درس نهمدرجات خواب
امروز درسها، از خصوصیات خواب و حالت و درجات آن می باشد. با توجه به جلسات گذشته و تمریناتی که در آن انجام گرفته، لازم می آید که در این خصوص صحبت بیشتری شود.
خلاصه درسهای گذشته اینکه، از نظر آموزش آنچه لازمه ی عمل و تمرین بود گفته شد. اکنون میدانیم که:
برنامهی روزانه یعنی چه؟ فواید آن در یادگیری دانش مانیهتیزم چگونه است؟ به همین جهت از ابتدای کار با برنامهی روزانه شروع کردیم تا موفقیت خود را کاملاً درك نمائیم.
اراده و تقویت آن چگونه بوده؟ با این وسیله توانستیم بین هیپنوتیزم و مانیهتیزم فرقی قائل شویم و حقایقی را دریابیم و بدانها عمل کنیم.
تلقین و تلقین به نفس، نقش آن را کاملاً میدانیم و به قوانین آن عمل کرده و میدانیم که چگونه باید تلقین را انجام دهیم و از کار خود نتیجه بگیریم.
همچنین تنفس عمیق در هوای آزاد برای چیست؟ آن كسی که به طرف هیپنوتیزم کشیده میشود، علت آن چیست؟ شاید بتوانم در این جلسه این موضوع را مشروحاً شرح دهم.
حرکات دست، مخصوص عاملین (اساتید) مغناطیس شخصی است. هبپنوتیزورها از این حرکات از نظر تلقینی استفاده میکنند. وقتی مانیهتیزور بتواند خود را با مداومت تمرینات نیرومند سازد. این حرکات در ایشان به اشارات و یا حرکات کوچك تبدیل میشود. البته این موضوع بستگی دارد به تجربیات مانیهتیزور که میتواند در خود تمرکز فكری عمیق و سنگین ایجاد نماید.
ورزش و تمرینات آن، به طوری که ملاحظه شد هم یك مسئلهی اساسی است که نباید مانیهتیزور آن را ترك کند.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
علی مصری
چرا هرگز به اهدافتان نمیرسید؟ | راز تبدیل شدن به یک فرد شکستناپذیر
مقدمه:در دنیایی پر از فهرست «بایدها» و اهداف محقق نشده، آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا با وجود تمام تلاشهایتان، هنوز در همان نقطه شروع ایستادهاید؟ این کتاب پاسخی جسورانه به این سوال ارائه میدهد و به شما نشان میدهد که مشکل تلاش شما نیست، بلکه طرز فکر شماست. «از باید تا باید» نقشه راهی برای زندگی است که در آن آرزوها به تعهداتی ناگسستنی تبدیل میشوند. اگر آمادهاید تا از چرخه بیپایان بهانهها رها شوید و به زندگی قدرتمندی قدم بگذارید، سفر شما از اینجا آغاز میشود.
فصل اول: چرا «بایدها» شکست میخورند؟شاید بزرگترین دروغی که هر روز به خودمان میگوییم از یک کلمه ساده و پنج حرفی ساخته شده باشد: باید . باید ورزش کنم، باید بیشتر درس بخوانم، باید برای آیندهام پول پسانداز کنم. این کلمات به نظر نقشه خوبی برای یک زندگی بهتر میآیند، اما اگر دقیقتر نگاه کنید، متوجه خواهید شد که چیزی پشت آنها پنهان شده و مانع از پیشرفت ما میشود. آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا با وجود تمام تلاشهایتان، لیست کارهای ناتمام شما هر روز طولانیتر میشود و اهدافتان به تعویق میافتند؟ این کتاب به شما نشان میدهد که چرا این اتفاق میافتد و چگونه میتوانید برای همیشه جلوی آن را بگیرید. مشکل اصلی تلاش شما نیست، بلکه طرز فکر شما نسبت به این «بایدها» است.
اگر واقعاً میخواهید به اهدافتان برسید، باید با پذیرش این حقیقت تلخ شروع کنید که این کلمات فقط توهم موفقیت را ایجاد میکنند. آنها به ما حس کاذب کنترل میدهند، در حالی که در واقعیت، ما را در چرخهای بیپایان از ناامیدی و رکود گرفتار میکنند. این «بایدها» مانند وعدههای دروغینی هستند که به راحتی ذهن ما را فریب میدهند. ما هر شب به امید اینکه فردا متفاوت باشد، به خواب میرویم، اما صبح با همان لیست ناتمام از خواب بیدار میشویم. این داستان بسیاری از مردم است و ممکن است داستان شما نیز باشد.
اگر از خودتان بپرسید چرا این اتفاق میافتد، پاسخ در یک کلمه نهفته است: مقاومت. مقاومت نیروی پنهان و قدرتمندی است که در برابر هر اقدام مثبتی که قصد انجام آن را داریم، میایستد. این مقاومت، بهانههایی مانند «الان وقت ندارم»، «خیلی خستهام» و «فردا انجامش میدهم» را در ذهن ما میپروراند. این بهانهها ابزاری هستند که «بایدها» برای بقا از آنها استفاده میکنند. وقتی یک کار برای ما فقط یک «باید» باشد، ذهن ما به راحتی راه فراری برای آن پیدا میکند و ما را به سمت سادهترین مسیر هدایت میکند.
اما زندگی افراد موفق و بزرگ از این قاعده پیروی نمیکند. آنها از همان ابتدا فهمیدهاند که برای هیچ هدف بزرگی نمیتوانند به «بایدها» تکیه کنند. برای آنها، هدف به یک اجبار درونی تبدیل شده است، یک خط قرمز که عبور از آن غیرممکن است. این تفاوت اساسی بین یک آرزوی خام و یک تعهد واقعی است. «بایدها» فقط یک آرزو هستند و همیشه راه فراری برای آنها وجود دارد، اما «بایدها» راه فراری ندارند. آنها مانند نفس کشیدن هستند و بخشی از وجود شما میشوند.
