مقدمه: اگر از تلاش مداوم برای«خوب بودن» خسته شدهاید ، این کتاب برای شماست. در دنیای امروز، خوب بودن فقط شما را در میانه میدان نگه میدارد؛ برای پیشرفت و درخشش، باید فراتر بروید. این کتاب یک راهنمای عملی و الهامبخش است که شما را از دام «خوب بودن» رها میکند و به سمت دروازههای «عظمت» هدایت میکند. با روایتی صمیمی و داستانهای واقعی، در این سفر به شما کمک میکنم تا با خود درونی خود آشتی کنید و قدرت پنهان خود را برای ساختن زندگیای که واقعاً آرزویش را دارید، کشف کنید. آمادهاید که از همین امروز یک قدم جلوتر بروید؟فصل اول: با این همه تلاش، چرا هنوز به آنچه میخواهم نمیرسم؟گاهی اوقات زندگی مثل یک بازی به نظر میرسد که قوانین آن ناگهان تغییر کردهاند و هیچکس به ما نگفته است. ما با تمام وجود تلاش میکنیم، همان کارهایی را انجام میدهیم که والدینمان انجام میدادند، اما به نتایج دلخواه نمیرسیم. انگار چیزی اشتباه است. این احساس شکست و سردرگمی در نسل ما گسترده است، نسلی که به او آموخته شده بود که سختکوشی همیشه نتیجه میدهد. اما امروز میبینیم که سختکوشی به تنهایی کافی نیست. این درک دردناک آغاز سفر ماست: پذیرش اینکه دنیا دیگر آن چیزی نیست که بود و تلاش «خوب» دیگر پاداش «خوب» به همراه ندارد. در واقع، خوب بودن امروز فقط ما را در یک حلقه بیپایان از نتایج متوسط نگه میدارد، که ممکن است برای بقا کافی باشد اما برای رشد و درخشش کافی نیست.همه ما با این احساس آشنا هستیم. یک دانشجوی پزشکی را در نظر بگیرید که ساعتها درس میخواند و در نهایت با معدل خوب فارغالتحصیل میشود. در گذشته، معدل خوب، شغل مناسبی را تضمین میکرد. اما امروزه، تعداد پزشکان خوب از همیشه بیشتر است و برای رسیدن به بهترین موقعیتها، خوب بودن دیگر کافی نیست؛ باید عالی باشید. باید فراتر از دیگران بروید و کاری انجام دهید که شما را متمایز کند. این اصل نه تنها در دنیای حرفهای، بلکه در تمام جنبههای زندگی صدق میکند: ازدواج، روابط خانوادگی، حتی سرگرمیها و ورزش. رقابت در همه جا وجود دارد و استانداردها به طرز باورنکردنی افزایش یافتهاند. این تغییرات ما را به سمت بحران هویت شخصی سوق میدهد، جایی که ارزشهای قدیمی دیگر مؤثر نیستند و ما مجبور میشویم خودمان قوانین جدید را کشف کنیم.حتی در دنیای هنر و خلاقیت، این قانون صادق است. نمونههای زیادی وجود دارد، از نقاشانی که آثارشان زمانی خارقالعاده به نظر میرسید اما اکنون در موزهها خاک میخورد تا خوانندگانی که صدای خوبی داشتند اما هرگز به شهرت جهانی نرسیدند. چرا؟ چون در دنیای امروز، خوب بودن در یک زمینه به تنهایی کافی نیست. شما باید یک هنرمند کامل باشید: کسی که علاوه بر استعداد، در رسانههای اجتماعی فعال باشد، ارتباطات عمیقی با مخاطبان خود برقرار کند و داستانی جذاب برای گفتن داشته باشد. همه اینها نشان میدهد که برای درخشیدن، باید فراتر از مهارت صرف بروید؛ باید یک کلمه کلیدی جدید برای موفقیت پیدا کنید و آن کلمه چیزی جز «عالی» نیست.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
علی مصری
چرا هرگز به اهدافتان نمیرسید؟ | راز تبدیل شدن به یک فرد شکستناپذیر
مقدمه:در دنیایی پر از فهرست «بایدها» و اهداف محقق نشده، آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا با وجود تمام تلاشهایتان، هنوز در همان نقطه شروع ایستادهاید؟ این کتاب پاسخی جسورانه به این سوال ارائه میدهد و به شما نشان میدهد که مشکل تلاش شما نیست، بلکه طرز فکر شماست. «از باید تا باید» نقشه راهی برای زندگی است که در آن آرزوها به تعهداتی ناگسستنی تبدیل میشوند. اگر آمادهاید تا از چرخه بیپایان بهانهها رها شوید و به زندگی قدرتمندی قدم بگذارید، سفر شما از اینجا آغاز میشود.
