می دانیم که ذخایر دانش ما تنها از طریق کسب تجارب حسی مستقیم است. ولی می توان همه دانشها را به همان خوبی که به وسیله حواس کسب می شوند، بدون استفاده از حواس و با درک بی واسطه فرا گرفت. همچنین، دریافتیم که خواب کلا یک حالت نا آگاهی نیست. زمانی که فرد به خواب می رود، قسمتی از نیروهای ذهنی او در حالت هوشیاری و بیداری باقی می ماند، و نسبت به موقعیت های درون بدن هوشیار است. و اینکه با آموزش ذهن ممکن است با قرار گرفتن در آن حالت ما بتوانیم به درک کامل برسیم و حافظه را در جهت فراگیری علوم به کار گیریم. برای رسیدن به آن وانهادگی و سفر سماوی، کالبد اثیری باید کالبد فیزیکی را ترک کند. ارتباط این دو کالبد با هم از طریق بند سیمین می باشد. در این نوشتار اطلاعات بیشتری در رابطه با «بند سیمین» خواهیم داشت. بیشتر اطلاعات، از کتابهای نویسندگان باتجربه، از جمله استاد محمدرضا یحیایی و جناب رامپا جمع آوری گردیده است.
معرفی کالبدها
برای این که انسان بتواند در جهان هستی زندگی کند و بتواند مسلط بر همه چیز باشد، خداوند متعال هفت بدن را خلق کرد که در همدیگر غلاف میشوند. این بدنها به ترتیب از کالبد فیزیکی (جسم) شروع شده و هر چقدر که جلوتر می رود سبکتر و لطیفتر می گردد تا در نهایت به کالبد روح می رسد که سبکترین، لطیفترین، بالاترین، آگاهترین و کاملترین کالبد در انسان می باشد.
اولین کالبد انسان که کالبد فیزیکی می باشد، کالبدی است که به چشم دیده می شود، زخم برمی دارد، مریض می شود و مرگ را تجربه می کند.
دومین کالبد انسان که صحبت اصلی ما نیز می باشد، کالبد اثیری است که به چشم مادی دیده نمی شود و فقط توسط انسانهای روشن بین مانند ستاره هایی که می درخشند دیده می شود. نام های دیگر کالبد اثیری، بدن ظریف، کالبد نورانی، بدن اثیری و کالبد اختری می باشد.
کالبد اثیری، برای در بر گرفتن روح در طبقه اثیری (عالم برزخ) ضرورت دارد. این کالبد در مالکیت و تحت کنترل ماست، اگر چه اکثر اوقات، حتى از وجود آن نیز آگاه نیستیم. این کالبد، از طریق پنج حس خودش نیمه مادی و نیمه معنوی با بدن جسمانی و دنیای بیرون تماس می گیرد، که ما آنرا بعنوان تماسی از طریق کانالهای مراتب بالاتر می شناسیم.
معرفی «بند سیمین»
کالبد دوم انسان یعنی «کالبد اثیری» دقیقا شبیه انسان است، که از درون انسان به بیرون می آید و توسط طنابی محکم به کالبد فیزیکی متصل است که به این طناب محکم (بند سیمین) می گویند. این بند با چشم مادی دیده نمی شود و با هیچ چیزی هم پاره نمی گردد، مگر به خواست خداوند. افرادی که مسلط به کالبد اثیری خود هستند و می توانند هنگام سفر روحی خود کالبد اثیری خودشان را هم با خود ببرند قادر خواهند بود که اعمال فیزیکی هم انجام بدهند (برون فکنی).
سفر روح تحت لوای تعلیمات آسمانی، تنها هدفش آموزش است. هدف از سفر روح تنها فهم و درک است و قرار نیست که در طول سفر روح اتفاقی بیفتد. هیچ دخل و تصرفی نیز نباید در فعل و انفعالات مربوط به هستی انجام شود. مگر اینکه از عالم بالا برای این اشخاص مأموریتی در نظر گرفته شود. کالبد اثیری انسان حالت تخم مرغی شکل دارد. استاد یحیایی به نقل از رامپا (نویسنده) آورده است: “بند سیمین کالبد جسمانی را به باطن رفيع (لايه اتر) متصل
می کند”. لذا انسان از باطن رفيع تغذیه می کند. وقتی که بند سیمین پاره شود، در واقع انسان می میرد. اما در فضای دیگری متولد می شود.
