چشم سوم چیست و چه کاربردهایی دارد؟

چشم سوم و چاکرای ششم
چشم سوم همان بخش پیشین چاکرای ششم است. ششمین چاكرا، چاکرای چشم سوم، با شهود و بینش فیزیکی در ارتباط است. این چاکرا به انرژی هایی مانند دیدن بی پرده، شهود، نور و روان مرتبط است. از طریق این چاکراست که در راه نیل به رهنمودهای درونی، با وجود برتر خود سازگار می شویم.
هنگامی که این چاکرا در حال تعادل باشد، خود را از نظر ذهنی در اوج حس می کنیم. تصوراتمان بلند پروازانه می شوند. نیروی ذاتی استدلال و تعقل در ما متعادل گشته و فعال می شود. می توانیم آینده را به شکلی مثبت و واقع گرایانه تصور و مشاهده کنیم. این چاکرا باعث می شود دیدی ورای دنیای مادی پیدا کنیم و به همین دلیل، ممکن است توانایی های روحی و تله پاتی مان افزایش یابد. چشم سوم چیست؟
چشم سوم یکی از هفت چاکرای اصلی در بدن است، یعنی چاکرای ششم. از چشم سر برای دید عادی استفاده می شود و از چشم سوم برای بیداری معنوی و ارتباط با کائنات استفاده می شود. رنگ این چاکرا، نیلی رنگ می باشد و در فاصله بین دو ابرو و کمی بالاتر قرار دارد. در حین انجام مراقبه نیز از این چاکرای چشم سوم برای تمرکز استفاده می شود.
همچنین برای تصویرسازی و تجسم اهداف نیز چشم سوم مورد استفاده قرار می گیرد. چشم سوم مركز اتصال سه کانال انرژی «آیدا، پینگالا، سوشومنا» میباشد که با ادغام انرژی کیهانی و قمری و خورشیدی در فرد بیداری روحی ایجاد می کند و در هنگام بیداری این فرد، قدرت روشن بینی، روشن شنوی، تله پاتی و پیشگویی پدیدار می گردد.
چاکرای ششم یا چشم سوم را به نام های آجنا چاکرا، چاکرای پیشانی، چاکرای نور، چاکرای بصیرت، چشم دل، چشم درون، دیده دریا و غیره می نامند. چشم سوم در کالبد اثیری ما قرار دارد و نسبت به کالبد فیزیکی لطیف تر و رقیق تر می باشد. چشم سوم وجود خارجی دارد، اما فیزیکی و مادی نیست؛ بلکه متافیزیکی و اثیری میباشد، پس نمی توان گفت چون کیفیت فیزیکی ندارد، پس وجود هم ندارد.
چاکرای چشم سوم، مرکز فرماندهی بر دیگر چاکراها و مسئول نظارت بر ذهن است. این چاکرا پل ارتباطی بین بعد فیزیکی و متافیز کی انسان است.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
آیا مایلید بوسیله انرژی گیاهان ، بیماری خود را مداوا نمایید ؟!
هر گیاهی صبح تا شب اکسیژن و انرژی مانیه تیزم به اطراف خود انتشار می دهد ، و شبها دی اکسیدکربن و انرژی های منفی اطراف را جذب خود می کند. ( تز جدید)
حالا شما فرض کنید که بیمار هستید ، یا کمبود انرژی و یا ازدیاد انرژی دارید.
اگر کمبود انرژی دارید، می توانید از صبح تا شب در محیط کار ، خانه ، بیمارستان و … غيره در اطراف خود گلدانهایی را بگذارید و داخل آنها را از گیاهان مختلف ، مخصوصا گلهای رنگارنگ و متنوع تزئین نمایید ؛ با اینکار ، انرژی های از دست رفته خودتان را از گیاهان اطراف خود می گیرید و بعد از چند روز متوجه می شوید که گیاهان پژمرده می شوند. شما می توانید جهت جلوگیری از پژمرده شدن گیاهان در فضای اطراف گلها و گیاهانتان ، موسیقی ملایم و شاد پخش کنید، تا با صدای موسیقی ، گیاهانتان شاداب شوند و انرژی بگیرند، و در مواقع انتشار انرژی به اطراف دچار کمبود انرژی نگردند.
از این موضوع نتیجه می گیریم که ، موسیقی روی گیاهان مخصوصا گلها تأثیر زیادی می گذارند.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
طلسم شرف شمس
شکل نوشته شده در طلسم « شرف شمس » خیلی مهم است . بعضی ها آنرا در کاغذ سفید و بوسیله زعفران و گلاب و آب زمزم می نویسند . بعضی ها هم آنرا در کاغذ و یا پارچه زرد رنگ می نویسند . بعضی ها هم آنرا در پشت نگین زرد رنگ انگشتر عقیق و یا دستبند طلا و گردنبند طلا حک می کنند .
فلسفه شرف شمس شامل ۵ اسم اعظم خداوند است ، که به شکل های مختلفی دیده شده اند. گاهی وقتها دیده شده که ۵ نام خداوند را بجای اشکال قرار می دهند . نقش شرف شمس شامل پنج اسم اعظم خداوند است که آنها را كلمات مبارکه « الله – جميل – رحمن – مؤمن و نور ، گفته اند و بجای نقش طلسم ، از پنج حرف اول آنها بصورت «ا- ج – ر – م – ن » می توان استفاده کرد.
