تماس با ما
افزودن به علاقمندیها
RSS

 

Register

ورود کاربران

عضویت در سایت، نیاز به فعالسازی ندارد، و در مدّت چند ثانیه میتوانید عضو شوید. پست الكترونيك و ساير اطلاعات شخصي افراد محرمانه تلقي شده و در اختيار هيچ كسي قرار نخواهد گرفت. اخبار مهم از تازه های سایت به اعضای سایت ارسال گردد.



آمار بازدید ها

 
 

Free Page Rank Tool

   

 

لوبسانگ رامپا کیست چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
پنجشنبه ، 29 اسفند 1398 ، 21:51

rampa

سه شنبه لوبسانگ رامپا ( ۸ آوریل ۱۹۱۰ – ۲۵ ژانویه ۱۹۸۱) نویسنده ای بود که ادعا می کرد قبل از زندگی اش در کالبد مردی انگلیسی, راهبی در تبت بوده است. Cyril Henry Hoskin خود را به عنوان میزبان روح سه شنبه لوبسانگ رامپا معرفی کرد, اسمی که برای اولین بار در کتاب چشم سوم (۱۹۵۶) ذکر گردید.

کلمه ی سه شنبه بر گرفته از رسوم تبتی ها در نامیدن شخص بر اساس روز تولد وی می باشد. رامپا دخترخوانده ای به نام Sheelagh Rouse دارد که منشی وی نیز بود.

لوبسانگ رامپا، یک راهب پزشک, جراح، لیسانس ادبیات، مهندس و خلبان تبتی بود که در خانواده ای اشراف زاده متولد شد. پدرش از برجستگان بلندپایه و بانفوذ تبت بود. زندگی برای پسران خانواده های سطح بالای لهاسا (پایتخت تبت) بسیار سخت بود. این پسران مجبور بودند برای دیگران سرمشق بوده و سختی های بیشتری را تحمل کرده و ثابت کنند که فرزندان اغنیا هم می توانند درد و رنج و کمبودها را تحمل کنند.

زمانی که رامپا شش سال داشت، معروفترین ستاره شناس تبت، طالع وی را تعیین کرد. در تبت، تاریخ لقاح و تاریخ تولد شخص به هم مرتبط هستند و طالع کامل شخصی که آینده او نوشته شده، تحویل خود شخص می گردد. این ستاره شناس پیر، طالع او را یکی از سخت ترین زندگیها می دانست. طبق گفته های ستاره شناس: او باید وارد لاماسری پزشکی در چاکپوری شود. باید تمام هنرهای موجود پزشکی سنتی تبت را فرا گرفته و مدتی نیز اجسادی را تکه تکه کند تا ساختمان بدن انسان را کاملاً بیاموزد. به او، سری ترین اسرار، عقاید و علم این سرزمین را نشان خواهند داد… آنگاه زمانی خواهد رسید که او باید به چین برود و در آنجا پزشکی را به رسم و طریقه ی غربیها بیاموزد. او بعدها چیزی را خواهد آموخت که در حال حاضر برای ما قابل فهم نیست و در حال حاضر وجود ندارد و اختراع آن هنوز کامل نشده است. طبق تجربه ی ما، آموزش او با پرواز سر و کار دارد. او با وسیله ای پرواز خواهد کرد که شبیه کایت هایی که ما می شناسیم نیست… او سختی ها، زجرها و شکنجه های زیادی را متحمل می شد و علیه نیروهای شیطانی می جنگد، چند سال را در اسارت و زندان می گذراند. ولی نتیجه اش این خواهد بود که جسم و روح او پاک شده و قدرت مغزی و روحی فوق العاده  بدست خواهد آورد. او به علت انفجاری عظیم از اسیرکنندگان خود فرار خواهد کرد، انفجاری که نه فقط کشوری را بلکه جهانی را مبهوت خواهد کرد (بمب اتمی هیروشیما). او با وسیله ای که ما قادر به شناسایی آن نیستیم سراسر قاره ای را خواهد پیمود… صاحب این طالع، وظیفه ی بسیار مهم و خطیری را که به ایشان محول می شود باید انجام دهند، زیرا برای تمام افراد بشر سودمند بوده و مختص تبت نخواهد بود. او مرگ را تجربه کرده و به سختی تعویض بدن تن در خواهد داد…”

