26 آذر 1403

حیوان وحشی – داستان ذن

استاد ذن «تُندای تِسه»(Tonday Tse) به پرورش حیوانات می‌پرداخت و روزها را به تحقیق و تفکر پیرامون حرکات و حالات زیست و مبارزۀ آنها می‌گذراند. حیوانات […]
24 آذر 1403

راه مبارزه – داستان ذن

استاد ذن «چنگ مای» (Cheng Mai) برخلاف سایر استادان که در معابد دور دست و با تعداد معدودی شاگرد می‌زیستند، معابد خود را در شهرهای بزرگ […]
23 آذر 1403

سخنرانی برای گوسفندان – داستان ذن

استاد «چئو پانتو» (Cheo Panto) سال‌ها به تعلیم مردم می‌پرداخت و هزاران شاگرد از دور و نزدیک برای آموختن رموز ذن نزد او می‌آمدند. استاد شبانه‌روز […]
22 آذر 1403

راز مبارزه – داستان ذن

استاد و راهبری پُر اندیش، برای ملاقات شاگردانش به مسافرت‌های زیادی اقدام می‌نمود، تا از ایشان در گوشه‌های دور افتاده دلجویی نماید، و در برابر مشکلات […]
22 آذر 1403

مجهول – داستان ذن

«سون مای‌تو»(SON MAI TO) بسیار استاد صادق و پاکی بود، به‌طوری که بسیاری از رهروانش از تمامی مسایل خصوصی او بااطلاع بودند، و حتی گاهی اوقات […]
21 آذر 1403

گنجینۀ خود را باز کن – داستان ذن

رهرویی به نام «دای جو»(Dai ju) به دیدار استاد ذن «باسو»(Ba so) در کشور چین رفت. استاد پرسید: در جستجوی چه هستی؟ رهرو جواب داد: روشن […]
21 آذر 1403

ذن دائم – داستان ذن

رهروان ذن، دست کم ده سال نزد استاد می‌آموزند، تا بعد به دیگران بیاموزند. «تنو» (Tenno) که دوران آموزش را گذرانده بود، به‌خدمت استادش «نان ئین»(Nan […]
21 آذر 1403

سه روز بیشتر – داستان ذن

«سوئی وو»(Sui wo)، شاگرد «هاکوئین»(Ha kuin)، معلّم خوبی بود. در یکی از روزهای تابستان که، وقت را به تنهائی و در انزوا می‌گذارند، رهروی از اهالی […]
21 آذر 1403

انتشار آیات مقدّس – داستان ذن

«تِت سوگِن»(Tet sugen) از فدائیان ذِن در ژاپن، تصمیم گرفته بود آیات مقدّس را که در آن‌زمان فقط در چین وجود داشت، انتشار دهد. قرار بود […]
17 شهریور 1403

جادۀ گِل‌آلود

روزی دو نفر راهب، به ‌نام‌های «تَن ‌زَن»(Tan zan) و «اِدیکو»(Edi ko)، در جاده‌ای پُر از گِل و لای، سفر می‌کردند. باران به‌شدت می‌بارید. در خم […]
17 شهریور 1403

یک قطره آب

روزی، یک استاد ذن به‌نام «گاسان»(Ga san) از رهروی جوانی خواست، یک سطل آب سرد بیاورد، و در تشت حمام بریزد، که آب داخل آن، قابل […]
14 شهریور 1403

مرد نابینا و فانوس

قرن‌ها پیش، در کشور ژاپن، فانوس‌هایی از خیزران و کاغذ می‌ساختند و داخل آن شمع می‌گذاردند. شبی، یک مرد کور، دوستی را ملاقات کرد. دوست، فانوس […]