طلسم شرف شمس دارای ۱۳ حرف می باشد که ۴ حرف آن از کتاب تورات و ۴ حرف آن از کتاب انجیل و ۵ حرف آن از کتاب قرآن کریم است .
به دلیل اینکه در طول سال ، فقط يكبار شرایط مهیا می شود تا موکلین خورشید به زمین بیایند ، لذا امکان انجام این عمل در سال ، فقط یکبار است . آنهم فقط در «شرف خورشید ، که خورشید در آن زمان نسبت به سایر کواکب روی زمین ، قدرت بیشتری دارد .
نکته خیلی مهم در اینجاست که این عمل فقط در همان ۱۹ فروردین ماه هجری شمسی ، آنهم بمدت چند ساعتی که خورشید در آسمان می باشد صورت می گیرد ، و با کاهش اثر خورشید ، اثر آن کمرنگ شده ، تا اینکه از بین می رود . به همین خاطر، کسانی که می خواهند شرف شمس را بنویسند ، زمان کوتاهی را در دست دارند . پس باید از زمان کوتاه خود بیشترین استفاده را ببرید. طلسم شرف شمس آنقدر از کارایی و قدرت بسیار بالایی برخوردار می باشد ، که برای تهیه آن هر چقدر زحمت بکشید ، به زحمتش می ارزد.
کسی که می خواهد طلسم شرف شمس را بنویسد باید شرایط زیر را داشته باشد ، در غیر اینصورت طلسم کارایی خود را از دست می دهد .

شرایط نوشتن طلسم شرف شمس به قرار زیر می باشد :
1- قبلا باید موکلین حروف و اعداد را به تسخیر خود در آورده باشد ( مراجعه شود به مقاله موکلان حروف ).
۲- روز ۱۹ فروردین را باید روزه بگیرد.
3- در صبح روز ۱۹ فروردین قبل از نوشتن طلسم ، باید غسل به نیت نوشتن طلسم کرد .
4- قبل از نوشتن طلسم باید ۲ رکعت نماز به نیت نوشتن طلسم شرف شمس بخواند .
5- شخص باید همیشه وضو داشته باشد و دائما ذكر صلوات را زمزمه درونی خود کند .
6- چند سوره قرآن قبل از نوشتن تلاوت شود ( حمد – توحيد – کافرون – فلق – ناس – شمس – يس – آیت الکرسی – و ان یکاد – قدر – علق – الرحمن – الشرح ).
7- حتما در زمان نوشتن ، رو به قبله باشید .
نکاتی که در هنگام نوشتن باید رعایت شود :
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
تمركز – مديتيشن T.M
مدیتیشن چیست؟
مدی تیشن یعنی تعمق در ماوراء اندیشه، تمركز متعالی، رسیدن به آرامش درونی، تمرکزی که باعث پیشرفت کارها شود، خلاء فکری (رهایی، ریلاکس) و … غيره.
تعمق در ماوراء اندیشه = Meditation
T.M = Transcendental
چرا ما مدی تیشن را انجام می دهیم؟ همه ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، آگاهانه و یا ناآگاهانه مدی تیشن را انجام داده ایم. همه ما در جستجوی آرامش فکر هستیم، و همه ما در جستجوی راهی هستیم که ما را بطرف تمرکز و آرامش درونی هدایت کند. به همین خاطر ناخواسته هر کسی به صورتی به این کار می پردازد، برای مثال: لئونارد داوینچی به آتش درون بخاری دیواری ساعتها خیره می شد تا تبدیل به خاکستر خاموش می شد و بالاخره به نتیجه آن می رسید، یعنی تمرکز متعالی و به همین جهت بهترین طراح، نقاش و مجسمه ساز بود (به تاریخچه زندگی این شخصیت مهم و عجیب جهانی توجه کنید، شاید جرقه ای هم برای شما باشد).
شخصیتهای مهم تاریخی جهان مثل: اديسون، بتهون، باخ، انیشتین، پاستور، میکلانژ، شیخ بھائی، ابوعلی سینا، هيتلر، ناپلئون، سعدی، حافظ، مولانا، عطار، شمس تبریزی، فردوسی و … غيره.
همگی این شخصیتها به نوعی تمرکز و مدی تیشن شدیدی روی افکارشان داشتند که بعد از مدتی تبدیل به اعمالی شد که اسمشان در تاریخ برای همیشه مانده و می ماند، موضوع اصلی تمرکز است که می تواند ما را به اهدافی که داریم راحتتر برساند البته با دلی پر از امید و دوستی و
شادی حتی در سخت ترین لحظات. هر کسی در زندگی لحظاتی سخت را پشت سر می گذارد که برای هر کسی قابل تحمل نیست، در اینصورت مدیتیشن و تمرکز شدید روی موضوعی خاص می تواند تحمل شما را در مقابل سختی روزگار (اداره، خانه، آب و هوا، رفت و آمد و … غيره) بالا ببرد.
برای مثال:
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
اقیانوس وجود الهی انسان
تز اقیانوس وجود الهی انسان بر پایه « خلقت کامل انسان » ، به منظور رسیدن به « خليفة اللهی » یا « انسان کامل و جامع » ، توسط اینجانب بنیانگذار انستیتوی بین المللی برگزیدگان جامع ایران « محمدرضا یحیایی » ، در سال ۱۳۷۳ شمسی ، پی ریزی شده است .
اگر انسان بخواهد واقعا در رابطه با خود ( دنیای درون ) و محیط پیرامونش ( دنیای برون ) تفکر نماید ، چندین سئوال ذهن او را مشغول خودش می کند.
