بارالها…
از كوی تو بيرون نشود پاي خيالم،
نكند فرق به حالم ….
چه براني،
چه بخواني،
چه به اوجم برساني
چه به خاكم بكشاني…
نه من آنم كه برنجم،
نه تو آني كه براني…
نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم،
نه تو آنی كه گدا را ننوازی به نگاهي،
در اگر باز نگردد، نروم باز به جايي
پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي
كس به غير از تو نخواهم
چه بخواهي چه نخواهي…
باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهی…
✍️ گردآورنده: مدیر سایت .
برای امتیاز دادن به این مطلب، کلیک کنید!
[تعداد امتیاز: 0 میانگین: 0]
طریقت جامع | استاد محمدرضا یحیایی | طریقت هنرهای رزمی و متافیزیک جامع