این ستاره شناس پیر دارای استعدادی خارق العاده در ستاره شناسی بود. او حمله ی نیروهای انگلیس به تبت را پیشگویی کرد و پیش بینی کرده بود که بعد از دالایی لاما سیزدهم، دالایی لامایی را انتخاب خواهند کرد که یک دالایی لامای حقیقی نبوده و او را به علل سیاسی و برای آنکه از جاه طلبی های دولت چین در تبت بکاهند انتخاب خواهند نمود…

 

رامپا در ۷ سالگی، پس از آنکه روزها و شبها پشت درب معبد، در سرمای یخ زننده ی تبت، آزمایش و موفق شد، به عنوان پست ترین عضو لاماسری چاکپوری، به آنجا راه پیدا کرد. به گفته ی وی در چاکپوری، وقت زیادی صرف تهیه و تدریس قوانین مربوط به گیاهان می شد و به دیسیپلین دینی کمتر می پرداختند. اکثر معلمها و سرپرستان آنجا مردانی مسن بودند که اکثراً به هندوستان سفر کرده بودند.

l-rampa_

زندگی وی همواره با ناخوشی و مریضی همراه بود. او از انسداد شرائین قلب, دیابت, ورم مفاصل و فلج پاها که از میزبانش به ارث برده بود رنج می برد. قدرت شنوایی اش در نتیجه ی صدمات ناشی از جنگ پیوسته رو به نقصان بود و بینایی اش با افزایش سن ضعیف تر می شد. با این وجود در ادبیات بسیار ماهر بود. ستون فقرات و دستان او در سالهای اسارت در اردوگاه بسیار آسیب دیده بودند.

رامپا روشن بینی با استعداد بود و با گشایش چشم سوم که در تبت به روشی خاص و با عمل جراحی بر روی پیشانی انجام می گیرد, به بصیرتی مضاعف دست یافت که وی را در انجام امور یاری بخشید. در تمامی معابد تبت پای نهاد و امور معنوی و علوم خفیه را آموخت. مأموریت وی آشنا ساختن ذهن دیرباور غربیان با هاله ی انسانی, تله پاتی, گذشته ی زمین و آینده ی آن, روشن بینی و اسرار زندگی بود که تا آن زمان از دید انسان غربی دور مانده بود. او شخصی به واقع منحصر به فرد بود با شهرتی فوق العاده. تنها راهبی بود که زنی پشتیبان و مهربان را در کنار و همراه خود می دید. سارا رامپا، همسر رامپا، در مصاحبه ای می گوید :”… متوجه شدم تغییری روی داده است. با این حال به زندگی با او ادامه دادم. اما همه چیز فرق می کند. ما مثل خواهر و برادر زندگی می کنیم و هر دو، بهترین را از این وضعیت دشوار حاصل می کنیم.”

او هاله ی انسانی را به راحتی مشاهده می کرد, آینده را پیش گویی و شخصیت افراد را به شیوه ای باور نکردنی حدس می زد, استفاده از کریستال و یا طاس برای طالع بینی, خواندن خطوط کف دست و انعکاس آگاهی اش به خارج ار کالبدش, آگاهی مبهوت کننده وی از رموز پنهانی شرق و غرب, از ویژگی های بارز او بودند. او توانایی فوق العاده ای در تله پاتی با گربه هایش داشت. رامپا یگانه تبتی ای بود که علوم خفیه ی غربی را به خوبی می دانست.