۱- انسان کیست ؟
۲- چه کسی انسان را خلق کرده است ؟
٣- خالق جهان آفرینش و هستی کیست ؟
۴- انسان از کجا آمده است ؟
۵- انسان به کجا می رود؟
۶- منظور از خلقت انسان چیست ؟
۷- منظور از خلقت جهان آفرینش و هستی چیست ؟
در کل ، ذهن کنجکاو و جستجو گر انسان می خواهد راز مجهولات جهان درون و برون را کشف نماید .
زمانی که نوجوان بودم ، خیلی از سئوالات ، ذهنم را مشغول می کرد . متأسفانه ، از هر کسی می پرسیدم ، نمی توانستند جواب درستی به من بدهند ، و حتی بعضی از آنها ، مرا از این راه منصرف و دل سرد می کردند. سالها گذشت ، و من به سن جوانی رسیدم. هر چقدر سنم بیشتر می شد ، کنجکاویم در رابطه با سئوالات اصلی « راز مجهولات خلقت » بیشتر ، عمیقتر و متفکرانه تر می شد.
از زمان کودکی (۵ سالگی ) به ورزش روی آوردم . در سن ۱۰ سالگی ، وارد کلاس رزمی شدم. در سن ۲۰ سالگی ، وارد علوم روحی ، متافیزیک ، ادیان ، طب ، یوگا ، ذن ، علوم غریبه و … شدم. در سن ۲۶ سالگی ، وارد « کشف و شهود » شدم و « انستیتوی بین المللی برگزیدگان جامع ایران » را بنیانگذاری کردم. در سن ۳۰ سالگی ، وارد « طریقت هنرهای رزمی و متافیزیک » شدم. در سن ۳۶ سالگی ، وارد علوم « ابرفیزیک » شدم. و در سن ۴۰ سالگی ، وارد « کشف مجهولات » و « راز آفرینش جهان هستی » شدم.
از زمانی که خودم را شناختم و به دنبال گمشده ام ، یعنی « کشف راز آفرینش جهان هستی ، رفتم ، سالها می گذرد . بدلیل اینکه کشف « راز آفرینش »، مجهولات زیادی را به همراه داشت و در این زمینه کسی را نمی یافتم ؛ لذا ، به هر جایی سرک می کشیدم . به همین خاطر، هر کسی که مرا می شناخت ، از روی دلسوزی و بعضی ها هم از روی حسادت ، می گفتند که ، انسان نباید مثل پرنده از این شاخه به آن شاخه بپرد.
همین صحبت آنها ، مرا بیشتر به فکر فرو می برد. آیا آنها درست می گویند، یا نه ؟!؟ اگر آنها در ست می گویند ، پس من نباید به دنبال گمشده خود بروم ؛ و اگر آنها اشتباه می گویند ، پس من باید بیشتر سعی و تلاش کنم ، تا اینکه به مقصود برسم . در همین افکار غوطه ور بودم که در یکی از «کشف و شهود » هایم ، راه درست را به من نشان دادند. از آن به بعد بود که در راهم آگاهتر ، مصمم تر ، فعالتر و هدفمندتر شدم ، و عزمم را جذم کردم که به هدف اصلی ام ، یعنی کشف مجهولات و راز آفرینش جهان هستی ، دسترسی پیدا کنم.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
طی طریق جامع، طریقت و راه و روش الهی است که انسانها می توانند توسط آن، به نیروهای سه گانه «طی الارض، طی الزمان، و طى اللسان» برسند؛ انشاء الله.
«طی طریق جامع» به سه صورت انجام می پذیرد:
۱- طی الارض (سفر در مکان)
۲- طی الزمان (سفر در زمان)
۳- طی اللسان (صحبت کردن و فهمیدن تمامی زبانهای دنیا).
۱- طی الارض (طی مکان):
طی الارض (سفردر مکان) یعنی:
از مکانی به مکان دیگر رفتن، توسط نیروی درونی، بدون دخالت امری جسمانی و مادی، آن هم در مدت زمان بسیار کوتاه، که غیر قابل تصور انسان باشد.
کسانی که طی الارض می کنند، دارای توانایی های بسیار بالای روحی می باشند. آنها می توانند حتی دیگران را با خودشان در یک لحظه از مکانی به مکانی بسیار دور انتقال دهند.
کسانی که طی الارض می کنند، می گویند: زمین زیر پایمان به حرکت در آمده و می چرخد. به همین دلیل است که خیلی زود، در کمترین زمان ممکن (حتی در یک لحظه)، از مکانی به مکان دیگری با فاصله بسیار زیاد، انتقال پیدا می کنند.
کسانی که دارای توانایی طی الارض هستند، تنها یک عده خاص و متعلق به یک دین خاص نیستند؛ بلکه حتى احتمال هم دارد که افراد بی دین که به خداوند متعال هم ایمان ندارند، دست به این کار بزنند. لذا دانستن این نکته بسیار ضروری است که، هر کسی که ریاضت بکشد و به فرمول (علم) طی الارض دسترسی پیدا کند، می تواند به این نیرو هم برسد.
بهترین نوع طی الارض مربوط به کسانی است که به خداوند متعال ایمان کامل داشته و فقط به اذن خداوند اقدام به این کار می کنند و همیشه رضایت خداوند حکیم را در نظر می گیرند.
شما عزیزان را به خواندن داستانهای واقعی طی الارض پیغمبران (ص)، امامان معصوم (ع)، بزرگان دین (س)، و یوگیها، دعوت می کنم.
