13 اسفند 1403

ترک شهرت

«چوانگ تزو» یکی از مریدان «لائو»، سال‌ها در شهری زندگی می‌کرد. اما روزی ناگهان به مریدانش گفت که باید آنجا را ترک کند. مریدان گفتند: «مگر […]
13 اسفند 1403

مبارزه بدون ضربه در کاراته

یکی از معلمان «اوکیناوا» که گاه‌گاهی نزد وی درس می‌آموختم ، استاد «ماتسو مورا» بود. در مورد ایشان داستان معروفی وجود دارد، مبنی بر اینکه وی […]
3 اسفند 1403

آموزش شمشیربازی به طریقۀ ذن – داستان ذن

روزی از روزها، یک سامورایی به نزد استاد افسانه‌ای «میا موتو موساشی» رفت، و از او درخواست کرد که راه صحیح شمشیربازی را به وی بیاموزد. […]
3 اسفند 1403

جنگ خروس ذن – داستان ذن

در روزگاران قدیم، پادشاهی در کشور چین زندگی می‌کرد که مایل بود یک خروس جنگی بی‌مانند داشته باشد. او استادی را که در این زمینه صاحب […]
3 اسفند 1403

داستان سه گربه – داستان ذن

یک سامورایی در خانه‌ای زندگی می‌کرد که یک موش عرصۀ زندگی را بر او تنگ کرده بود. او به‌هیچ صورتی نمی‌توانست خودش را از شرّ این […]
23 بهمن 1403

خدا را به من نشان بده – داستان ذن

شخصی به نزد حضرت امام جعفر صادق آمد و گفت: «خدا را به من نشان بده.» حضرت امام جعفر صادق فرمودند: «مگر نشنیده‌ای که حضرت موسی […]
23 بهمن 1403

دریافتن مزۀ آب هفت دریا – داستان ذن

روزی از روزها، یکی از شاگردان «ذن» از استاد «ها کویین» سئوال کرد: «چگونه می‌شود از جزء به کل رسید و آن‌را درک کرد؟» استاد «ها […]
23 بهمن 1403

صمیمیت حقیقی – داستان ذن

در زمان‌های قدیم، در کشور چین، بعدازظهر یک‌روز، مادری که سرشار از عشق به پسرش بود، به آرامی مشغول پشم‌ریسی بود. ناگهان مردانی به خانۀ او […]
10 بهمن 1403

عوض‌کردن سرنوشت – داستان ذن

یک فرمانده جنگ‌آور معروف ژاپنی به نام «نوبو ناگه»(Nobu naga) با اینکه تعداد سربازانش به یک‌دهم نفرات دشمن هم نمی‌رسید، تصمیم گرفت به دشمن حمله کند. […]
10 بهمن 1403

باز شدن دروازه‌های بهشت و جهنم – داستان ذن

سربازی به ‌نام «نوبوشیج»(No bu shige) نزد استاد ذن «هاکوئین»(Ha kuin) آمد و پرسید: آیا وجود بهشت و جهنم حقیقت دارد؟ «هاکوئین» سئوال کرد: تو کی […]
10 بهمن 1403

ممکن است چراغ حقیقت خاموش شود – داستان ذن

شاگردی از مکتب «تِندای»(Ten dai) که از مکاتب فلسفی بودیسم است، به اقامتگاه استاد ذن، «گاسان»(Ga san) آمد، تا نزد او به تحصیل ذن پردازد. چند […]
10 بهمن 1403

دزدی که رهرو شد – داستان ذن

یک شب که استاد ذن «شی‌چی‌ری کوجون»(Shi chi ri Ko jun) آيات مقدّس می‌خواند، دزدی شمشیر به‌دست، به کلبه‌اش وارد شد. وقتی دزد استاد ذن را […]