-
روزی از روزها، یک سامورایی به نزد استاد افسانهای «میا موتو موساشی» رفت، و از او درخواست کرد که راه ... ادامه مطلب...
-
در روزگاران قدیم، پادشاهی در کشور چین زندگی میکرد که مایل بود یک خروس جنگی بیمانند داشته باشد. او استادی ... ادامه مطلب...
-
یک سامورایی در خانهای زندگی میکرد که یک موش عرصۀ زندگی را بر او تنگ کرده بود. او بههیچ صورتی ... ادامه مطلب...
-
شخصی به نزد حضرت امام جعفر صادق آمد و گفت: «خدا را به من نشان بده.» حضرت امام جعفر صادق ... ادامه مطلب...
-
روزی از روزها، یکی از شاگردان «ذن» از استاد «ها کویین» سئوال کرد: «چگونه میشود از جزء به کل رسید ... ادامه مطلب...
-
در زمانهای قدیم، در کشور چین، بعدازظهر یکروز، مادری که سرشار از عشق به پسرش بود، به آرامی مشغول پشمریسی ... ادامه مطلب...
-
به نام حضرت دوست، که هرچه هست و نیست، همه از آن اوست» نهج الجامع (سخنان حکمت آموز جامع) ۱- ... ادامه مطلب...
-
یک فرمانده جنگآور معروف ژاپنی به نام «نوبو ناگه»(Nobu naga) با اینکه تعداد سربازانش به یکدهم نفرات دشمن هم نمیرسید، ... ادامه مطلب...
-
سربازی به نام «نوبوشیج»(No bu shige) نزد استاد ذن «هاکوئین»(Ha kuin) آمد و پرسید: آیا وجود بهشت و جهنم حقیقت ... ادامه مطلب...
-
شاگردی از مکتب «تِندای»(Ten dai) که از مکاتب فلسفی بودیسم است، به اقامتگاه استاد ذن، «گاسان»(Ga san) آمد، تا نزد ... ادامه مطلب...
-
یک شب که استاد ذن «شیچیری کوجون»(Shi chi ri Ko jun) آيات مقدّس میخواند، دزدی شمشیر بهدست، به کلبهاش وارد ... ادامه مطلب...
-
رهروان ذن، عهد میبندند که، تا حد کشته شدن بهدست استاد، از آموختن دست برندارند. رسم بر این است که ... ادامه مطلب...