جناب رامپا می فرماید: «کالبد سماوی (کالبد اثیری) و کالبد جسمانی به وسیله «بند سیمین» به یکدیگر وابسته و متصل می باشند. این بند، از توده ای مولکول که با سرعتی بی نهایت شدید مرتعش می شوند، تشکیل گشته است. این بند، به بند ناف شباهت دارد که مادر را به فرزند متصل می سازد. در مادر، تحریکات، احساسات، واکنش های مختلف و بالاخره تغذیه و غذا از او به جانب طفل هنوز زاده نشده جریان پیدا می کند. هنگامی که طفل بدنیا می آید و بند ناف بریده می شود، نوزاد در دنیا و جهانی که قبلا می شناخته است، می میرد و به دنیای دیگری زاده می شود.

بند سیمین هم باطن رفیع را به کالبد جسمانی مرتبط می سازد. احساسات و تأثیراتی از این سو، به آن سو ارسال می شود. این وضعیت در تمام لحظات و دقایق حیات و موجودیت کالبد جسمانی ادامه خواهد داشت. تأثيرات مختلف، دستورات، فرامین و در بعضی از مواقع مائده های معنوی و روحانی از جانب باطن رفيع بجانب کالبد جسمانی سرازیر می گردد.
هنگامی که مرگ صورت می گیرد، بند سیمین پاره می گردد و کالبد جسمانی، همچون یک دست لباس چروکیده شده و بی اهمیت در زمین باقی می ماند، حال آنکه روح به مسیر و پیشروی خود ادامه میدهد.
در مورد «باطن رفيع» استاد یحیایی، می فرماید: «باطن رفيع همان لایه اتر يا دنیای سماوی است که ما می توانیم با کالبد اثیری خود (یکی از کالبدهای هفت گانه انسان) به آنجا وارد شویم، آنجا مخزن تمام اطلاعات از گذشته تا آینده است.»
کاربردهای «بند سیمین»
ارتباط با وجود کیهانی
وجود کیهانی با وجود فیزیکی انسان توسط رشته ای سیمین ارتباط دارند. رشته سیمین فوق خود را، به بدن انسان مرتبط کرده و در هر لحظه از زندگی انسان فکر و درک، فرمانها، آموختنیها، و حتی گاهی کمک و تغذیه روحی از طرف فوق خود به بدن انسانی می رسد. هنگام مرگ رشته سیمین گسیخته شده و بدن فیزیکی انسان مانند یکدست لباس کهنه، رها گشته ولی روح او به زندگی ادامه میدهد.
سفرهای سماوی
رامپا از کاربردهای بند سیمین اینچنین سخن می گوید: انسان، در حین آنکه در کالبد فیزیکی خود قرار دارد، قادر است در یک چشم بر هم زدن به نقاط دوردستی به مسافرت بپردازد و در آنها ظاهر شود و حضور بهم رساند. در هر زمان، به هر کجا که مایل است برود و حتی موفق به دیدن دوستان و آشنایان و افراد خانواده اش شود.
با تمرین، مرد و زن فرق نمی کند. می توانند به شهرهای بزرگ جهان رفته و به کتابخانه های مشهور عالم سر بزنند. و اینکه بند سیمین هم در طول سفر سماوی پاره و یا کشیده نمی شود. ضمنا هیچ موجودی نمی تواند داخل کالبد جسمانی گردد، مگر شخصی، با ترس و وحشت خود، دعوتی مشخص و دقیق ارائه بدهد.
و در رابطه با بند سیمین می فرماید: «کالبد شما که به اینسو و آن سو می رود در حالی که به وسیله بند سیمین به شما وصل است. این بند از ناف شما به ناف کالبد سماوی شما متصل می باشد.»