او بسیار بخشنده بود و همواره دارای کمترین میزان دارایی بود تا جایی که روزی تلویزیون رنگی خود را به یک شخص غریبه بخشید و صندلی چرخدارش را به یک پلیس آسیب دیده و خانه ای پر از اسباب و وسایل را نیز به یک زوج جوان بخشید. دوستان و آشنایان وی همواره از جانب وی هدایایی دریافت می داشتند که نمی توانستند بدون اجبار و سرسختی آن را به او باز گردانند. او همیشه از نامه هایی که بدون مهر بازگشت بودند گلایه می کرد اما با این وجود جواب تمامی نامه ها را می داد و با هزینه شخصی خود آنها را ارسال می کرد. اشتیاق فراوانی برای کمک به اشخاص داشت. از جهتی دیگر انسان بسیار سرسختی بود که تحمل خود را در مقابل حماقت و سطحی نگری افراد از دست می داد. کمکهای بسیار وی به حقوق زنان, کودکان, دکتران و حکومت در تبعید تبت امری قابل توجه بود همچنان که شمشیر بر افراشته وی در برابر خبرنگاران و منتقدان.

رامپا عکاسی تیزبین بود و عکسهای باشکوهی به یادگار گذاشت. در حضور او، موتور ماشینها از هر نوعی، به صدا درمی آمدند. او تقریبا قادر به تعمیر هر نوع نقص مکانیکی بود. با وجود ورم مفاصل دست و ضعف بینایی، هنرمندی چیره دست بود که کشتی, قطار و ماشینهای کوچک بسیاری طراحی نمود. او همچنین به کار با رادیو به ویژه موج کوتاه بسیار علاقه مند بود.

طی سالهایی که به نوشتن مشغول بود، تنها به سه روزنامه نگار اجازه داد با او یا همسرش مصاحبه کنند. اولین بار در سال ۱۹۵۸ زمانیکه به خاطر لخته ی خون در رگهای قلبی در بستر بیماری بود تن به مصاحبه داد که نتیجه اش به اندازه ای تهمت آمیز بود که مجبور شد در بستر بیماری، نواری را در پاسخگویی و رد ادعاهای صورت گرفته ضبط کند. پس از مصاحبه با آن خبرنگار کانادایی عهد کرد که هرگز با مطبوعات صحبت نکند. اما بار دیگر به دوست، نماینده و ناشرش، Alain Stanké، اجازه داد در مونترال مصاحبه و فیلمبرداری کند و او با ثبت تمامی مصاحبه در کتاب “نور شمع” از گفته هایش حفاظت کرد.

 

او همسری صادق و وفادار برای همسرش سارا بود که بی تردید رامپا را استادی راستین می دانست. او پدری عاشق و مهربان برای دخترخوانده و همینطور گربه های سیامی اش بود.

lobsangpainting

رامپا معتقد بود که به غرب فرستاده شده است تا وسیله ای برای عکسبرداری از هاله ی تابان و ابزاری برای تشخیص و نابودی بیماریها ایجاد کند. به گفته ی وی :” من می دانم که اگر دکترها و جراحان بتوانند هاله ی انسان را ببینند، قادرند بیماری را پیش از آنکه وخیم شود تشخیص دهند.” دومین مأموریتش، آشکارسازی میراث رمزگونه ی تبت برای غربیان بود تا ملل غربی خواهان رهایی کشور اسیر و مستأصلش شوند.

زندگی وی همانگونه که از جانب اساتیدش پیش بینی شده بود سراسر مبارزه ای بود برای آموزش علوم معنوی تا انسان را به جهل خودآگاهش آشنا کرده و در راه رسیدن به روشنایی او را یاری نماید. در سالیان دهه ی ۶۰ و ۷۰ میلادی روزنامه نگاران اروپایی و آمریکایی آزار زیادی را متوجه رامپا ساختند و باعث شدند رامپا سالهای زیادی را در آوارگی در مناطق گوناگون بپردازد, بارها وی را متهم به دروغ گویی کرده و مورد انتقاد و ناسزا قرار دادند. وی در نهایت در ناحیه ای در کانادا ساکن شد و تعدادی از بهترین آثار خویش را به رشته ی تحریر در آورد. یکی از مسائلی که برای دنیای غرب غیرمنطقی جلوه می کند این است که اگر او به راستی یک لامای تبتی است پس چرا خطوط چهره اش حکایت از فردی از کشور های غربی و اروپایی می کند و چطور کسی که از پدر و مادری تبتی است سر از انگلستان در می آورد و چرا چندین نام برای خود دارد که پاسخ رامپا به این سؤالات چنین است :