فصل اول: چرا «بایدها» شکست میخورند؟شاید بزرگترین دروغی که هر روز به خودمان میگوییم از یک کلمه ساده و پنج حرفی ساخته شده باشد: باید . باید ورزش کنم، باید بیشتر درس بخوانم، باید برای آیندهام پول پسانداز کنم. این کلمات به نظر نقشه خوبی برای یک زندگی بهتر میآیند، اما اگر دقیقتر نگاه کنید، متوجه خواهید شد که چیزی پشت آنها پنهان شده و مانع از پیشرفت ما میشود. آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا با وجود تمام تلاشهایتان، لیست کارهای ناتمام شما هر روز طولانیتر میشود و اهدافتان به تعویق میافتند؟ این کتاب به شما نشان میدهد که چرا این اتفاق میافتد و چگونه میتوانید برای همیشه جلوی آن را بگیرید. مشکل اصلی تلاش شما نیست، بلکه طرز فکر شما نسبت به این «بایدها» است.
اگر واقعاً میخواهید به اهدافتان برسید، باید با پذیرش این حقیقت تلخ شروع کنید که این کلمات فقط توهم موفقیت را ایجاد میکنند. آنها به ما حس کاذب کنترل میدهند، در حالی که در واقعیت، ما را در چرخهای بیپایان از ناامیدی و رکود گرفتار میکنند. این «بایدها» مانند وعدههای دروغینی هستند که به راحتی ذهن ما را فریب میدهند. ما هر شب به امید اینکه فردا متفاوت باشد، به خواب میرویم، اما صبح با همان لیست ناتمام از خواب بیدار میشویم. این داستان بسیاری از مردم است و ممکن است داستان شما نیز باشد.
اگر از خودتان بپرسید چرا این اتفاق میافتد، پاسخ در یک کلمه نهفته است: مقاومت. مقاومت نیروی پنهان و قدرتمندی است که در برابر هر اقدام مثبتی که قصد انجام آن را داریم، میایستد. این مقاومت، بهانههایی مانند «الان وقت ندارم»، «خیلی خستهام» و «فردا انجامش میدهم» را در ذهن ما میپروراند. این بهانهها ابزاری هستند که «بایدها» برای بقا از آنها استفاده میکنند. وقتی یک کار برای ما فقط یک «باید» باشد، ذهن ما به راحتی راه فراری برای آن پیدا میکند و ما را به سمت سادهترین مسیر هدایت میکند.
اما زندگی افراد موفق و بزرگ از این قاعده پیروی نمیکند. آنها از همان ابتدا فهمیدهاند که برای هیچ هدف بزرگی نمیتوانند به «بایدها» تکیه کنند. برای آنها، هدف به یک اجبار درونی تبدیل شده است، یک خط قرمز که عبور از آن غیرممکن است. این تفاوت اساسی بین یک آرزوی خام و یک تعهد واقعی است. «بایدها» فقط یک آرزو هستند و همیشه راه فراری برای آنها وجود دارد، اما «بایدها» راه فراری ندارند. آنها مانند نفس کشیدن هستند و بخشی از وجود شما میشوند.