علت وجود ما روی زمین
رامپا در رابطه با اینکه به چه علت به روی زمین آمده اید بیان نمودند: «شما بر روی زمین آمده اید تا چیزی بیاموزید، و هنگامی که مطلبی را که می بایست می آموختید و تجربه می کردید، به انجام رساندید، هدفتان در روی زمین به پایان می رسد، و از هر گونه قید و بندی رها می شوید، و هنگامی که برای آخرین مرتبه، كالبد فیزیکی تان را ترک می کنید تا به دنیای دیگر بروید، بند سیمین شما پاره خواهد شد، و به قلمرو رهایی صعود خواهید کرد که بسیار بهتر و والاتر از جهان سماوی خواهند بود.
تخیل، بسیار نیرومندتر از اراده است؛ و هرگاه تخیل و اراده با هم بستیزند، همواره تخیل پیروز می شود. هر آنچه را که ذهن مجسم کند، همان را می سازد. ذهن، در انتظار هر چه که باشد، همان را بدست می آورد.
در تمرینات یوگانیدرا در این رابطه آمده است: «زمانی که ذهن رابطه اش را از تمام کانال های حسی قطع می کند، بسیار قوی می شود، اما این امر احتیاج به تمرین دارد. در واقع بین یوگانیدرا و خواب فرقی نخواهد بود در صورتی که سیستم غیر ارادی مغز تربیت شود. با احساس یا تصور معین شده در تمرین، مراکز بالاتر مغز را هدایت می کنید. این به همان صورتی است که کنترل اعمال غیر ارادی را ایجاد می کند و بعد آن آگاهی به دست می آید، اگر چه کانال های حسی اطلاعات لازم را آماده نکنند.
دیدن «بند سیمین»
رامپا در رابطه با اینکه شما می توانید بند سیمین دیگران را ببینید، می فرماید: «کالبد سماوی، در سکوت و آرامش هر چه تمامتر به بالاتر صعود می کند. از خانه ها و منازلی که در امتداد آن خیابان بخصوص قرار دارند، بندهایی آبی رنگ که بندهای سیمین مردم دیگر است نمایان می باشد که به اهتزار در می آیند. مردم همیشه در وقت شب به مسافرت می پردازند، حال از این موضوع اطلاع دارند یا خیر…؟»
رامپا می فرماید: «هنگامی که مطمئن شدید بنا به خواسته تان می توانید به هر کجا که مایلید حرکت کنید، به نقطه ای که در وسط فضای موجود میان کالبد فیزیکی و کالبد سماوی تان است نگاهی بیندازید. ایا قادرید بند سیمین خود را که در حال درخشیدن است مشاهده کنید؟ آیا تا بحال به دیدن یک آهنگر رفته اید؟ بطور مسلم بیاد آهنی که از شدت گرما و حرارت به رنگ سرخ آتشین در آمده است خواهید افتاد. آیا به خاطر می آورید در هنگام ضربات آهنگر با چکشش چه جرقه هایی به اطراف پخش می شود؟ اما در این وضعیت بخصوص، به جای جرقه های سرخ و نارنجی، جرقه ها و شراره ها به رنگ آبی و گاهی از اوقات زرد خواهند بود. از کنار کالبد فیزیکیتان دور بشوید و پی خواهید برد که بند سیمین شما بدون هیچ زحمتی امتداد و طولانی خواهد شد و ابدا هیچ کاهشی در ضخامت آن بوجود نخواهد آمد. مجددا به کالبد فیزیکی خیره شوید و بعد هم به هر نقطه ای که مایلید بروید. به شخص یا محلی بیندیشید و هیچ کوشش و تلاشی نکنید، فقط به آن شخص و یا آن محل مورد نظرتان فکر کنید.»
رشته سیمینی که ما را به فوق خود وصل مینماید. رشته سیمین توده ای از مولکول هائی است که با تناوبی بسیار متغير بدور خود می چرخند، ولی از نظر انسانی که بر روی زمین است نامحسوس و نادیدنی است، زیرا مولکول های رشته سیمین بیش از آن با هم فاصله دارند که توسط انسان دیده شوند. بسیاری از حیوانات می توانند رشته سیمین را ببینند زیرا حیوانات با تناوبی غیر از انسانها می بینند و می شنوند. حیوانات می توانند رشته سیمین و هاله را ببینند، زیرا اینها هر دو در تناوبی از ارتعاشات قرار دارند که در قدرت پذیرش و دید حیوانات است.
برای یک انسان امکان دارد که به آسانی و با تمرین شعاع پذیرش دید خود را وسعت بخشد.