مقاله تفاوت عالم متافیزیک و عالم ابرفیزیک را بخوانید.
طی الارض (طی مکان) به چهار صورت می گیرد
یک- طی الارض جسمانی.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
درس پنجم
تقویت اراده
درست است که در بخش ها قبل، دو قسمت علمی و عملی را مشخص کرده ایم ولی در حقیقت قسمت علمی درسها به طور کلی عملی هم میباشد، گام به گام پیش میرویم آنچه میخوانیم آن را یاد میگیریم تا اینجا متوجه شده ایم:
1- باید برنامه ی روزانه داشته باشیم.
2- باید ورزش بکنیم و مرتب برنامه ی تلقین به نفس و تنفس عمیق داشته و اندام ورزیده ای داشته باشیم.
3- در همه ی کارهای خود اراده را دخالت دهیم.
4- از چشمهای خود مواظبت به عمل آورده و بهداشت آن را مراعات کنیم.
5- به خویشتن تلقین کرده و همواره در تمام امور تلقین به نفس را فراموش ننماییم.
پس بحث امروز ما در مورد تربیت و تقویت اراده است. در ظاهر کسی را میتوانیم با اراده بخوانیم که با بودن مشکلات زندگی و موانع گوناگون جداً در تعقیب هدف مقصود خود باشد و تا خواسته ی خود را جامه عمل نپوشاند از کار خسته نشود. شخصی که اراده قوی دارد برای این که از کار نتیجه ی خوبی بگیرد هدف را طوری انتخاب میکند که مانعی برای انجام آن پیش نیاید یا غیرممکنی در آن رسوخ ننماید، پس برنامه ای که تنظیم میکنید ابتدا باید ساده و آسان باشد تا شخص مبتدی از نرسیدن به آن یا قسمتی از آن در خود احساس شکست ننماید. با توجه به گفتار بالا لازم است برنامه ی روزانه اگر تمام وقت ما را در روز هم نگیرد اقلاً طوری باشد که نمایشی از نقش ما در آن مشاهده شود تا در طی روز انصرافی در ما ایجاد نگردد. سپس با این ترتیب برنامه خود را توسعه داده و شامل تمام روز و تمام ساعات کار و استراحت میکنیم. بهترین روش برای تقویت و تربیت اراده همانا اجرای برنامه ی روزانه میباشد. پس در تنظیم آن باید بیشتر دقت به عمل آید.
راهی را که برای رسیدن به مقصد یا مقصود انتخاب میکنید ایستادگی و مقاومت را توشه ی آن سازید، بخصوص توجه داشته باشید سنگ بزرگ علامت نزدن است، مثل لقمه ی بزرگ میماند که خوردنش مقدور نیست.
موفقیت در یك عمل ارادی که برای انجام آن اراده کرده اید و خواسته ی شما است در تقویت اراده مفید واقع میشود. با توجه به این كه یك عمل ارادی دارای مراحلی است و خواسته ی شما باید با تفکر عمیق و مطالعه ی جوانب آن به مرور این مراحل را بگذراند بدان جهت به این موضوع بیشتر توجه میشود.
ادامه مطلب برای اعضای ویژه سایت در دسترس است.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
مقدمه: اگر از تلاش مداوم برای
«خوب بودن» خسته شدهاید ، این کتاب برای شماست. در دنیای امروز، خوب بودن فقط شما را در میانه میدان نگه میدارد؛ برای پیشرفت و درخشش، باید فراتر بروید. این کتاب یک راهنمای عملی و الهامبخش است که شما را از دام «خوب بودن» رها میکند و به سمت دروازههای «عظمت» هدایت میکند. با روایتی صمیمی و داستانهای واقعی، در این سفر به شما کمک میکنم تا با خود درونی خود آشتی کنید و قدرت پنهان خود را برای ساختن زندگیای که واقعاً آرزویش را دارید، کشف کنید. آمادهاید که از همین امروز یک قدم جلوتر بروید؟
فصل اول: با این همه تلاش، چرا هنوز به آنچه میخواهم نمیرسم؟
گاهی اوقات زندگی مثل یک بازی به نظر میرسد که قوانین آن ناگهان تغییر کردهاند و هیچکس به ما نگفته است. ما با تمام وجود تلاش میکنیم، همان کارهایی را انجام میدهیم که والدینمان انجام میدادند، اما به نتایج دلخواه نمیرسیم. انگار چیزی اشتباه است. این احساس شکست و سردرگمی در نسل ما گسترده است، نسلی که به او آموخته شده بود که سختکوشی همیشه نتیجه میدهد. اما امروز میبینیم که سختکوشی به تنهایی کافی نیست. این درک دردناک آغاز سفر ماست: پذیرش اینکه دنیا دیگر آن چیزی نیست که بود و تلاش «خوب» دیگر پاداش «خوب» به همراه ندارد. در واقع، خوب بودن امروز فقط ما را در یک حلقه بیپایان از نتایج متوسط نگه میدارد، که ممکن است برای بقا کافی باشد اما برای رشد و درخشش کافی نیست.
