شاگردانِ استادی جوان، هر روز از خوشپوشی و خوشبویی استاد خود تعریف میکردند. مردم عادی نیز، او را شیکپوشترین مردم شهر میدانستند. روزی هنگامیکه تعالیم ذن […]
استاد «چوان بادزی»(Choan Badzi) برای تعلیم فلسفۀ چین، به دهکدهای دور افتاده به نام «سونیران»(Soniran) رفت، که مردمی سستعنصر و تنبل داشت. وی مشاهده کرد که […]
استاد «سِر ماتو»(Ser matto) حالت اسرارآمیزی داشت. همواره هالهای از ابهام بر گِرد شخصیت او کشیده شده بود؛ به گونهای همواره بهصوررت افسانه از او یاد […]
استاد ذن «تُندای تِسه»(Tonday Tse) به پرورش حیوانات میپرداخت و روزها را به تحقیق و تفکر پیرامون حرکات و حالات زیست و مبارزۀ آنها میگذراند. حیوانات […]
استاد و راهبری پُر اندیش، برای ملاقات شاگردانش به مسافرتهای زیادی اقدام مینمود، تا از ایشان در گوشههای دور افتاده دلجویی نماید، و در برابر مشکلات […]