جهت انبساط خاطر
هنگامی که می خواهید انبساط خاطر یابید. بدن خود را کارخانه ای بدانید که کارگران مشغول کار هستند ولی فعلا تعطیل است. حال تمام افرادی که در روی بدن شما هستند را مرخص کنید و ماشین آلات (و یا همان «مراکز عصبی») خود را خاموش کرده و هر چه زودتر، برای مدت زمانی از آنجا بروند. «در نظرتان مجسم سازید که بند سیمین، از کالبد فیزیکیتان دور شد و تا قلمروهای دوردستی رفت. در ذهن خود تصور نمایید که این بند سیمین همچون تونلی دراز می ماند که شما به تمام افراد بگویید که در فضایی میان ناف و انتهای آن تجمع نمایند. به آنها بگویید در امتداد «بند سیمین» رفته و از درون شما خارج شوند. شما را راحت بگذارند.»
خطر سیر و سفر
خواب یاد آورنده مرگ است. از خود سؤال می کنیم آیا در طول خواب، شخصی بند سیمین ما را پاره خواهد کرد و ما را روانه آن دنیا خواهد کرد؟ این اتفاق هرگز نمی تواند روی بدهد. هیچ نوع خطری در سیر و سفر سماوی وجود ندارد. فقط خطر ترس هست و بس. ترسی که می شناسیم، همین طور هم ترسهایی که نمی شناسیم و از وجود آنها واقف نیستیم. من توصیه می کنم که به سر اصل ترستان بروید و ریشه وحشت و ناراحتی تان را پیدا کنید، بشناسید و بالاخره درک کنید.
انتقال و دریافت اطلاعات
مغز نوعی ایستگاه گیرنده برای بدست آوردن پیام های فوق خود می باشد. و در مقابل مغز انسان نیز می توانند پیغام ها و اطلاعاتی را انتقال دهد، مانند دروس آموخته شده و تجربه های بدست آمده و غیره. این پیام ها و اطلاعات از طریق «رشته سیمین» فرستاده می شود. رشته سیمین عبارتست از توده ای از ملکولها که دارای ارتعاش سریع و چرخش متباین، متغير، و متناوب هستند و بدن انسان را با فوق خود او مرتبط می سازند.
هر چه که فکر کنیم، بشنویم، و یا انجام دهیم بطرف بالا و فوق خود فرستاده شده و در خاطره اش ثبت می شود. مردان بسیار هوشیار که به آنها «الهام» می شود اغلب پیامی را با هشیاری تام- مستقیما از طریق فوق خود توسط رشته سیمین دریافت می کنند.
لئوناردو داوینچی یکی از افرادی بود که با فوق خویش تماس دایم داشت، بنابراین او را در هر کاری که انجام میداد یک نابغه می شناختند. که با فوق خود خویش در یک الی دو خط و یا رشته تماس دارند، و بنابراین آنها آنچه را که می خواهند انجام دهند با کسب الهام انجام میدهند.
رشته سیمین توده ای از مولکول ها و توده ای از ارتعاشات است. می توانید آنرا پرتوی از امواج کوتاه رادیوئی بدانید که دانشمندان با قطر محدودی بر سطح کره ماه مینوازند. دانشمندان برای اندازه گیری و آگاهی از فاصله کره زمین تا ماه پرتو باریکی از امواج رادیوئی را بطرف ماه می فرستند، و این درست همان رابطه یی است که بین بدن انسان و فوق خود وی وجود دارد. و این طريقهایی است که فوق خود توسط آن با بدنی بر روی زمین ارتباط حاصل می نماید.
هر کاری که ما انجام بدهیم فوق خود ما می داند مردمی که به راه است می روند سعی دارند روحانی شوند. در واقع آنها برای روحانی شدن تلاش مینمایند تا مقدار ارتعاش خود را در روی زمین فزونی بخشند، و از طریق رشته سیمین، آنان ارتعاش فوق خود را نیز افزونتر می نمایند.