یک «باید» نیروی بسیار قدرتمندی است، زیرا شما را از چنگال بهانهها آزاد میکند و به شما قدرت میدهد تا حتی در روزهایی که احساس خوبی ندارید، به کار خود ادامه دهید. در واقع، افراد موفق به دلیل یک «باید» دست به اقدام میزنند، نه یک «باید». برای آنها، انجام یک کار یک انتخاب نیست، بلکه یک اجبار درونی است. برای یک قهرمان المپیک، تمرین کردن یک «باید» نیست، بلکه یک «باید» است که هویت آنها را شکل میدهد.
تصور کنید که ذهن شما مانند یک کامپیوتر برنامهریزی شده است. وقتی یک «باید» را وارد آن میکنید، در واقع یک دستور مشروط میدهید: «اگر شرایط خوب است، این کار را انجام بده.» اما وقتی یک «باید» را وارد میکنید، در واقع یک دستور مطلق میدهید: «این کار باید انجام شود، بدون هیچ شرطی.» تنها با چنین تغییری در برنامهریزی ذهنی میتوانید از چرخههای تکراری شکست رهایی یابید. این تغییر اولین قدم برای ورود به زندگیای است که در آن اهداف شما دیگر آرزو نیستند، بلکه به واقعیت تبدیل میشوند.
در این فصل، به شما کمک میکنم عمیقترین «بایدها»ی خود را شناسایی کنید، همانهایی که سالها شما را راکد نگه داشتهاند. شاید این «بایدها» مربوط به شغل، روابط یا سلامتی شما باشند.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...
علی مصری
چشم سوم چیست و چه کاربردهایی دارد؟
مقدمه
چشم سوم و چاکرای ششم
چشم سوم همان بخش پیشین چاکرای ششم است. ششمین چاكرا، چاکرای چشم سوم، با شهود و بینش فیزیکی در ارتباط است. این چاکرا به انرژی هایی مانند دیدن بی پرده، شهود، نور و روان مرتبط است. از طریق این چاکراست که در راه نیل به رهنمودهای درونی، با وجود برتر خود سازگار می شویم.
هنگامی که این چاکرا در حال تعادل باشد، خود را از نظر ذهنی در اوج حس می کنیم. تصوراتمان بلند پروازانه می شوند. نیروی ذاتی استدلال و تعقل در ما متعادل گشته و فعال می شود. می توانیم آینده را به شکلی مثبت و واقع گرایانه تصور و مشاهده کنیم. این چاکرا باعث می شود دیدی ورای دنیای مادی پیدا کنیم و به همین دلیل، ممکن است توانایی های روحی و تله پاتی مان افزایش یابد. چشم سوم چیست؟
چشم سوم یکی از هفت چاکرای اصلی در بدن است، یعنی چاکرای ششم. از چشم سر برای دید عادی استفاده می شود و از چشم سوم برای بیداری معنوی و ارتباط با کائنات استفاده می شود. رنگ این چاکرا، نیلی رنگ می باشد و در فاصله بین دو ابرو و کمی بالاتر قرار دارد. در حین انجام مراقبه نیز از این چاکرای چشم سوم برای تمرکز استفاده می شود.
همچنین برای تصویرسازی و تجسم اهداف نیز چشم سوم مورد استفاده قرار می گیرد. چشم سوم مركز اتصال سه کانال انرژی «آیدا، پینگالا، سوشومنا» میباشد که با ادغام انرژی کیهانی و قمری و خورشیدی در فرد بیداری روحی ایجاد می کند و در هنگام بیداری این فرد، قدرت روشن بینی، روشن شنوی، تله پاتی و پیشگویی پدیدار می گردد.
چاکرای ششم یا چشم سوم را به نام های آجنا چاکرا، چاکرای پیشانی، چاکرای نور، چاکرای بصیرت، چشم دل، چشم درون، دیده دریا و غیره می نامند. چشم سوم در کالبد اثیری ما قرار دارد و نسبت به کالبد فیزیکی لطیف تر و رقیق تر می باشد. چشم سوم وجود خارجی دارد، اما فیزیکی و مادی نیست؛ بلکه متافیزیکی و اثیری میباشد، پس نمی توان گفت چون کیفیت فیزیکی ندارد، پس وجود هم ندارد.
چاکرای چشم سوم، مرکز فرماندهی بر دیگر چاکراها و مسئول نظارت بر ذهن است. این چاکرا پل ارتباطی بین بعد فیزیکی و متافیزیکی انسان است. شناخت چشم سوم از دیرباز در میان اقوام مرسوم بوده است، و در برخی از مذاهب مثل هندوها، جزیی از آیین مذهبی شان به شمار می رود که روزانه حداقل یک بار پودری نیلی رنگ را به صورت نقطه ای برای فعال سازی و تحریک چشم سوم در این قسمت می گذاشتند. مسلمانان نیز در هر شبانه روز ۱۷ رکعت نماز بجا می آورند و در هر ركعت دو بار پیشانی را به سجده می گذارند و چشم سوم را تحریک و فعال می کنند. در اسلام، خواندن نماز، معراج مؤمن و سجده یعنی عروج به عالم معنا می باشد. پس مطمئنا فعال سازی این چاکرا بسیار ارزشمند و مهم بوده است و خداوندی که همه انسانها را دوست دارد، این اعمال عبادی را توصیه کرده است تا به این وسیله انسان تعالی یابد و به بصیرت و آگاهی معنوی دست پیدا کند.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...