یک «باید» نیروی بسیار قدرتمندی است، زیرا شما را از چنگال بهانهها آزاد میکند و به شما قدرت میدهد تا حتی در روزهایی که احساس خوبی ندارید، به کار خود ادامه دهید. در واقع، افراد موفق به دلیل یک «باید» دست به اقدام میزنند، نه یک «باید». برای آنها، انجام یک کار یک انتخاب نیست، بلکه یک اجبار درونی است. برای یک قهرمان المپیک، تمرین کردن یک «باید» نیست، بلکه یک «باید» است که هویت آنها را شکل میدهد.
تصور کنید که ذهن شما مانند یک کامپیوتر برنامهریزی شده است. وقتی یک «باید» را وارد آن میکنید، در واقع یک دستور مشروط میدهید: «اگر شرایط خوب است، این کار را انجام بده.» اما وقتی یک «باید» را وارد میکنید، در واقع یک دستور مطلق میدهید: «این کار باید انجام شود، بدون هیچ شرطی.» تنها با چنین تغییری در برنامهریزی ذهنی میتوانید از چرخههای تکراری شکست رهایی یابید. این تغییر اولین قدم برای ورود به زندگیای است که در آن اهداف شما دیگر آرزو نیستند، بلکه به واقعیت تبدیل میشوند.
در این فصل، به شما کمک میکنم عمیقترین «بایدها»ی خود را شناسایی کنید، همانهایی که سالها شما را راکد نگه داشتهاند. شاید این «بایدها» مربوط به شغل، روابط یا سلامتی شما باشند.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...
علی مصری
دوست عزیز:
هم اکنون مراحلی را پشت سر گذاشته و کاملاً میدانید که مانیهتیزم چیست؟ چگونه میتوانید شخصی را هیپنوتیزم نمایید. در درس گذشته برای این که از نظر پیشرفت یادگیری موانعی را احساس نکنید کوتاه سخنی راجع به بیدار کردن معمول، مسایلی را مطرح کردیم. حال میخواهیم طریقهی انتخاب سوژه های حساس را شرح دهیم. این هم موضوعی بس مهم است. باید در نظر داشته باشید که تجربیات شما در این امر نقشی دارد. کمکم خواهید توانست با انجام تمرینات و اندوختن تجربیات در انتخاب سوژه نیز اشتباه نکرده و یك مانیهتیزور موفق باشید.
انتخاب کردن یك معمول (سوژه) حساس در ابتدای کار، سازنده آینده مانیهتیزور است. زیرا در صورت درست انتخاب کردن، یك عامل (هیپنوتیزم کننده یا مانیه تیزم کننده) خواهد توانست در آینده قدرت خود را نشان دهد. در صورت موفق نشدن در ابتدای کار احساس شکست خواهد نمود. همین ممکن است سبب شود که دست از کار برکشد و از آموختن این دانش منصرف شود. شما که این چنین نیستید. چون راهی را که نشان میدهم راهی است شناخته شده. پایان آن از هم اکنون پیدا و نمایان است. امیدوارم شما هم موفقیتتان را چون دیگر آموزندگان اطلاع خواهید داد و پس هم اکنون راحع به انتخاب سوژه با هم صحبت میکنیم.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...
علی مصری
دوست عزیز:
هم اکنون بخش پنجم را برای مطالعه و ادامه ی تمرینات در دست دارید. آیا احساس نمی کنید که نسبت به روز اول که بخش اول را مطالعه کردید، فرق کرده اید یا نه؟
البته اگر نسبت به تمرینات و تنظیم برنامه روزانه اقدام نکرده اید، شاید بیاندازه نادم و پشیمان هستید. ولی باز هم یادآور میشویم هنوز دیر نشده از همین امروز اقدام نمایید. چنانچه از روز اول اقدام به تمرینات کرده و درست و صحیح برنامه ی روزانه را به مرحله اجرا گذارده اید کاملاً در خود احساس می کنید که:
اراده ی شما قوی شده است.
به زندگی خوش بین شده اید.
روحیه ای قوی دارید.