 

“… از آنجایی که روزنامه نگاران انگلیسی و آلمانی بر علیه من یک مبارزه مطبوعاتی شروع نمودند و هیچیک از گفتارم را باور نمی کنند و بدتر از آن اجازه نمی دهند برای اثبات گفته هایم به عنوان دفاعیه در روزنامه هایشان نوشتاری چاپ کنم, اعلام می دارم که من یک لاما و یک پزشک و طبیب تبتی هستم که در کشور چین به دانشگاه رفتم و بعد, از آنجایی که کالبد قبلی ام فرسوده بود (به دلیل تحمل شکنجه های بسیار در طول جنگ به وسیله ژاپنی ها و روسها) ناچار گشتم بر کالبد شخصی که راغب به مرگ بود, و قبلاً استادانم در تبت, بوسیله نیروهای ماورای طبیعی, او را در کشور انگلستان یافته بودند قدم نهم و کالبد این فرد را اشغال نمودم. همانطور که همه می دانند این امر در خاور دور یک عمل شناخته شده و مرسوم است یعنی ذهن قوی قادر است بر ذهن و کالبد شخصی دیگر غالب شود و آن کالبد را تحت کنترل خویش در آورد …”

lobsangcn

رامپا در سالهای آخر عمرش که مجبور به استفاده از ویلچر بود، به ندرت بین مردم حضور پیدا می کرد چرا که کنجکاوی و اشتیاق انبوه مردم برای او قابل تحمل نبود. او هرگز نه در اجتماعات شرکت نمود و نه سخنرانی کرد چون معتقد بود مردم زمانی به لحاظ معنوی پیشرفت می کنند که مطالعه کنند و در خلوت به مدیتیشن بپردازند. او در ۲۵ ژانویه ۱۹۸۱ در کالگری، کانادا درگذشت.

:: کتابها :

تی. لوبسانگ رامپا در مجموع ۲۰ کتاب نوشت که به استثنای یکی، همه ی آنها منتشر شده اند.

 

نشانی های ورودی سایت

www.mry14mn.com

www.mry14mn.net

www.mry14mn.ir

پیوندهای مرجع

وبلاگ زهرا یحیایی

 

شرکت  پرتو سیستم جامع

جدیدترین کتاب استاد

«بصیرت‌های نُه‌گانه: اسرار 9 کشف‌وشهود»، «آنچه از امام موسی صدر آموختم»، «آیین رزم جامع»، «درمان بیماریهای کلیه مثانه پروستات»، «ماساژدرمانی یومیهوتراپی»، «تفسیر جامع بسم الله و سوره حمد» چاپ شدند و

«ئی‌چینگ جامع» در مرحله مجوز. بیشتر بدانید...


ایسنتاگرام instagram نشانی اینستاگرام استاد

[email protected]_m.r.yahyaei

 

استیکر تلگرام - نهج الجامع - بخش دوم 1395.07.19

استیکر تلگرام - نهج الجامع - بخش اول. 1395.07.19

Home مقالات ونامه‌های استاد علوم علوم متافیزیک لوبسانگ رامپا کیست

ایسنتاگرام instagram lenzor لنزور:سرویس اشتراک عکس

قانون کپی برداری: استفاده از مطالب این سایت، فقط با ذکر منبع (نام و نشانی سایت) مجاز است.

این سایت، علمی، کاملاً شخصی، مستقل، و طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده؛ و عاری از هرگونه «مطالب سیاسی، و یا غیر اخلاقی» می باشد.

Copyright © 2020. استاد محمّدرضا یحیایی-علوم:روحی,ماوراءالطبيعه,متافيزيک,هنرهای رزمی,چی کنگ,يوگا,طب,عرفان,ذن,مدیتیشن,هیپنوتیزم- استاد محمد رضا یحیایی. Designed by yektaserver.net