فوق خود قسمتی از وجود خود را برای آموزش درسهائی و بدست آوردن تجربیاتی به زمین می فرستد. هر عمل نیکوئی که انجام دهیم ارتعاشات زمینی و کیهانی ما را فزون می بخشد، ولی اگر عمل بد و زشتی از ما سر زند مقدار ارتعاشات روحانی، کاهش خواهد یافت. این همه بخاطر ارتعاشات است و بستگی دارد به آنچه که بدن از طریق رشته سیمین به فوق خود انتقال می دهد، و آنچه که فوق خود به بدن پس میفرستد: آنهم از طریق رشته سیمین.
هنگامی که می خوابیم، این تنها بدن خاکی است که نیاز به آسایش دارد. روان خود را از بند تن می رهاند و بیشتر زمانها به پهنه های روان می رود. خود و بدن از راه «بند سیمین» که می تواند بیکران کش آید به یکدیگر پیوسته می مانند. تا هنگامی که بند سیمین دست نخورده است، بدن زنده می ماند. تا هنگامی که بند سیمین ناگسیخته است، «خود» می تواند بهنگام خواب و یا- اگر که انسان آموزشهایی ویژه دیده باشد – بهنگام هشیاری، گردش کند. از گردش روان، «خواب»هایی پدید می آیند که به راستی بازتاب هایی هستند که از پهنه های روانی از راه بند سیمین – به مغز رسیده اند. چون مغز این بازتاب ها را دریافت می دارد، آنها را بنابر بینش مادی خود «گزارش» می کند تا با باورهای زمین انسان جور درآیند. در جهان روان، از زمان نشانی نیست.
برگشت به کالبد فیزیکی
رامپا در رابطه با برگشت کالبد سماوی به کالبد فیزیکی می گوید: «نهایت کششی مصرانه احساس می کند که مشاهده می کند که بند سیمینش پیچ و تاب می خورد. کالبد فیزیکی که در یک سرزمین دور دست دیگر حضور دارد و در عقب بجای مانده است، متوجه نزدیک شدن طلوع خورشید می باشد و شروع به صدا زدن کالبد سماوی خود می کند. برای لحظاتی، کالبد سماوی مکث می کند، اما در آخر، هشدار کالبد فیزیکی بطوری است که نمی توان آن را نادیده انگاشت. کالبد سماوی در هوا می رود، سپس با سرعت در آسمانها شروع به حرکت می کند، از سرزمین های مختلف می گذرد، از دریاها عبور می کند و دوباره به نقطه اولیه خود باز می گردد. بندهای سیمین دیگری نیز به ارتعاش در می آیند و صاحبان خود را صدا می زنند. مسافران دیگری نیز به کالبدهای فیزیکی خود باز می گردند.
ما «خود» را، هر چند که از راه بند سیمین به بدن پیوسته است، وا می داریم که تن را بجای نهد. انسان می تواند به همان تندی ای که می تواند بیندیشد، به هرجا که می خواهد، گردش کند. بیشتر مردم توانایی گردش اختری را دارند. این کار آغاز می کنند اما چون آموزش ندیده اند، یک تکان ناگهانی را می آزمایند. چنین رخدادی از آنروست که «خود» با تندی بیش از اندازه به بیرون از بدن شتافته و میان کالبدهای خاکی و اختری جدایشی ناآرام رخ داده است. در پی این پدیده بند سیمین فشرده میشود و از این رو، زيونده اختری و سراسیمه به تن باز می گردد و خود را به شتاب درون گردونه خاکی اش جای می دهد.
اگر چنین پیشامدی بهنگام بازگشت روان از پهنه های روانی رخ دهد، احساس ناخوشایند گفته شده بدتر می شود. راستی آن است زيونده اختری، در یک متری بالای بدن شناور بوده و چیزی – شاید سر و صدایی از بیرون – آن را برانگیخته که با تندی بیش از اندازه به تن باز گردد، در این دم، بدن ناگهان بیدار می شود و به آدمی این احساس دلهره آور دست می دهد که گویی از جایی بلند فرو افتاده و درست همان هنگام از خواب بیدار شده است.
سوامی ساتیاناندا آورده است: “خواب نوعی از شکل طبیعی رهایی ذهن از حس است که به این صورت اتفاق می افتد: آگاهی با طیب خاطر خودش را از حس ها و مجاری تجربی جدا می کند و زمانی که آگاهی خودش را از هر دوی اینها مجزا ساخت، تماس ارگان های حسی و حرکتی و قسمت های متحرک قشر مغز با دنیای خارج قطع می گردد، با ایجاد این حالت آگاهی به سرعت خارج می شود و دوباره به طرف منبع خود جهت می یابد.”