همه ما با این احساس آشنا هستیم. یک دانشجوی پزشکی را در نظر بگیرید که ساعتها درس میخواند و در نهایت با معدل خوب فارغالتحصیل میشود. در گذشته، معدل خوب، شغل مناسبی را تضمین میکرد. اما امروزه، تعداد پزشکان خوب از همیشه بیشتر است و برای رسیدن به بهترین موقعیتها، خوب بودن دیگر کافی نیست؛ باید عالی باشید. باید فراتر از دیگران بروید و کاری انجام دهید که شما را متمایز کند. این اصل نه تنها در دنیای حرفهای، بلکه در تمام جنبههای زندگی صدق میکند: ازدواج، روابط خانوادگی، حتی سرگرمیها و ورزش. رقابت در همه جا وجود دارد و استانداردها به طرز باورنکردنی افزایش یافتهاند. این تغییرات ما را به سمت بحران هویت شخصی سوق میدهد، جایی که ارزشهای قدیمی دیگر مؤثر نیستند و ما مجبور میشویم خودمان قوانین جدید را کشف کنیم.
حتی در دنیای هنر و خلاقیت، این قانون صادق است. نمونههای زیادی وجود دارد، از نقاشانی که آثارشان زمانی خارقالعاده به نظر میرسید اما اکنون در موزهها خاک میخورد تا خوانندگانی که صدای خوبی داشتند اما هرگز به شهرت جهانی نرسیدند. چرا؟ چون در دنیای امروز، خوب بودن در یک زمینه به تنهایی کافی نیست. شما باید یک هنرمند کامل باشید: کسی که علاوه بر استعداد، در رسانههای اجتماعی فعال باشد، ارتباطات عمیقی با مخاطبان خود برقرار کند و داستانی جذاب برای گفتن داشته باشد. همه اینها نشان میدهد که برای درخشیدن، باید فراتر از مهارت صرف بروید؛ باید یک کلمه کلیدی جدید برای موفقیت پیدا کنید و آن کلمه چیزی جز «عالی» نیست.
دنیا دیگر به عملکرد «خوب» پاداش نمیدهد. امروزه، عملکرد «خوب» فقط به نتایج «ضعیف» منجر میشود . دلیل این امر ساده است: با دسترسی گسترده به اطلاعات و ابزارهای پیشرفته، همه میتوانند خوب باشند. در هر زمینهای که نگاه کنید، از طراحی گرافیک گرفته تا برنامهنویسی، افراد بیشماری را با مهارتهای خوب میبینید. بنابراین اگر سعی کنید با همان مهارتها وارد بازار کار شوید، فقط به یک نتیجه متوسط، یک حقوق متوسط، یک موقعیت متوسط و یک زندگی متوسط دست خواهید یافت. این یک حقیقت تلخ است، اما پذیرش آن اولین قدم برای تغییر است. باید بیدار شویم و ببینیم که دیگر نمیتوانیم با طرز فکر قدیمی به موفقیت دست یابیم.
در گذشته، داشتن مدرک خوب از یک دانشگاه خوب برای یافتن شغل خوب کافی بود. اما امروزه، مدرک خوب فقط یک نقطه ورود به رقابت است. مهمتر از آن، مهارتهایی است که در طول زندگی میآموزید و تجربیاتی که کسب میکنید. این باعث شده است که بسیاری از ما، با وجود تمام تلاشهایمان، احساس بیارزشی کنیم. انگار وارد مسابقهای شدهایم که خط پایان آن جابجا شده است. ما همچنان میدویم، اما هرگز به خط پایان نمیرسیم. این سردرگمی و ناامیدی ریشه بسیاری از مشکلات ما در عصر حاضر است: از فرسودگی شغلی گرفته تا اضطراب و احساس ناامنی.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
چرا هرگز به اهدافتان نمیرسید؟ | راز تبدیل شدن به یک فرد شکستناپذیر
مقدمه:
در دنیایی پر از فهرست «بایدها» و اهداف محقق نشده، آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا با وجود تمام تلاشهایتان، هنوز در همان نقطه شروع ایستادهاید؟ این کتاب پاسخی جسورانه به این سوال ارائه میدهد و به شما نشان میدهد که مشکل تلاش شما نیست، بلکه طرز فکر شماست. «از باید تا باید» نقشه راهی برای زندگی است که در آن آرزوها به تعهداتی ناگسستنی تبدیل میشوند. اگر آمادهاید تا از چرخه بیپایان بهانهها رها شوید و به زندگی قدرتمندی قدم بگذارید، سفر شما از اینجا آغاز میشود.
فصل اول: چرا «بایدها» شکست میخورند؟
شاید بزرگترین دروغی که هر روز به خودمان میگوییم از یک کلمه ساده و پنج حرفی ساخته شده باشد: باید . باید ورزش کنم، باید بیشتر درس بخوانم، باید برای آیندهام پول پسانداز کنم. این کلمات به نظر نقشه خوبی برای یک زندگی بهتر میآیند، اما اگر دقیقتر نگاه کنید، متوجه خواهید شد که چیزی پشت آنها پنهان شده و مانع از پیشرفت ما میشود. آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا با وجود تمام تلاشهایتان، لیست کارهای ناتمام شما هر روز طولانیتر میشود و اهدافتان به تعویق میافتند؟ این کتاب به شما نشان میدهد که چرا این اتفاق میافتد و چگونه میتوانید برای همیشه جلوی آن را بگیرید. مشکل اصلی تلاش شما نیست، بلکه طرز فکر شما نسبت به این «بایدها» است.