باز هم احساس میکنید که از هر لحاظی نیرومند شده اید، از ادامه ی زندگی و وقایع اتفاقی در آن ترسی ندارید چون اراده ی قوی دارید. میخواهید به تمرینات خود ادامه دهید، پس به اصل موضوع می پردازیم.
درس پنجم
تقویت اراده
درست است که در بخش ها قبل، دو قسمت علمی و عملی را مشخص کرده ایم ولی در حقیقت قسمت علمی درسها به طور کلی عملی هم میباشد، گام به گام پیش میرویم آنچه میخوانیم آن را یاد میگیریم تا اینجا متوجه شده ایم:
1- باید برنامه ی روزانه داشته باشیم.
2- باید ورزش بکنیم و مرتب برنامه ی تلقین به نفس و تنفس عمیق داشته و اندام ورزیده ای داشته باشیم.
3- در همه ی کارهای خود اراده را دخالت دهیم.
4- از چشمهای خود مواظبت به عمل آورده و بهداشت آن را مراعات کنیم.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...
علی مصری
درس نهم
درجات خواب
امروز درسها، از خصوصیات خواب و حالت و درجات آن می باشد. با توجه به جلسات گذشته و تمریناتی که در آن انجام گرفته، لازم می آید که در این خصوص صحبت بیشتری شود.
خلاصه درسهای گذشته اینکه، از نظر آموزش آنچه لازمه ی عمل و تمرین بود گفته شد. اکنون میدانیم که:
برنامهی روزانه یعنی چه؟ فواید آن در یادگیری دانش مانیهتیزم چگونه است؟ به همین جهت از ابتدای کار با برنامهی روزانه شروع کردیم تا موفقیت خود را کاملاً درك نمائیم.
اراده و تقویت آن چگونه بوده؟ با این وسیله توانستیم بین هیپنوتیزم و مانیهتیزم فرقی قائل شویم و حقایقی را دریابیم و بدانها عمل کنیم.
تلقین و تلقین به نفس، نقش آن را کاملاً میدانیم و به قوانین آن عمل کرده و میدانیم که چگونه باید تلقین را انجام دهیم و از کار خود نتیجه بگیریم.
همچنین تنفس عمیق در هوای آزاد برای چیست؟ آن كسی که به طرف هیپنوتیزم کشیده میشود، علت آن چیست؟ شاید بتوانم در این جلسه این موضوع را مشروحاً شرح دهم.
حرکات دست، مخصوص عاملین (اساتید) مغناطیس شخصی است. هبپنوتیزورها از این حرکات از نظر تلقینی استفاده میکنند. وقتی مانیهتیزور بتواند خود را با مداومت تمرینات نیرومند سازد. این حرکات در ایشان به اشارات و یا حرکات کوچك تبدیل میشود. البته این موضوع بستگی دارد به تجربیات مانیهتیزور که میتواند در خود تمرکز فكری عمیق و سنگین ایجاد نماید.
ورزش و تمرینات آن، به طوری که ملاحظه شد هم یك مسئلهی اساسی است که نباید مانیهتیزور آن را ترك کند.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...
علی مصری
دوست عزیز: هم اکنون این آخرین بخشی است که از دانش هیپنوتیزم و مانیه تیزم در دست دارید و میخواهید آن را مطالعه کنید. امیدوارم با انجام و مطالعه دقیق دستورات و تمرینات، موفقیت بزرگی بدست آورید و با ادامه برنامه روزانه آنچه را که آموختهاید تضمین کرده و همچنان در شاهراه خودشناسی و خودسازی قدم بردارید.
درس دوازدهم
آنچه باید بدانیم و بدانها عمل کنیم:
درسهای گذشته که تاکنون ساعتها روی آنها کار شده، نکاتی است که در گفتارها، بدانها اشاره نشده و یا متوجه آنها نبودیم. در موقع عملیات و تمرینات؛
اگر آن شرایط را مراعات کنیم و بخاطر داشته باشیم نتیجه بهتر از کار خود خواهیم گرفت. حتی بعضی اوقات هیپنوتیزورهای مجرب و مانیه تیزورهای با سابقه، به آن نکات توجه نمیکنند، یا فراموش میکنند و یا سهلانگاری مینمایند. از کار خود نیز نتیجه منفی یا ناقص میگیرند. حال به آنها میپردازیم و یک یک این نکات حساس را شرح میدهیم.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...
