را شناسایی کنید، همانهایی که سالها شما را راکد نگه داشتهاند. شاید این «بایدها» مربوط به شغل، روابط یا سلامتی شما باشند.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...