روزی دو نفر راهب، به نامهای «تَن زَن»(Tan zan) و «اِدیکو»(Edi ko)، در جادهای پُر از گِل و لای، سفر میکردند. باران بهشدت میبارید. در خم و پیچ جاده، به دختری زیبا رسیدند، که لباس ابریشمی ژاپنی (کیمونو) بر تن داشت، و نمیتوانست از عرض جادۀ گلآلود عبور کند.
«تن زن» دخترک را بغل کرد، و آنطرف جاده، روی زمین هموار گذاشت. دخترک از او تشکر کرد، و به راهش ادامه داد.
«ادیکو» از اینکارِ دوستش ناراحت شده، و در راه با او حرف نزد. بعد از طیکردن مسافتی طولانی، به دیری (محل عبادت راهبان) رسیدند که استراحت کنند. «ادیکو» بُغضش ترکید و به «تن زن» گفت: ما راهبان، به جنس مؤنث (خانمها) نزدیک نمیشویم، بخصوص به دختران جوان و زیبا. زیرا، برای نَفْسِ ما خطرناک است. چرا! امروز تو چنین کاری کردی؟
«تن زن» جواب داد: من آن دختر را همانجا رها کردم. ولی تو، هنوز او را با خود حمل میکنی!
مهم: تعصب بدترین دشمن برای سیر و سلوک در راه خودشناسی و خداشناسی، میباشد. در واقع، انسان از طریق تعصبات بیمورد بیشترین ضربه را میخورد. این موضوع خیلی مهم را، تمامی بزرگان به ما گوشزد کرده و میکنند. انسان متعصب، باعث باعث عذابدادن خود و دیگران میشود. اگر به خطرات تعصب توجه شد، آنوقت مشخص میشود که، بیماریهایی مثل: سرطان و ایدز، برای جامعۀ بشری، بیخطرتر از تعصب میباشد. زیرا، بیماری تنها شخص را تهدید میکند، و احتمال مداوای آنها میباشد. اما تعصب، نهتنها شخص را، بلکه جامعه را به نابودی و فلاکت میکشاند، و احتمال مداوای آن هم خیلی کم است. زیرا تعصب ریشه در جهل و نادانی و غرور و حسادت دارد، و مداوا کردن افراد متعصب، قدرتی در حد معجزه میخواهد؛ و اگر شخصی از تعصب نجات پیدا کند، مثل این است که در جهان آفرینش معجزهای خارقالعاده صورت گرفته است.
استاد حکیم میفرماید:
«کسیکه نتواند دیگران را ببخشد، آرامش درونی نخواهد داشت، و مورد رحمت و بخششِ خداوند، قرار نخواهد گرفت. اگر کسی تمامی کارهایش خدایی باشد، خداوند هم، گرهگشایِ درهایِ بستهاش خواهد بود؛ انشاءالله.»
استاد محمدرضا یحیایی
بخشی از کتاب داستان های ذن جامع
طریقت جامع | استاد محمدرضا یحیایی | طریقت هنرهای رزمی و متافیزیک جامع