علی مصری
درس سوم
تلقین به نفس
یکی از ارکان مهم دانش مغناطیس شخصی (مانیه تیزم)، تلقین به نفس است. با خویشتن حرف زدن، خود را انتقاد کردن، در اتاق خلوت نیمه روشن نشستن، به گذشته تفکر کردن، بالاخره خود را محاکمه نمودن، همیشه باید این رکن را در نظر گرفته، همواره با تلقین به نفس همراه باشید.
زندگی سراسر تلقینات ضد و نقیض است. هر روز خبری میشنویم. خوشحال شده یا ناراحتی احساس میکنیم. این اخبار مختلف را یا قبول کرده یا این که رد مینماییم. در جمع آنها زندگی ما تحت تأثیر این قبیل تلقینات و اخبار قرار میگیرد. حال میخواهیم در این مسیر، جانبی را انتخاب نماییم که بتوانیم در برابر این فشارها و شداید این اخبار گوناگون این تلقینات مستقیم و غیرمستقیم که به ما میرسند، خویشتن را حفظ کنیم و راه راست را برای رسیدن به مقصود اصلی، موفقیت و کامیابی برگزینیم. به طور کلی آنچه لازمهی زندگی خوب و بهتر زیستن است فراهم سازیم. این انتخاب مسیر خوب به وسیلهی تلقین به نفس ممکن خواهد بود.
شاید نتوانیم اراده را به طور شایسته تعریف کنیم ولی میتوانیم بگوییم اراده، خواستهی ما است. ما چیزی را میپسندیم و میخواهیم، این خواستن ناشی از ارادهی ما میباشد. ما میخواهیم از خواستههای خود نتایج خوب و مفید برگیریم تا برای زندگی کردن آمادهتر و دلگرمتر شویم، پس برای این منظور ما میخواهیم و ما میتوانیم آنچه خواسته ی ما است به آن کار شروع کرده و به پایان برسانیم. نتیجه ی خوب و مثبت به دست آوریم. چون آن را اراده کرده ایم و به انجام نیز خواهیم رسانید. به کار خود اطمینان داریم و به خویشتن اعتماد میکنیم.
در برنامهی روزانه، خواستن یعنی اراده کردن است. به همین جهت منظم و مرتب به امور روزانه رسیدن و طبق برنامه کوشش نمودن، نیروی اراده را تقویت خواهد کرد. پس از مدتی ادامه و تمرین پی خواهید برد که چقدر از نظر اراده و انجام کارها تغییراتی در شما صورت گرفته است. گفتیم تلقین به نفس رکن دیگر این دانش است. از قدیم گفته اند آنچه که از دل خیزد بر دل نشیند، یکی از اصولی که باید مراعات گردد همین گفتار است.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...
علی مصری
چشم سوم چیست و چه کاربردهایی دارد؟
مقدمه
چشم سوم و چاکرای ششم
چشم سوم همان بخش پیشین چاکرای ششم است. ششمین چاكرا، چاکرای چشم سوم، با شهود و بینش فیزیکی در ارتباط است. این چاکرا به انرژی هایی مانند دیدن بی پرده، شهود، نور و روان مرتبط است. از طریق این چاکراست که در راه نیل به رهنمودهای درونی، با وجود برتر خود سازگار می شویم.
