-
اکثر دروس «جیت کان دو»یِ من («جو هیامز»«Joe Hyams») با استاد «بروس لی» به اتفاق «استرلینگ سیلفانت»، که یکی از ... ادامه مطلب...
-
دوست عزیز: مثل این که داریم جداً با یکدیگر همگام میشویم. این یک حقیقت است. خواسته ی من این است که شما را با خود همراه سازم. باید با کمال میل و علاقه شما نیز آماده باشید. حال که چند قدمی با هم راه پیموده ایم بیایید این آشنایی را بیشتر و نزدیك تر سازیم من به کار خود علاقه دارم. میخواهم شما نیز به کار من علاقه پیدا کنید و مرا تنها نگذارید. حقیقت این که پنجاه سال عمر و تجربیات خود را در دسترس شما میگذارم. امانتدار خوبی باشید و با روشی که از سیزده سالگی انتخاب نموده ام، پنجاه سال از آن پیروی کرده و تمرین نموده ام. پنجاه سال تجربه اندوخته ام، در اختیار شما میگذارم. خوب حالا به گفتار خود ادامه میدهم. درس چهارم تلقین به نفس (قسمت دوم) در جزوه ی سوم اصولی را یاد گرفتیم و با تلقین به نفس آشنایی پیدا کردیم. حال به آموزش خود ادامه میدهیم. هرچیزی را که طالب باشیم اگر وجود نداشته باشد و در دسترس قرار نگیرد، اجباراً از مشابه آن استفاده خواهیم کرد. این مشابه را که به اجبار قبول میکنیم خودمان انتخاب نکرده ایم بلکه دیگری با آشنایی قبلی که از آن دارد به ما معرفی می کند. در نتیجه ی تلقین ایشان، در ما ایجاد القاء کرده و آن را قبول میکنیم. در تلقین به طور کلی آماده کردن طرف یا معمول برای قبول کردن آن زمینه ی تلقین پذیری را باید در نظر گرفت. پس یکی از اساسی ترین شرط در عمل تلقین، زمینه پذیرش آن است که به نام تلقین پذیری می شناسیم. پذیرش تلقین، آماده کردن طرف (معمول) برای پذیرش در این دانش خود یك هنر است. این هنر را باید آموخت و با مهارت آن را به کار گرفت. برای خواب کردن اصولی را میشناسیم که یك یك به آنها اشاره می کنم. برای تلقین، کسی را روی صندلی راحت مینشانم و به او میگویم (بخواب… در تمام اعضای بدنتان آرامش احساس میکنید، بخواب بخواب. همچنین برای وصول به نتیجه به تلقینات خود اضافه میکنیم: کاملاً راحت هستید. احساس آرامش میکنید. بخوابید، راحت بخوابید. آیا با این گفتار و با این تلقین میتوان به طور ساده یکی را بخواب برد. شاید از صد نفر بتوان دو نفر را خواب کرد. با این کیفیت از کار خودمان نتیجه مثبتی نخواهیم گرفت. لازم است از طریقه ی دیگری استفاده کنیم. برای هیپنوتیزم شخصی را روی صندلی مینشانیم به او میگوییم: به این نقطه نگاه کنید. راحت هستید. در این موقع چراغی را که نورش بی اندازه زیاد است یا طبلی که صدای آن بی نهایت بلند است روشن میکنیم یا به صدا در میآوریم. شخص معمول در این وضع چه حالتی پیدا خواهد کرد؟ آیا به ما نخواهند گفت که ممکن است این عمل، ایجاد ناراحتی هایی در معمول بکند. ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید. خرید اشتراک ویژه ادامه مطلب...
-
روزی استاد «ذن» برای گردش و قدمزدن همراه یکی از شاگردانش بیرون رفت، روباهی را دید که در تعقیب خرگوشی ... ادامه مطلب...
-
آرایشگر فقیری خیلی شاد بود، چون چیزی نداشت که نگرانش باشد. او آرایشگر دربار بود، و هر روز برای خدمت ... ادامه مطلب...
-
«چوانگ تزو» یکی از مریدان «لائو»، سالها در شهری زندگی میکرد. اما روزی ناگهان به مریدانش گفت که باید آنجا ... ادامه مطلب...
-
یکی از معلمان «اوکیناوا» که گاهگاهی نزد وی درس میآموختم ، استاد «ماتسو مورا» بود. در مورد ایشان داستان معروفی ... ادامه مطلب...
-
روزی از روزها، یک سامورایی به نزد استاد افسانهای «میا موتو موساشی» رفت، و از او درخواست کرد که راه ... ادامه مطلب...
-
در روزگاران قدیم، پادشاهی در کشور چین زندگی میکرد که مایل بود یک خروس جنگی بیمانند داشته باشد. او استادی ... ادامه مطلب...
-
یک سامورایی در خانهای زندگی میکرد که یک موش عرصۀ زندگی را بر او تنگ کرده بود. او بههیچ صورتی ... ادامه مطلب...
-
شخصی به نزد حضرت امام جعفر صادق آمد و گفت: «خدا را به من نشان بده.» حضرت امام جعفر صادق ... ادامه مطلب...
-
روزی از روزها، یکی از شاگردان «ذن» از استاد «ها کویین» سئوال کرد: «چگونه میشود از جزء به کل رسید ... ادامه مطلب...
-
در زمانهای قدیم، در کشور چین، بعدازظهر یکروز، مادری که سرشار از عشق به پسرش بود، به آرامی مشغول پشمریسی ... ادامه مطلب...
طریقت جامع | هنرهای رزمی و متافیزیک جامع