اگر واقعاً میخواهید به اهدافتان برسید، باید با پذیرش این حقیقت تلخ شروع کنید که این کلمات فقط توهم موفقیت را ایجاد میکنند. آنها به ما حس کاذب کنترل میدهند، در حالی که در واقعیت، ما را در چرخهای بیپایان از ناامیدی و رکود گرفتار میکنند. این «بایدها» مانند وعدههای دروغینی هستند که به راحتی ذهن ما را فریب میدهند. ما هر شب به امید اینکه فردا متفاوت باشد، به خواب میرویم، اما صبح با همان لیست ناتمام از خواب بیدار میشویم. این داستان بسیاری از مردم است و ممکن است داستان شما نیز باشد.
اگر از خودتان بپرسید چرا این اتفاق میافتد، پاسخ در یک کلمه نهفته است: مقاومت. مقاومت نیروی پنهان و قدرتمندی است که در برابر هر اقدام مثبتی که قصد انجام آن را داریم، میایستد. این مقاومت، بهانههایی مانند «الان وقت ندارم»، «خیلی خستهام» و «فردا انجامش میدهم» را در ذهن ما میپروراند. این بهانهها ابزاری هستند که «بایدها» برای بقا از آنها استفاده میکنند. وقتی یک کار برای ما فقط یک «باید» باشد، ذهن ما به راحتی راه فراری برای آن پیدا میکند و ما را به سمت سادهترین مسیر هدایت میکند.
اما زندگی افراد موفق و بزرگ از این قاعده پیروی نمیکند. آنها از همان ابتدا فهمیدهاند که برای هیچ هدف بزرگی نمیتوانند به «بایدها» تکیه کنند. برای آنها، هدف به یک اجبار درونی تبدیل شده است، یک خط قرمز که عبور از آن غیرممکن است. این تفاوت اساسی بین یک آرزوی خام و یک تعهد واقعی است. «بایدها» فقط یک آرزو هستند و همیشه راه فراری برای آنها وجود دارد، اما «بایدها» راه فراری ندارند. آنها مانند نفس کشیدن هستند و بخشی از وجود شما میشوند.
یک «باید» نیروی بسیار قدرتمندی است، زیرا شما را از چنگال بهانهها آزاد میکند و به شما قدرت میدهد تا حتی در روزهایی که احساس خوبی ندارید، به کار خود ادامه دهید. در واقع، افراد موفق به دلیل یک «باید» دست به اقدام میزنند، نه یک «باید». برای آنها، انجام یک کار یک انتخاب نیست، بلکه یک اجبار درونی است. برای یک قهرمان المپیک، تمرین کردن یک «باید» نیست، بلکه یک «باید» است که هویت آنها را شکل میدهد.
تصور کنید که ذهن شما مانند یک کامپیوتر برنامهریزی شده است. وقتی یک «باید» را وارد آن میکنید، در واقع یک دستور مشروط میدهید: «اگر شرایط خوب است، این کار را انجام بده.» اما وقتی یک «باید» را وارد میکنید، در واقع یک دستور مطلق میدهید: «این کار باید انجام شود، بدون هیچ شرطی.» تنها با چنین تغییری در برنامهریزی ذهنی میتوانید از چرخههای تکراری شکست رهایی یابید. این تغییر اولین قدم برای ورود به زندگیای است که در آن اهداف شما دیگر آرزو نیستند، بلکه به واقعیت تبدیل میشوند.
در این فصل، به شما کمک میکنم عمیقترین «بایدها»ی خود را شناسایی کنید، همانهایی که سالها شما را راکد نگه داشتهاند. شاید این «بایدها» مربوط به شغل، روابط یا سلامتی شما باشند.
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
چله نشینی جامع
در جوامع بشری ، انسانها پس از بالا رفتن سن و سال شان ، به حالتی از گنگی ، در رابطه با شناخت خود ، می رسند . در این حالت ، آنها قدم اول را بر می دارند؛ یعنی ، به دنبال جواب درست و کاملی برای سوالاتی که همیشه و در همه حال ذهن شان را مشغول کرده ، می گردند. سپس ، آنها در گام دوم ، به دنبال کسانی می گردند که بتوانند جواب آنها را بدهند. زمانی که این گروه بتوانند جواب خودشان را دریافت نمایند ، قدم سوم شان را بر می دارند؛ یعنی ، به دنبال استادی می گردند که بتواند آنها را به طرف هدف و مقصد نهایی که همانا خودشناسی و خداشناسی می باشد ، هدایت نماید.
مراحل خودشناسی:
1- طرح سئوال درست ( نیت پاک).
۲- یافتن جواب درست ( توسط انسانهای وارسته و اولیاء الله ).
۳- گام برداشتن در راه مستقیم و درست ( گفتار نیک ، کردار نیک ، پندار نیک ).
۴- رسیدن به خودشناسی .
مراحل خداشناسی:
١- رسیدن به خودشناسی .
۲- گام برداشتن در راه مستقیم و درست ( پاکی ، صداقت ، صبر ، استقامت ، تواضع ).
٣- یافتن استاد جامع .
۴- عمل کردن به علم هایی که توسط استاد جامع ، دریافت می شود.
۵- توکل به خداوند متعال و توسل به آقا امام زمان ( عج ).( راضی به رضای خداوند قادر مطلق بودن ، شکر گزار نعمتهای خداوند بخشنده و مهربان بودن ، گوش کردن و انجام دادن دستورات خداوند حکيم ).
۶- رسیدن به خداشناسی .