هنگامی که این چاکرا در حال تعادل باشد، خود را از نظر ذهنی در اوج حس می کنیم. تصوراتمان بلند پروازانه می شوند. نیروی ذاتی استدلال و تعقل در ما متعادل گشته و فعال می شود. می توانیم آینده را به شکلی مثبت و واقع گرایانه تصور و مشاهده کنیم. این چاکرا باعث می شود دیدی ورای دنیای مادی پیدا کنیم و به همین دلیل، ممکن است توانایی های روحی و تله پاتی مان افزایش یابد. چشم سوم چیست؟
چشم سوم یکی از هفت چاکرای اصلی در بدن است، یعنی چاکرای ششم. از چشم سر برای دید عادی استفاده می شود و از چشم سوم برای بیداری معنوی و ارتباط با کائنات استفاده می شود. رنگ این چاکرا، نیلی رنگ می باشد و در فاصله بین دو ابرو و کمی بالاتر قرار دارد. در حین انجام مراقبه نیز از این چاکرای چشم سوم برای تمرکز استفاده می شود.
همچنین برای تصویرسازی و تجسم اهداف نیز چشم سوم مورد استفاده قرار می گیرد. چشم سوم مركز اتصال سه کانال انرژی «آیدا، پینگالا، سوشومنا» میباشد که با ادغام انرژی کیهانی و قمری و خورشیدی در فرد بیداری روحی ایجاد می کند و در هنگام بیداری این فرد، قدرت روشن بینی، روشن شنوی، تله پاتی و پیشگویی پدیدار می گردد.
چاکرای ششم یا چشم سوم را به نام های آجنا چاکرا، چاکرای پیشانی، چاکرای نور، چاکرای بصیرت، چشم دل، چشم درون، دیده دریا و غیره می نامند. چشم سوم در کالبد اثیری ما قرار دارد و نسبت به کالبد فیزیکی لطیف تر و رقیق تر می باشد. چشم سوم وجود خارجی دارد، اما فیزیکی و مادی نیست؛ بلکه متافیزیکی و اثیری میباشد، پس نمی توان گفت چون کیفیت فیزیکی ندارد، پس وجود هم ندارد.
چاکرای چشم سوم، مرکز فرماندهی بر دیگر چاکراها و مسئول نظارت بر ذهن است. این چاکرا پل ارتباطی بین بعد فیزیکی و متافیزیکی انسان است. شناخت چشم سوم از دیرباز در میان اقوام مرسوم بوده است، و در برخی از مذاهب مثل هندوها، جزیی از آیین مذهبی شان به شمار می رود که روزانه حداقل یک بار پودری نیلی رنگ را به صورت نقطه ای برای فعال سازی و تحریک چشم سوم در این قسمت می گذاشتند. مسلمانان نیز در هر شبانه روز ۱۷ رکعت نماز بجا می آورند و در هر ركعت دو بار پیشانی را به سجده می گذارند و چشم سوم را تحریک و فعال می کنند. در اسلام، خواندن نماز، معراج مؤمن و سجده یعنی عروج به عالم معنا می باشد. پس مطمئنا فعال سازی این چاکرا بسیار ارزشمند و مهم بوده است و خداوندی که همه انسانها را دوست دارد، این اعمال عبادی را توصیه کرده است تا به این وسیله انسان تعالی یابد و به بصیرت و آگاهی معنوی دست پیدا کند.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...
علی مصری
دوست عزیز
دستوراتی که در جزوههای قبلی داده شده از نظر خودشناسی و خودسازی باید هميشه اجرا و انجام گیرد. دیگر شما در اين راه قدم گذاشتهاید و باید هم با ارادهی قوی، آن را ادامه دهید. وقتی به مراحل آخرین اين راه میرسید، خواهید دانست که حقیقتاً چه میخواهید و چه چیزهایی خواستههای شما است. فعالیت شما، ادامهی کار شما، آیینهای است که آینده خود را در آنها مشاهده خواهید کرد.
حال میپردازيم به گفتار خود از ادامه بخش نهم:
درس دهم
بقیهی درجات خواب در خوابهای مخلوط یا مرکب
درجهی دوم: حواس عامل و معمول یکسان میشود:
در حالت دوم که سنگینتر از حالت اولی است طوری عامل و معمول از نظر احساسات به هم نزدیک میشوند که میتوان گفت حواس آنان با همدیگر یکی شده و هر چه را که یکی احساس میکند، آن دیگری نیز همان را احساس مینماید.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
خرید اشتراک ویژه
ادامه مطلب...