محققین نشان داده اند که در اثنای این زمان کیفیت حسها خود به خود با ترتیبی مشخص، زمانی که آگاهی درون به طرف سطوح پایین تر ذهن جهت مییابد رابطه اش قطع می شود. بر طبق فلسفه تانتریک این حالت خواب رفتن می تواند به صورت بیرون کشیدن سریع آگاهی از مراکز روانی و گسیل به منبع کیهانی آن، درک شود. بنا به گفته محققین، اولین حسی که ابتدا ارتباط خودش را قطع می کنند حس بویایی است.»
گسستگی «بند سیمین»
در دم مرگ، بندی که کالبدهای روانی و خاکی را از هم جدا می کند (این بند همانست که در انجیل ترسایان از آن بنام «بند نقره ای» یاد شده است)، باز و گسیخته می گردد و روان به بیرون رانده می شود. در این زمان مرگ رخ داده است. ولی این مرگ، زایشی است در یک زندگی نوین، زیرا «بند» گفته شده همانند بند ناف است که بریده می شود تا نوزادی را به پهنه جداگانه ای از زندگی روانه کند.
نکات ارزنده از کتاب گفتاری پیرامون کتاب با شما تا ابدیت، استاد محمدرضا یحیایی و دکتر فاطمه جمشیدی
انسان با استفاده از بند سیمین، با لايه إتر یا باطن رفیع در تماس است.
حیوانات قادر به دیدن بند سیمین و هاله تابان می باشند.
بند سیمین کالبد جسمانی را به باطن رفيع (لاية إتر) متصل می کند. لذا انسان از باطن رفيع تغذیه می کند.
وقتی که بند سیمین پاره شود، در واقع انسان می میرد. اما در فضای دیگری متولد می شود.
انسانها به دو دلیل نمی توانند کالبد اثیری خود را آزاد نمایند. یکی ترس است و دیگری تفکر منطقی.
در گذشته های دور، تمام انسانها می توانستند به جهان سماوی سفر کنند.
خواب تنها حالتی است که توسط آن به سیر و سفر سماوی می پردازیم.
وقتی بند سیمین به تدریج دچار پوسیدگی می شود و از کالبد جسمانی جدا می شود، مرگ واقعی اتفاق می افتد.
سخنان حکمت آموز جامع استاد محمدرضا یحیایی:
تجلی آگاهی و نور الهی، از تاریک ترین و عمیق ترین نقطه درون شخص پرهیزکار، به بیرون فوران کرده و شخص به روشن شدگی می رسد.
انسان هر چقدر بار معلوماتش بیشتر شود، سئوالات و مجهولات بی شماری گریبانگیرش می گردد؛ و این امر، نشان دهنده علم و حکمت بی کران الهی می باشد.
انسانهایی که در عمق بی کران اقیانوس علم و معرفت الهی، با توکل بر خداوند حکیم، و توسل بر استادی پرهیزکار و دانا، غواصی می کنند، هیچ گاه گمراه نمی شوند.
دنیا، سکویی برای پرواز به سوی ملکوت خداست.
منابع
رامپا، لوبسانگ، اسرار هاله انسانی _ رامها، لوبسانگ، با شما تا ابدیت _ رامپا، لوبسانگ، چشم سوم _ ساتیاناندا، سوامی، هنر وانهادگی (یوگانیدرا)، نوشته و برگردان: جلال موسوی نسب _ یحیایی، محمدرضا، قدرتهای ذهنی _ یحیایی، محمدرضا، خواب درمانی _ یحیایی، محمدرضا و جمشیدی، فاطمه، گفتاری پیرامون کتاب با شما تا ابدیت
رامپا، یک راهب پزشک، جراح، لیسانس ادبیات، مهندس و خلبان تبتی بود که در خانواده ای اشراف زاده متولد شد. وقت زیادی صرف تهیه و تدریس قوانین مربوط به گیاهان کرده بود.
نوشته ی: خانم سیده زهرا علویان
طریقت جامع | هنرهای رزمی و متافیزیک جامع