بهترین نوع چله نشینی
از زمانهای گذشته تا به حال ، انسانهای زیادی برای رسیدن به خودشناسی و خداشناسی ، به انواع و اقسام روشهای پالایش اقدام کرده اند. اگر بخواهیم تمامی روشهای پالایش تن و روان ( جسم و روح ) را جمع آوری کنیم ، چندین جلد کتاب قطور خواهیم داشت . زیرا در جهان ، فرهنگها ، ادیان ، مكتبها ، خلق و خوی ، آداب و رسوم ، زبان و روحیات هر قوم و قبیله ای با دیگر اقوام ، متفاوت است .
در اینجا سعی نمودم که گلچینی از بهترین و کامل ترین روش پالايش تن و روان را به رشته نگارش در آورم.
وقتی به مطالعه درباره چله نشینی های معتبر جهانی پرداختم ، ابتدا سعی نمودم اطلاعات کاملی از تمامی جوانب کار ، گرد آوری نمایم . بعد ، از روی آن اطلاعات ، مشغول تحقیق و کاوش شدم و تا آنجایی که توانایی ام ( عقلم ) اجازه می داد ، به دستورات آنها عمل نمودم. در انتهای کار ، به هر کدام از آن روشهای پالایش ، نمره ای از صحیح و کارساز بودن را دادم.
ادامه…
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
درس چهارم
تلقین به نفس (قسمت دوم)
در جزوه ی سوم اصولی را یاد گرفتیم و با تلقین به نفس آشنایی پیدا کردیم. حال به آموزش خود ادامه میدهیم. هرچیزی را که طالب باشیم اگر وجود نداشته باشد و در دسترس قرار نگیرد، اجباراً از مشابه آن استفاده خواهیم کرد. این مشابه را که به اجبار قبول میکنیم خودمان انتخاب نکرده ایم بلکه دیگری با آشنایی قبلی که از آن دارد به ما معرفی می کند. در نتیجه ی تلقین ایشان، در ما ایجاد القاء کرده و آن را قبول میکنیم.
در تلقین به طور کلی آماده کردن طرف یا معمول برای قبول کردن آن زمینه ی تلقین پذیری را باید در نظر گرفت. پس یکی از اساسی ترین شرط در عمل تلقین، زمینه پذیرش آن است که به نام تلقین پذیری می شناسیم. پذیرش تلقین، آماده کردن طرف (معمول) برای پذیرش در این دانش خود یك هنر است. این هنر را باید آموخت و با مهارت آن را به کار گرفت.
برای خواب کردن اصولی را میشناسیم که یك یك به آنها اشاره می کنم. برای تلقین، کسی را روی صندلی راحت مینشانم و به او میگویم (بخواب… در تمام اعضای بدنتان آرامش احساس میکنید، بخواب بخواب.
همچنین برای وصول به نتیجه به تلقینات خود اضافه میکنیم:
کاملاً راحت هستید. احساس آرامش میکنید. بخوابید، راحت بخوابید.
آیا با این گفتار و با این تلقین میتوان به طور ساده یکی را بخواب برد. شاید از صد نفر بتوان دو نفر را خواب کرد. با این کیفیت از کار خودمان نتیجه مثبتی نخواهیم گرفت. لازم است از طریقه ی دیگری استفاده کنیم. برای هیپنوتیزم شخصی را روی صندلی مینشانیم به او میگوییم: به این نقطه نگاه کنید. راحت هستید.
در این موقع چراغی را که نورش بی اندازه زیاد است یا طبلی که صدای آن بی نهایت بلند است روشن میکنیم یا به صدا در میآوریم. شخص معمول در این وضع چه حالتی پیدا خواهد کرد؟ آیا به ما نخواهند گفت که ممکن است این عمل، ایجاد ناراحتی هایی در معمول بکند.
برای این که در هیپنوتیزم موفقیتی حاصل شود عده ای از دانشمندان، روانشناسان و دکترها، مطالعه کرده و ابتکاراتی بخرج داده و وسایلی نیز ساختند، چون دیسك هیپنوتیك و آینه ی گردان از این قبیل وسایل گوناگون که میتوان با آنها سوژه رابخواب برد. آن وقت اشاره میکنند باید سوژه دارای چه شرایطی و چه امراض و بیماری باشد تا بخواب رود. این نیز محرز است که عده ی کمی را میتوان با این طریق خواب کرد. بخصوص اگر بیماری داشته باشند کار مشکل تر خواهد شد. همین صدا و نور هم ممکن است ناراحتی هایی در معمول به وجود آورد.
پس ما نیاز به وسایل دیگر و راههای دیگر داریم تا بتوانیم در کار خود موفقیت پیدا کنیم. این دانش همانا خودشناسی و خودسازی است که در این جا با نام (مانیه تیزم) معرفی میشود. در ریشه، همان فلسفه و معرفت و دانش شرق است که به غرب کشیده شده است. آنانی که میگویند هیپنوتیزم مدرن شده ی مانیه تیزم است، كاملاً در اشتباه اند. عرفان و معرفت مشرق زمین است که غربی ها از آن استفاده کرده و با تغییر حال و احوال نامی بر آن گذاشته و به خود اختصاص داده اند. بالاخره با تحت تأثیر گرفتن سوژه و ایجاد القاء در وی و نگاه کردن به یك نقطه ی ثابت به راحتی میتوانیم اشخاص سالم را به خواب ببریم. این موضوع خوابهای مرکب یا مخلوط را به یاد می آورد که در کتابهای خود (نقطه ی سیاه) و (هیپنوتیزم و تلقین) به آن اشاره کرده ام که میتوانید کتابها را از بخش پشتیبانی سایت دریافت کنید.
پس اصل و اساس این علم و دانش خودشناسی، قدرت مغناطیسی است که باید با انجام تمرینات و به مرور زمان آن را یاد گرفت.
…
ادامه این محتوا یا لینک های دانلود را فقط اعضای ویژه می توانند مشاهده کنند. با کلیک بر روی دکمه زیر، عضو ویژه سایت شوید.
درس سوم
تلقین به نفس
یکی از ارکان مهم دانش مغناطیس شخصی (مانیه تیزم)، تلقین به نفس است. با خویشتن حرف زدن، خود را انتقاد کردن، در اتاق خلوت نیمه روشن نشستن، به گذشته تفکر کردن، بالاخره خود را محاکمه نمودن، همیشه باید این رکن را در نظر گرفته، همواره با تلقین به نفس همراه باشید.
زندگی سراسر تلقینات ضد و نقیض است. هر روز خبری میشنویم. خوشحال شده یا ناراحتی احساس میکنیم. این اخبار مختلف را یا قبول کرده یا این که رد مینماییم. در جمع آنها زندگی ما تحت تأثیر این قبیل تلقینات و اخبار قرار میگیرد. حال میخواهیم در این مسیر، جانبی را انتخاب نماییم که بتوانیم در برابر این فشارها و شداید این اخبار گوناگون این تلقینات مستقیم و غیرمستقیم که به ما میرسند، خویشتن را حفظ کنیم و راه راست را برای رسیدن به مقصود اصلی، موفقیت و کامیابی برگزینیم. به طور کلی آنچه لازمهی زندگی خوب و بهتر زیستن است فراهم سازیم. این انتخاب مسیر خوب به وسیلهی تلقین به نفس ممکن خواهد بود.
شاید نتوانیم اراده را به طور شایسته تعریف کنیم ولی میتوانیم بگوییم اراده، خواستهی ما است. ما چیزی را میپسندیم و میخواهیم، این خواستن ناشی از ارادهی ما میباشد. ما میخواهیم از خواستههای خود نتایج خوب و مفید برگیریم تا برای زندگی کردن آمادهتر و دلگرمتر شویم، پس برای این منظور ما میخواهیم و ما میتوانیم آنچه خواسته ی ما است به آن کار شروع کرده و به پایان برسانیم. نتیجه ی خوب و مثبت به دست آوریم. چون آن را اراده کرده ایم و به انجام نیز خواهیم رسانید. به کار خود اطمینان داریم و به خویشتن اعتماد میکنیم.
در برنامهی روزانه، خواستن یعنی اراده کردن است. به همین جهت منظم و مرتب به امور روزانه رسیدن و طبق برنامه کوشش نمودن، نیروی اراده را تقویت خواهد کرد. پس از مدتی ادامه و تمرین پی خواهید برد که چقدر از نظر اراده و انجام کارها تغییراتی در شما صورت گرفته است. گفتیم تلقین به نفس رکن دیگر این دانش است. از قدیم گفته اند آنچه که از دل خیزد بر دل نشیند، یکی از اصولی که باید مراعات گردد همین گفتار است.
در تلقین و تلقین به نفس کاملاً این اصل مراعات میشود. آن چه را که میخواهید به کسی تلقین کنید باید ابتدا خودتان آن را بپذیرید. در تلقین به نفس هم چنین است باید بدانید که تلقین به نفس خود فریب دادن و سخن بیهوده نمیباشد، هر چه میگویید از ته دل میگویید خود نیز آن را قبول مینمایید. شاید ابتدا به نظر برسد که این تلقینات در شما تأثیری ندارد ولی با تکرار تلقینات همهی آنها مورد قبول خواهد شد. شاید در اولین وهله این یک مسأله بغرنج و مشکل باشد ولی تکرار و باز هم تکرار با مراعات اصولی که گفته میشود کاملاً شما را در مسیر آن قرار خواهد داد. این قدرت را شخص پیدا خواهد کرد که به هر چه فکر میکند در ذهن خود آن را قبول کرده و بیان میکند و یا تلقین مینماید مورد قبول واقع شود.
مدت کوتاهی است که در زندگی شما برنامهی روزانه مراعات میشود. این آغاز یک زندگی نوینی است. توصیه میشود به برنامهی خود علاقه نشان داده و در انجام آن بکوشید تا به نتایج کلی و عالی دست یابید. اگر تاکنون به تنظیم آن اقدام نکرده اید باز هم دیر نشده این کار را هر چه زودتر انجام دهید. خداوند متعال نیروی مغناطیس را چون سرمایه ای در دسترس همهی مخلوقات قرار داده است. از اتم گرفته تا آن دور دستترین کرات از این قانون و از این نیرو اطاعت کرده و از آن استفاده میکنند. بعضی از حیوانات بخصوص انسان این امتیاز را دارند که از راه صحیح آن وارد شده و پس از مطالعات زیاد برای تقویت آن در بدن دخالت اراده در آن میتوانند با انجام و اقدام به تمریناتی بر قدرت خود بیفزایند.
هر قدر این سرمایه سرشارتر شود، شما به زندگی و مزایای آن بیشتر پی خواهید برد.
برنامهی روزانه باید طوری تنظیم شود که از این سرمایه و نیروی عظیم به طور کامل استفاده به عمل آید. با انجام تمرینات و پیشرفت در آنها به تدریج پی خواهید برد که …










